1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. دیروز بابام تو پذیرایی خوابیده بود.منم گفتم تا خوابیدس اون کولر را روشن بنمایم [ یه همچین آدم خبیثی هستم من ]
    خیلی شیک همه در و پنجره هارو بستم،داشتم دنبال کنترلش میگشتم (دکمه ی کولرمون خرابه) که بابام چشمشو باز کرد و گفت: کور خوندی.کنترل تو جیب منه.
    یهو پاشد وایساد میگه: نه! من نمیتونم یه آم مفت خور و با کولر نازنینم تنها بذارم :/
    رفت فیوز و زد برق کل خونه رو قطع کرد اومد خوابید :(
    همون پنکه روهم از دست دادم :(
    ینی بابای من ب روباه مکار گفته زرشک !
    سلام...
    اینحا خونه ی ما شبیه کوره داغه
    ما داریم آتیش میگیریم
    آی لاو یو پی ام سی *_*
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. از سر جلسه سنجش با روحیه داغون پاشدیم اومدیم بیرون دیدیم پسره تو کمریش نشسته یه دختر تیتیشم رف نشس بغلش
    گفت: عالییییی بوووود
    پسره گفت: پس بیا جلو جایزتو بگیر ماچچچچچ
    ما: :eek:ooooooo
    دوستان این مسولین که میگین کجان؟ چرا رسیدگی نمیکنن به این دوستان که دوپینگ میکنن؟
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. امروز صبح که از خواب بیدار شدم رفتم تو حال دیدم خواهر 6 سالم داره صبحونه میخوره. رفتم پیشش گفتم داری چی میخوری ؟؟؟ اونم با کلی ذوق گف : تخم مرغ شتر مرغ میخورم !!!!!
    من: ))))))) :
    خواهرم: ^.^
    دیگه واقعا جاش بود سرمو بکوبم به دیوااااااااااااااااااار!
     
    ❤ katy perry ❤ و fardin0688 از این پست تشکر کرده اند.
  4. توو خیابون وایساده بودم که یه دختره اومد از من پرسید :ببخشید ساختمان پارسیان کجاست ؟
    بهش گفتم :اون ساختمون بلنده رو میبینی اونطرف خیابون .اون ساختمون پارسیان هستش .
    دختره گفت :یعنی باید برم اونطرفه خیابون ؟.
    من:نه نمیخاد تو بری اونطرفه خیابون .میخای ساختمونو بگیم بیاد اینطرف ؟!!!.
    دختره :خفه شو بیشعور ....یعنی من بی عقل هستم ؟!!!منو مسخره میکنی ؟.
    من :تو دیگه به مسخره کردن احتیاج نداری .تو خدادادی مسخره بدنیا اومدی ..
    توو همین جرو بحثا با این دختره بودم که یه دختره دیگه از راه رسید
    از من پرسید :ببخشید آقا مستقیم کدوم طرفه ؟
    من :یه ذره برو جلوتر بپیچ سمت راست .... همونجاست .
    دختره:خیلی ممنون :279: :35:))
    خدایا من از خاکم و به سوی تو بازمیگردم :279:
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. دیروز دوستم اومده بود خونمون مثلا درس بخونیم ...
    بعد نشسته بود واسه من داستان تعریف میکرد .
    وااااای رویا دوتا پسر رو موتور نشسته بودن انقد این پسرجلویه گنده بوداون عقبیه شده بود عین عکس رو پیرهنش .^_^
    اصلا این دوتا عین چای و چاپلین بودن @_@
    من:جااااااانم مطمئنی چالی و چاپلین دو نفرن !!!!!!
    مدیونید فک کنید منظورش لورر و هاردی بودااااااااا
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. تو بیتاک دختره به زور 14سالشه تو پرو فایلش نوشته ;
    تو همیشه می گفتی :
    من یه تار موی تو را به هیچ کس نمی دهم !
    اینقدر تارهای موی من را به این و آن دادی تا کچل شدم !
    حالا برو دست از سر کچلم بردار...©_©
    منم واسش نوشتم : دوای دردت ...... شامپو سیر پرژک خخخخخخخخخخخخخخخخ
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. جوش به دلتووووووووووون
    بابای خودم نصفه شب کولر رو خاموش نمی کنه!!!!!!!!!
    چون ما بالاپشت بوم می خوابیم کولری روشن نیس ک بخاد خاموش کنه!!!!!
    فقط نصفه شب لحاف کلفت رومون میکشه ک گرممون بشه وبفهمیم قدرت دست باباهاست....حتی اگه کولری درکارنباشه:35:)))))))))))
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. اولین شکست زندگیمو وقتی خوردم ک مامانم گفت وقتی بچه بودم شیرتخم مرغ میخواستم و شیر نداشتیم بجاش بهم آب وتخم مرغ قاطی میکرده میداده اصلا وقتی گفت کمرم شکست داغون شدم رفت...
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. اعتراف می کنم زمانی که داداشم بچه بود بهش میگفتم شبا یه 2هزارتومانی بزار زیر بالشت، صبح که پا میشی می بینی جاش یه دونه شکلات هست. :smile:

    اینجوری نگام نکنین^_^
    بالاخره زندگی خرج داره...;-)
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. گوشی موبایلم تو حلق حامدو حانیه اگه دروغ بگم.
    یه بار سر زنگ ریاضی بودیم
    اقای ص اومد یه ۷ بنویسه شبیه کلاغایی که بچه بودیم میکشیدیم
    اون شکلی ۷نوشت
    من اومدم بگم عه ما بچه بودیم از این کلاغا میکشیدیم
    با صدای بلند گفتم:
    ما کلاغ بودیم این جوری بچه میکشیدیم
    :ِD
    اون روز اشکه بچه ها از خندیدن به سوتی من دراومده بود
    خدایا منو از این بچه ها و مدرسه نگیر
    آمیـــــــــــــــــــن
     
    ❤ katy perry ❤، fardin0688 و sky girl از این ارسال تشکر کرده اند.