1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار 2

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. دیشب مخاطب خاصم احساساتی شده بود داشت ابراز علاقه میکرد بعد گفت تو جیگرررررررری
    جیگر منم تمام احساسم رو جمع کردم و بهش گفتم جیگرم جیگرم جیگرم گفتم یا نگفتم
    نمیدونم چرا یه دفعه گفت من خوابم میاد شب بخیر هنوزم ازش خبری ندارم
    من ^_^
    احساسات:279:
    جیگر *_*
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. چن روز پیش رفته بودم خونه عمم اینا ...
    دیدم دخترعمم داره ب مامانش میگه کلیپسم شکسته و پول بده ی کلیپس جدید بخرم ! خلاصه سر این موضوع بحث میکردن ...
    منم باخودم گفتم دختره آرزو داره !! کیف پولمو درآوردم ک بهش چن تومن پول بدم دیدم ای دل غافل !!! فقط چن تومن دارم اونم علیرضا (همکلاسیم) بهم گفته واسش موچین و کرم بخرم ...!! :279:
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. جونم براتون بگه یه روز یه اقایی رفت حموم همین که لباسشو ذر اورد و وارد حموم شد متوجه شد که اقایونی که اونجا هستند پاهاشون برعکسه شبیه سمه بعد اقاهه ترسید سریع لباسشو پوشید اومد پیش حمومی بهش گفت ایناییکه توی حموم هستن چرا پاهشون برعکسه؟
    حمومی گفت:مثل من.
    حالا جرئت داری برید حموم عمومی
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﯼ ﻧﺎﺭﻧﮕﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮﯼ ﮐﯿﻔﻢ
    ﺑﺒﺮﻡ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺨﻮﺭﻡ ، ﺯﻧﮓ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﮐﯿﻔﻤﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ
    ﺩﯾﺪﻡ ﻧﺎﺭﻧﮕﯿﻪ ﻟﻪ ﺷﺪﻩ ﺟﺬﺏ ﺷﺪﻩ ﺗﻮ ﮐﺘﺎﺏ ﻓﺎﺭﺳﯿﻢ .
    ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻝ ﻫﺮﻭﻗﺖ ﻫﻮﺱ ﻧﺎﺭﻧﮕﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ
    ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎﯼ ﮐﺘﺎﺑﻤﻮ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﻡ!!! ^_^
    (( عباس مستقيم ,قهرمان وزن 55 کيلو فلج هاى ذهنى ٱسيا ))
    پرچمدار بچه هاى دانشگاه علوم اقتصادى ^_^
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. ااقا جاتون خالی دیروز سره کلاس زبان یکم خشک بودن بچها گفتم بذار ی چیز بگم .قرص ب انگلیسی میشه تب لت منم سرما خوردم ی بسته قرص سرماخوردگی همرام بود.یدونشو دراوردم انداختم زمین داد زدم وایییییی تب لتم وای تب لتم خاک تو سرم تب لتم افتاد کله کلاس پرید همه میگفتن مگ تب لت داری گفتم اره الان دستم بود افتاد زمین معلممونم شاخ دراورده بود همه رفته بودن زیره میزاشونو میگشتن ی دفعه داد زدم اوناهاش پیداش کردم قرصرو از رو زمین برداشتم نشون همه دادم..هیچی دیگ الان از بیمارستان شکستگی استخوان براتون پست میذارم.
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. ناهار خونه دوستم دعوت بودم حالا سوتی منو داشته باشید:
    سرمو بلند کردم به پنکه سقفی اتاقش نگاه کردم گفتم:
    افااااا الهام اتاق منم پنکش سقف داره
    الهام :eek:_O چی؟
    من: منظورم این بود که اتاق منم سنکه پخفی داره
    الهام: :O_o: سها دیگه حرف نزن
    من: ^ _ ^ ای بابا
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. دیروز رفتیم نمایشگاه کتاب :smile:
    توی یکی از غرفه ها ی کتاب بود " آموزش دستشویی رفتن به کودکان " O.o
    من نمیدونم دستشویی رفتنم آموزش و آداب داره -_-
    بچه دوبار جیش کرد تو خونه دو روز میندازیش تو انباری شام و ناهار بهش نمیدی
    اونوقت میفهمه چطور بره دستشویی ...
    واالااع ...
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. خاطره داداشم از سربازیش!
    یکی از بچه های پادگانشون میخواست از سربازی فرار کنه...
    هیچی!
    داداشم داشته از دستشویی برمیگشته که بره تو خوابگاه بخوابه.میبینه . یکی از بچه ها تشنج کرده داره بال بال میزنه!
    داداشمم داد میزنه کمک ! کمک! بیاین فلانی داره میمیره:smile:
    یکی از دوستاش میاد و اینو میندازن پشت وانت و علی !علی! سمت بهداری ...
    حالا داداشمو و دوستش با لباس خواب بودن:279:. پسره رو میبرن بهداری . پرستاره هم یه آب مقطر بهش میزنه و میگن ببرینش بیمارستان!! . دوستشون رو میبرن بیمارستان!
    پزشکه !میاد بالا سر این پسره یه نگاه بهش میندازه. حالا داداشمو دوستش نگران:279:
    یدفعه دکتره داد میزنه . پاشو جمع کن خودتو بزغاله. پسر هم که مثلا خودشو زده بود به بیماری از ترس از جاش میپره و دِ فرار!!
    و اینگونه بود که عملیات فرارش باشکست مواجه^ـــ^
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مامــوت خوجـــله ی بــالــای ســایــت تــو جــزایــر لـانگـــر هــانســـم اگــه دروغ بگـــم o_O
    با بچــه هــا رفتـــه بــودیــم پــارک بـــعــد یکی از بــچه هــا همـــون روز رفتــه بود آیفون 5 اس خـــریـــده بـــــود (بعـــلـــه ^_^ پَ چــی؟؟ ^_^)
    خــلاصــه داشــتیم درباره گــوشـــی میحرفـــیدیم که یکـــی از دختــــرایی که تو پارک بـــاش آشنـــا شده بــودیـــم،
    گفت:عــــه واااااااا.گــوشـــی منــــم ایــن ســـیبه روشــه ولی سیب مال من کامــلــــه o_O
    اینجــــا بیمارستــان بچــــه ها شکـــمشـــون جــــر خــورده اوردیـــم عمـــل کنن ای لـــاو یـــو پــی ام ســـی ^_^
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. دیشب ساعت 2 نصف شب یکی دوستام /دخدر/ بم 1 شماره داد.منم ک گیج خاب تو خابو بیداری نفهمیدم گفت چیکار کنم شماره رو..برگشتم ب شمار اس دادم حالا متن پیامم:
    سفاک چ7بتسنسفدطج
    ب جان عمم خودمم نمیدونم چی میخاستم بنویسم...فق از "س"اولش میدونم سلامم دادم...بقیش قضاوت با خودتون
    از اون دوست عزیزز اگه 4جوکی باشه عُرض خاهی موکونم....
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.