1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. خانومم تو مسافرت خونه خالم اینا برگشته بهم میگه مگه تو با ما نمیای بازار؟ میگم واسه چی؟ میگه واسه این که کرایه تاکسی رو حساب کنی!
    یعنی عاشقانه ترین انتظاری بود که یه تازه عروس می تونست از آقاشون داشته باشه، اونم جلو فک و فامیل
    آیا بی کاربرد نشان دادن همسر تا این حد کار خوبیست؟
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  2. سر کلاس یکی از دانشجوهام پرسید:استاد چطور سوال میدین؟ چندتا سوال میدین؟ از کجا سوال میدین؟از این جور سوالها
    تا امدم جواب بدم یکی از بچه های کلاس نمک پروند گفت:استاد یه سوالایی میده که ما تاحالا ندیدم ما هم یه جوابهایی میدیم که استاد ندیده تا الان ندیده
    منم یه لبخند ژکوند زدم گفتم :اره عزیزم اونوقت یه نمره هایی میدم که تا الان ندید
    یه دانشجو دارم آتیش پاره فوری برگشت گفت: ماها تا حالا 20 ندیدم یعنی استاد 20 میدین؟!!!!!!!!!!!!
    اینه دانشجو حاضر جواب :35:)))))
    پی نوشت: بچه های خوب و درس خونی هستن 20 حقشونه 20 تو دستشونه
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  3. حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای
    گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای!
    گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟
    گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای!
    گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟
    گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای!
    گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟
    گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای!
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  4. ترم پیش سر امتحان ریاضی 1 بودیم تازه میخواستن سوالارو پخش کنن که یکی از خانوما گفت استاد میشه برم یه آب به صورتم بزنم؟آخه خیلی استرس دارم.
    منم گفتم : چقدر استرس داری آروم باش_ بیخیال امتحان و قانوناش..
    مش سعید هستم با سابقه 5ترم روفوزگی در درس ریاضی 1. با لطف و عنایت تعالی و کرم استاد.
    مش سعید بادمجون پیوند خورده با میمون
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  5. چندوقته پيش يه روز صبح عموم خوشحال وخندون اومدخونه ما
    گفت مژده بچه ها تو يكي از بانكها برام ماشين دراومده
    مام همچين ذوق مرگ شديم
    داداشم ازاون ور گفت:خب عموجان حالا چقدي تو حسابت بود؟
    عموم برگشته ميگه:وااااااا مگه واسه جايزه بايد حسابم داشت؟؟؟؟
    ديگه قيافه مارو خودتون تصوركنيد!!!!
    (يكي ديگه بوددرست با اسم وفاميلي عموم )ولي خدايي خوش به بخت واقبالش.....
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  6. امروز اِس دادم به حانیه بهش میگم: عَیال میخام بهت یه چیزی بگم
    حانیه:eek:_O , بگو
    من: آخه میترسم ناراحت شی بیخیال اصن ولش کن مهم نیس :279:
    حانیه: بگو بگو بگووووووو 8_8
    من: آخه میترسم ناراحت شی میشه بیخیال شی ؟؟
    حانیه: نعه , حامد تا کیلیپس سارا رو نکردم تو حلقت بگو 0_o
    من: چش چش چرا عصبانی میشی عَیال میگم ولی دعوام نکنیا
    حانیه: اَه بگوووووو دیگه ه ه ه ه
    من: حانیه راستش میخام بگم , منو ببخش اگه اذیتت کردم,اگه سربه سرت گذاشتم ,اگه ناراحتت کردم,راستش خاستم بگم من باید برم,ینی دیگه وقتشه که برم و نمیتونم بمونم,منو ببخش دلم میخاد بمونم ولی دیگه نمیتونم بمونم باید تَرکِت کنم, خوبی بدی دیدی حلال کن...
    ... و بعدش چند تا نقطه گذاشتم اومدم پایین نوشتم اگه یه روزی رفتم آلمان اینجوری بهت اس بدم خوبه ؟؟
    حانیه: بی مزه ... اگه بری دیگه نه من نه تو :((((
    من: چرااااااااا ؟؟؟ o_O
    حانیه: خب تو رفتی تکلیف من چی میشه این وسط ؟؟
    من: خب تو هم با خودم میبرم دیگه , میای باهام ؟؟
    حانیه: آره آخ جون کی میریم حالا ؟؟
    من: دیگه وقتشو نمیدونم ولی تو زعفرانیه یه خیابون داره اسمش آلمانه ,هیشکی بدش نمیاد اونجا خونه داشته باشه تو رو نمیدونم
    حانیه: حامددددددد دستم بهت برسه کشتمت ت ت ت ت
    من: عَیال عَیال به شخصه اسید خوردم ببخشیدددد
    ###فدات بشم که انقد پاک و ساده ای حانیه###
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  7. داشتیم از تونل رد میشدیم .. که یکی چند تا بوق متوالی زد ..
    گفتم : مرتیکه خر انگار عروسی ننشه که داره بوق میزنه ..
    نگو بابام داشته بوق میزده ..
    هیچی دیه ... پیاده روی تو بیابونم خوبه ... :smile:
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  8. عاغا این شعری که فامیل دور میخوند ،... "که با این در اگر در بند در مانند، درمانند" ،
    من فک میکردم این شعرو از خودش در آورده... نگو شعر از حافظه!
    "در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
    که با این درد اگر دربند درمانند درمانند"
    (البته حضرت حافظ یه "دال" بیشتر گفته) ^ـــــــ^
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  9. آقا یه روز تو سالن مطالعه بودیم که یکی از دوستام اومد پرسید میدونی فلانی کجا میشینه?
    یه نگاهی به میزهای اطراف کردم و بهش گفتم مثل بقیه رو صندلی میشینه
    کمی فکر کرد دید حرفم کاملا منطقیه
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.
  10. دیروز داشتم موهام و رنگ میکردم اونم چه رنگی؟کاهویی
    از رنگم اضافه اومد یهو چشمم خورد ب امیر که خوابیده هیچی دیگه کلی ابتکار روش ب خرج دادم،اونم ک خسته و خواب سنگین اصن تکون نخورد منم دو پا داشتم دو پا دیگم قرض گرفتم و الفرار...
    بله از دیروز گوشیمم خاموشه کی جرات داره روشن کنه؟؟؟
    الهی بچم الان شبیه خیار شده خخخخخ
    لایک:عجیب کرم داری
     
    ❤ katy perry ❤ از این پست تشکر کرده است.