1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. یادش بخیر ی زمانی یکی از راه های دوست شدن با دختر تک چرخ زدن جلو مدرسه دخترونه بود :35:
    یادتونه؟؟؟
    نخند داییم همینجوری ازدواج کردن تازه 2تاام بچه داره خیلیم از زندگیش راضیه:35:)
    امتحان نکنیداااا الان دیگه جواب نمیده
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. رفته بودیم پارک یه دختر پسر 15 16 ساله داشتن باهم دعوا میکردن
    ،دختره به پسره میگفت آره بزن تو گوشم تا بفهمم روم غیرت داری پسر میگفت خفه شو و این چه حرفیه و اینا... بعد دوباره دختره هی میگفت نه بزن بزن اگه راس میگی، یهو دیدیم این پسره زااااااااااارت خوابوند تو گوش دختره
    اونم گریه کرد پاشد رفت، پسره هم رفت دنبالش.
    حالا تا اینجاش مهم نبود ما تو مسائل خانوادگی دخالت نمیکنیم.
    ولی وقتی رفتن یه چیپس فلفلی با یه تیکه لواشک بزرگ جا گذاشتن، با رفیقام حمله کردیم به خوراکیاشون این جاش خعلی خوب بود :35:
    جـا همه خـالـی :16:
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. آقا با اهل منزل داشتیم میرفتیم بیرون... مامانم عقب ما بود، یهو یه صدای مهیبی شنیدیم اول فکر کردیم که یه دبه یا شیشه نوشابه زیر پای مامانم رفته... منتظر واستادیم که بیاد دیدیم آقا مامانم کله اش را گرفته... چی شده؟ با کله رفته تو آینه بابای علی جوبی(همسایمون) !!! جالب اینجاست که پس از وقوع حادثه اومده میگه ای خفه نشی افسون!!!
    من O-o
    آیینه :(((((((((
    مامان ^-^
    انگار من آینه رو کوبوندم تو سرش...
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. یه زبانسرا هس تو خیابون سعدی رو دیوارش بزرگ نوشته
    welcome to Omid zaban sara
    ینی انگلیسی طرف تو حلقم
    موندم زبان آموزاشون با چ امیدی میرن اونجا واس زبان یادگرفتن
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. رفتم مانتو بخرم میگم آقا این رنگش کالباسیه؟
    میگه بله خانم کالباسیه با مونجوقو ملیه خیارشور!!!!!
    قیافه مرده:^_^
    قیافه من:eek:_O
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. آخرین روز مدرسه بود.به معلم گفتیم امروز دیگه درس نده و ازاین حرفا
    اونم راضی شد و گفت:فقط جیکتون درنمیاد :ا
    مام گفتیم: رو جفت چشام [به همراه یک لبخند موزی]
    ولی انقد حرف زدیم و گفتیم خندیدیم که معلم جوش آورد انگشت اشارشو سمت من گرفت و گفت:برو از کلاس بیرون
    منم گفتم: هرچی که تو گویی عزیزُمممم
    پاشدم داشتم میرفتم بیرون برگشتم یه نگاه به بچه ها کردم.سرمو تکون دادم و گفتم:اگه رفتم معتاد شدم ب خانوادم بگین حقمو از این معلم بگیرن*_*
    خواستم برگردم ک خانوم ماژیکِ رو میزشو پرت کرد،صاف خورد تو مَلاجم :(
    بچه ها (که حس همدردیشون از پهنا تو کیسه صَفرام) داشتن صندلی هارو گاز میزدن :ا
    مدیونین اگه فکر کنین معلمم عمه ی جَکی جان بوده :smile:
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. آلارم گوشیمو گذاشتم رو ساعت4 صب که پاشم واسه امتحانم بخونم. از بس تو فکر 4جک و پستام بودم وقتی گوشیم زنگ خورد فک کردم مدیره 4جکه وپیام تبریک واسه کاربر برتر شدن بهم داده منم ی نگاه سرشاراز عشق همراه با ی لبخند به گوشیم زدمو گرفتم خوابیدم.صب که پاشدم تازه فهمیدم که چه غلطی کردم
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. مامانم زُل زده بود به عکس کارت ملی من،بعد میگه:
    میدونستی تو نــــــه شبیه منی نــــــه بابات...!!!
    راست میگفت عایا؟!
    من از این پست به بعد باهاس برم آزمایش ژنتیک!
    دیگه کی با منه!!؟
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مادربزرگ من هر روز یکی از سریال های کره جنوبی و برای یکی از دوستاش تعریف میکرد تا اخرین قسمت سریال که میگه دختره تصادف کرد و مرد,دوستش با تاسف و جدیت زیاد گفت حالا مراسم عزاداریش کی هس که بریم?!! مادربزرگ من ساده تر از اون میگه: اونو دیگه من نمیدونم مراسمش ایران نیس که بریم خارجه!!!!!!!!
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. یادمس کوچولی بودم قرار بود بریم عروسی،
    آقام گفت: بابا بیا کارد دارم...
    بابام: " ببین عزیزم ما تو دینمون سفارش شدس که سه چیزا به فرزنداتون آموزش بدیند،
    1.تیر اندازی
    2.شنا
    3.سوارکاری
    حالام دلم میخواد تو این عروسی سه تاشا با هم یادد بدم..."
    گفتم: چیطوری آقاجون؟؟!!
    گفت: " بیبین شوما میری یجا کمین میکونی، آ تا شاباشا ریخدن رو سری عروس هر کی رفت برا جمع کردنش با کش پول بش تیر اندازی میکونی تا از مکان فرار کوند. تو مرحله بعدی از دور شیرجه میزنی رو شاباشا آ لا شاباشا شینا میکونی، مرحله آخرم پولارا ورمیداری آ مثی اسب فرار میکونی که کسی ازت نسوند..."
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.