1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. به همین افق قسم
    امروز بابام رفته دستشویی رو شسته , اَصن دستشویی برق میزدا ناموسا
    بعد با یه حالت خسته از از در دستشویی اومده بیرون
    مامانم بهش میگه:خوب دستشویی شستی یا نه ؟؟
    بابام: آره باااااو , بیا نگاه کن ^_^
    بعد همینجوری که داره منو نگاه میکنه برگشته به مامانم میگه:
    جوری تمیز شستمش که اصن تو برو عسل بریز روش بده حامد لیس بزنه ^_^
    کامراااااااان کجایی ؟؟ کامران من کمبود عاطفه دارم ! کامران بیا با هم بریم 4تا پرورشگاه سر بزنیم شاید منو شناختن :((((
    حامد هستم از سر راه 0_o
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  2. من احساس می کنم که تو خونمون جن ۱پا داریم
    چون همیشه ۱لنگه جوراب من نیست!
    :16:
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  3. يه روز داشتيم با فكوفاميل عزيز حومه مباحثى بحث ميكرديم
    يهو دختر خاله ى بنده برگشت و با يه لحن حسرت بارى گفت
    ((هيچوقت نميفهمى چى تو دله يه بهمنى ميگذره...هيچوقت))
    سكوتى حزن انگيز خانه را فرا گرفت
    دستمو چن بار روى شونش زدمو گفتم((من ميدونم چى ميگذره...))
    نگاهى تشكر اميز به من انداخت و من ادامه دادم
    ((خـــــون))
    يعنى اونقدر قانع شده بود كه ميخواست خودشو از پنجره پرت كنه پايين^_^
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  4. سر کلاس ترجمه متون ادبی جو شاعرانه ای به کلاس حاکم شده بود. بیرون هوا یه مقدار طوفانی بود و درب کلاس هی بهم میخورد. گل پسر کلاس، آقا مهدی, هم که دست توانایی در ترجمه متون ادبی داره یه سر و گردن درازتر از بقیه اون ردیف ته نشسته بودم!
    من: استاد این صدای در منو به یاد یه شعر خیییلی معروف و زیبا انداخت!
    استاد: بله، بفرمایید خواهش میکنم! گوش بدید بچه ها!
    من: که با این در اگر در بند در مانند, درمانند...
    ینی استاد تا یه ربع لایک میکرد. ^-^
    اینجا فامیل دور چندتا طرفدار داره؟؟؟
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  5. این دوستم بود خدای سوتی بود
    یه روز با همه بچه ها دسته جمعی رفتیم کافی شاپ این الهه سوتی هم با ما بود
    میز پشتیه یه دختر و پسر بودن دختر هم اسم این دوست ما بود
    دو سه بار پسره میز پشتیه دوست دختره رو صدا کردن این بلند شد گفته بعله
    اخر سر عصبی شد برگشته می گه اه چرا هی صدا می کنید
    نابغه نفهمیده بود
    دیگه کافی شاپ نمونده ملت کلش جویدن رفت
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  6. راهنمایی ک بودیم تو امتحان قرآن اصلی گفته بود آیه ی«یدخلون فی دین الله افواجا» رو معنی کنیم منم یادم نمیومد افواجا ینی چی از مراقبمون پرسیدم گفت شما چجوری از مدرسه خارج میشید به اون میگن افواجا
    آغا من فک کردم ما ک به دو صورت بیشتر خارج نمیشیم 1. وحشیانه 2. خندان
    اول نوشتم داخل میشوید به دین خدا وحشیانه دیدم ن جور در نمیاد پاک کردم نوشتم خندان بردم برگرو دادم مراقبمون خندید گفت برو اومدم
    ینی تا عمر دارم یادم نمیره اواجا ینی وحشیانه ن خندان
    خنگم خودتونید
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  7. یه بارم دوستم اومد از زمونه گلایه کنه برگشت کفت: " ماها بچه های زانوهای وصله دار و کفشای میخی هستیم، مث سوسولای امروزی نیستیم که لای "پنبه قو" بزرگ شدن..."

    چند دیقه سکوت به احترام بچه های زانو وصله دار ... خخخخ :35:)
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  8. بابام عصبانی بود وگواهی نامش روهم گم کرده خواهر 4 سالم سر به سرش میزاشت اومدم بگمبابا عصبانی سر به سرش نذار گفتم دهن بابا سرویسه ولش کن

    من - _-

    بابام0_o

    مامانم:smile:
     
    ❤ katy perry ❤ و sky girl از این پست تشکر کرده اند.
  9. رفتم آزمایش دادم گروه خونیمو اشتباه زده بود بابام گفت: درسته
    منو مامانتم b+ایم توام بچمی b+ میشی دیگه
    منم حواسم نبود گفتم :از کجا معلوم من بچتونم
    هیچی دیگه خودشون منو پرت کردن افق دیگه ثابت شد بچشون نبودم الانم ظرفه غذام تو دستمه تو صف وایستادم واسم یه ملاغه(ملاقه)اسید بریزن .
     
    sky girl از این پست تشکر کرده است.
  10. داغ داغ نسوزید
    امروز 5شنبه دم غروب با 3تا از دوستام از کلاس بر می گشتیم
    یه مغازه داره جلو مغازش خرما خیراتی گذاشته بود رو صندلی همه نفری یکی بر داشتیم ( پ نه پ ده تا بر می داشتیم o-o)
    دو قدم جلوتر یه مغازه قارچ فله ای گذاشته بود دم در
    یکی از بچه ها خدای سوتیه دست برد یکی برداشت ( خو چیه سوتی قرن فکر کرده بود خیراته )
    این الان روح منه پست میذاره
    کل خیابون ترکید از خنده
    سنگ فرش پیاده رو هم کلا جویده شده دیگه
     
    sky girl از این پست تشکر کرده است.