1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Dec 11, 2013 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    _______________________________________________________
    تو تاکسی عقب سه نفر نشسته بودیم. من سمت راست بودم. اون دو نفر میخواستن پیاده شن ماشین وایساد. پیاده شدم اومدم کنار دیدم هیشکی نیومد بیرون سرمو بردم تو دیدم دو نفری از اون در پیاده شدن منم مثل هویج وایساده بودم !!! دوباره نشستم گفتم سلام!!!!!

    نمیدونم راهنمایی بودم یا دبیرستان ! با تاکسی میومدم خونه یه آن دست کردم تو کیفم دیدم ای دل غافل یه دوزاریم توش نیست ! هی فکر کردم چی کار کنم چی کار نکنم ؟ سر کوچمون دیدم بهترین کار فراره !! حالا نگو راننده لره آقا تا وایساد من الفرار اونم دستی کشید پیاده شد د بدو دنبال من ... من بدو اون بدو که رفتم سینه به سینه بابام که با اور کت و کروات شیک و مجلسی داشت میرفت خونه !!! گفتم بابا بابا پول یارو رو ندادم در رفتم بابامم با اون پرستیژ دست کرد جیبش پول یارو رو داد که 200 تومنم نمیشد یارو هم با کلی فحش و بدو بیراه گذاشت رفت سمت ماشینش که وسط خیابون ولش کرده بود حالا من بدو دنبالم بابام بدو !! :35:))

    يه بار با يكي از دوستام بيرون بودم ، اين دوستم بدجوري هوس ساندويچ مغز كرده بود ولي من بهش گفتم از اينا نخور كه مغز گوسفند نيست مغزه گاوه ، اينم گير داده بود نخير مغزه گوسفنده خلاصه هيچ كدوم راضي نشديم بعد اين گفت اصلا من رفتم از خودش بپرسم و خودش رفت تو ، بعد چند ثانيه ديدم مشترياي ساندويچي منفجر شدن ، اينم بدو بدو اومده بيرون ، بهش ميگم بابا چي شد ؟!!!

    رفته از يارو پرسيده : آقا ببخشيد مغز شما مغزه گاوه؟
    __________________________________________________________
    زمستون مریض بودم بد رقم رفتم امپول بزنم ، پرستاره گفت برو بخواب رو تخت ، شلوارت رو بکش پایین تا بیام
    منم دیدم تخت تو اتاق خالی هست رفتم کشیدم پایین و خوابیدم رو تخت
    یه 10 دقیقه گذشت دیدم هی صدا میزنه اقای حق جو
    منم صدا زدم اینجام
    اومد زد زیرخنده گفت چرا اینجا خوابیدی...گفتم برو تزریقات نه اتاق انتظار
    برگشتم دیدم پشت سرم 20 تا ادم رو صندلی نشستن و من 10 دقیقه داشتم براشون نمایش تشكيلات میدادم
    با اعتماد به نفس کشیدم بالا رفتم بیرون

    کارآموزی زنان تو بخش زایشگاه بودیم،

    مادر و بردیم رو پوزیشن(تخت مامایی)
    استاد گفت:
    فرجی تو بچه رو بگیر،
    آقا از شانس گند ما سر بچه گیر کرد، اگه بچه نمیومد کارآموزی و افتاده بودم، آقا ما شروع کردیم مادر و تشویق به زور زدن کردن و اونم درست زور نمی زد،اینقدر استرس گرفته بودم و مشغول بودم که یه دفعه با ضربه استاد به پشتم و خنده بقیه دانشجوها به خودم اومدم،استاد گفت:
    فرجی چته؟ مواظب باش خودت نزایی....
    دیدم من حواسم نبوده اینقدر غرق کار بودم که خودم هم داشتم با مادر زور می زدم
     
    pirane، Nayereh، Sonya و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Merjhoi

    Merjhoi خاص بودن افراد خاص رو افراد خاصی میفهمن...؛) عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    5,423
    12,204
    7,286
    بسی روحمان شاد شد:35:
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  3. mania20

    mania20 ديوونه كي مثل من باتو ميمونه ..

    257
    3,760
    346
    :22:خیییییییلی مرسی:20
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    :35::roflmao
    خیلییییییییییییی
     
    Merjhoi از این پست تشکر کرده است.
  5. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :roflmao
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    :35:
    فقط بخندسونیا
     
  7. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    چشششششششششششششششم
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  8. pirane

    pirane خسته ام خسته . . .

    614
    4,046
    1,402
    سپاس...
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.