1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. امروز هوا داااااد میزد که دونفرس منم تو اتاقم نشسته بودم داشتم (مثلا) واس کنکور درس میخوندم دیدم مغزم فقط میخواد منو از درس خوندن منحرف کنه (استغفرالله) خلاصه بیسکوییت نسکافه مو ورداشتمو رفتم طرف پنجره..پرده رو دادم کنار ..کلا جو خیلی رمانتیک بود طوریکه به افق نگا میکردمو بیسکوییتمو گاز میزدم دیدم پسر مستاجرمون از دستشویی حیاط اومد بیرون طوریکه داش زیپش شلوارشو میکشید منو دید بهم دست تکون داد:279:
    هیچی دیگه منم عین مونگولا نیشمو باز کردم :279:
    خو چیه انتظار نداشتم همچین شه:(
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  2. خانومم داشت واسه امتحان ادبیات میخوند میپرسم شام نمیپزی؟
    قاطی کرد گفت بله پزیده ام...
    الانم به عنوان حق السکوت قراره تا یه ماه غذای خونگی بخورم...
    لایک = خاک تو سرت زن ذلیل
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  3. در جواب SAH & My Wizard . "یه زمانی کی ازبزرگترین تفریحامون این بود:وقتی می نشستیم دوره هم,یه نفر میگفت:درمدرسه نشسته بودیم ناگهان خری گفت.اونوقت همه لال میشدن.بعضی وقتا 1 ساعت طول میکشی وهیچکس حرفی نمیزد "
    آقا سر کلاس این کارو می کردیم بعد معلم میومد وارد کلاس می شد سلام می کرد همه ی بچه ها بش می خندیدن . بنده خدا هم یه ضرب میرفت دنبال زیپ شلوارش . فک می کرد سوتی داده . هی یادش بخیر
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  4. چند وخط پیش سر صب کلاس داشتم ولی دیر بیدار شده بودم . دویدم سر خیابون ماشین گرفتم . وسطای راه رارنده گفت : شازده پسر خبر داری کرایه ها گرون شده .
    من : نه !! از کی تا حالا ؟؟؟؟
    رارنده: دیشب اخبار سهمیه و نرخ بنزین رو اعلام کرد ، نرخ بنزین رفته بالا.
    یه نگاه تو چشاش کردم و گفتم : خداوکیلی از دیشب تا حالا چقد بنزین زدی ؟؟
    رارنده : خلاصه که کرایه دوبل حساب میشه
    من: من که به نرخ قبلی حساب میکنم ، ناراحتی پیاده میشم .
    خلاصه منو انداخت پایین .
    منم دیدم به کلاسم نمیرسم رفتم مغازه یه چیزی بخورم که از گشنگی نمیرم ، دیدم اصلا کیف پولم رو نیاوردم .
    موندم روزش بدشانسی آوردم یا خوش شانسی؟
    mosio
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  5. داشتم با مامانم راجبه مخاطب خاصم صحبت میکنم
    هییییی داشتم ازش تعریف میکردم
    داشتم راضیش میکردم برین برای تحقیقات که طرف یه دختر فرشتست
    یهو داداشم که 13سالشه اومده میگه:خب شیطون,حالا عکسشو بده ببینم چی مخ زدی!!!
    مامانم هنوز داره میخنده
    ما هم بچه بودیم والا!
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  6. دندون عقلم نهفته بود؛يه هفته پيش كشيدمش وبخيه خورد.امروز رفتم بخيه رو بكشم؛دكتره يكم نگاش كرد؛
    دكتره:بخيه هاشو كشيده بودم؟
    من:نه؛الان اومدم بکشيد‏!‏
    دوباره نگاه كرد
    دكتره:شما نخ بخيه رو قورت دادي خودت‏!‏‏!‏
    من:eek: o
    بعد چندلحظه دوباره من:‏^‏‏‏_‏‏^‏
    ولي خدايي وقتي يادم مياد؛چهارپنج روز موقع خميازه دهنموزيادبازنميكردم يازيادحرف نميزدم تا يه وقت بخيه هاپاره نشه؛براي خودم خيلي اميدوار ميشم‏!‏‏!‏
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  7. نه واقعا قبول داری؟؟؟؟؟؟؟
    دختر : مامان خواستگاری که میخواد بیاد ازم ۲۳ سال بزرگتره
    مادر : چی میگی؟ میخوای با یکی همسن بابات ازدواج کنی ؟
    دختر : بهم گفته میخواد زنشو طلاق بده
    مادر : مگه زنم داره ؟
    دختر : آره سه تا هم بچه داره
    مادر : وای خدای من ، آخ قلبم !
    دختر : ولی خیلی پولداره ، چند تا برج ساخته که یکی از اونا برج میلاده !
    مادر : بگو ببینم خیلی دوستش داری ؟!
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  8. چندوقت پيش خواهرزاده گودزيلام اومده ميگه خاله توروخدا برام(تي تاب)بخر گفتم خاله برو سوپري بخر ميگه نه اونجانداره...
    چندروز گذشت يه روزتوكوچه بودداد ميزد خاله خاله بيا ايناهاش تي تاب...اون پسره داره...
    بله عزيزان خواهرزاده 5ساله بنده لب تاپ ميخواستنننننن...
    خدايي دوران ما كجا وايناكجا؟؟؟
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  9. یه خواستگارم نداریم دم کنکوری بیاد بگیرتمون کنکورو گند زدیم بندازیم گردنش
    حالا تو این تورم کی زن میگیره....
    واسه همین با دوستان تصمیم گرفتیم یه هفته مونده به کنکور یکی از بچه ها سرطان بگیره تضعیف روحیه بشیم
    خودکفایی که میگن یعنی همین...
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  10. رفته بودیم تئاتر با دوستام ی دختره بود گفتیم سرکارش بذاریم وقتی برنامه تموم شد دوستام اومدن دورمو گرفتنو امضا خواستن دختره هم اومد پرسید چه خبره یکی از دوستام ی نگاهی بهش انداخت گفت ینی ایشونو نمیشناسی دختره ی نگاه به من کردو گفت خیر ایشون کین دوستمم گفت مگه فیلم جدایی نادر از سیمینو ندیدین دختره هم گفت وای ندیدم ولی تعریفشو زیاد شنیدم نقشتون چی بود منم گفتم نادر میره در ی خونه رو میزنه ی زن میاد بیرون نادر میپرسه اسماعیل اقا هست زنه هم میگه نه
    اون اسماعیل اقایی که خونه نبوده من بودم دیگه خودتون فکرکنین دیگه ملتم دورمون جمع شده بودن
     
    fardin0688 از این پست تشکر کرده است.