1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار 2

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. با پاهای خودم رفته بودم فرودگاه از این بوفه ش رفتم برا اولین بار هوسی یکی از این نوشابه انرژی زاها گرفتم گفتم چن گفت 15 هزار تومن خوردم خودمو فحش دادم دیگه خداییش وقتی میخواستم سوار هواپیما شم با اون ماشینهای مخصوص معلولین بردنم تو هواپیما نای راه رفتن نداشتم 15 هزار تومن برای یک نصف لیوان همون انرژیی هم که داشتم به باد دادم رفت
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. یه بار امتحان دینی داشتیم بعد دوستم داشت تو کاغذ جوابارو مینوشت بده به ماها
    بعد معلممون سر رسید...
    مکالمه رو داشته باش:
    معلم دینی:چیکار میکنی!؟
    دوستم: داریم جواب سوالارو مینویسیم بعدا"چک کنیم
    در عین ناباوری معلمون قانع شد رفت ماهم نتونستییم جلو خودمونو بگیریم پوکیدیم از خنده :35:)))
    معلمونم که تازه دوهزاریش اوفتاده بود اومد تقلب گرفتو هممونو شوت کرد بیرون یه صفر بهمون دادو همه چی به خیر وخوشی تموم شد.خیلیم شیک و مجلسی^_^
    منبع:خاطرات داش مهدی با کمی تا قسمتی ابری اختلاس(نه....چیز...اهان یادم اومد....تخلص)
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. جونم واستون بگه که یه بارم سر کلاس استاد زبان گفت من وقتی میام کلاس کلا انگلیسی صحبت میکنم و درس میدم بعد نزدیک یه ربع انگلیسی حرف زد اخرش گفت کسی سؤالی نداره من گفتم استاد الان ای که گفتی ینی چه اونم بعد خندیدن بچه ها گفت اخر ترم بهت میگم من گفتم الان ای که گفتی خوبه یا بد کلاس رفت رو هوا خلاصه دوباره ترم بعد زبان رو برداشتم اتفاقاً باهمون استاد بود اومد کلاس منو که دید گفت تو اره تو گمشو بیرون
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. یه اتفاقی ک تو زندگی هر انسانی صددرصد براش اتفاق افتاده اینه ک امکان نداره انسانی رو کره زمین وجود داشته باشه که تو عمرش یه بار نرفته باشه سرویس غیر بهداشتی و درحالی که درو وامیکنه کسی پشت در جیغ و داد و فریاد نزده باشه...
    من خودم یه بار درو باز کردم داییم پشتش بوود گفتم:سلام دایی
    داییم مونده بود چی بگه :O_o:
    منم ک تو افق محو شدم!
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. دیشب به دوستم پیام دادم که:بیداری؟؟؟؟؟
    جواب داده:آره.توچطور؟؟؟؟
    خدایا گناه من چیه که با اینا دوست شدم؟؟؟
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. آقا کسی سفارش نابغه داده بود?
    استاد آز شیمی۲ به ما محلول داد و گفت ۴ کاتیون مجهول رو پیدا کنید نمیدونم چه جوری شد که من و هم گروهیم ۵تا مجهول پیدا کردیم?
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. اونروز ســــوتی دادم در حــَــــد.....(خودت حدس بزن)
    .
    بـــا دوستــان گـــرامی داشتیـــم پستـــــه میخـــــــوردیمــــ
    اغــــــا مــــا هم جــَـــو گیـــر شدیـــم گفـــــتیم یه چیــــزی بپرونــــیم دیگــ
    گفتــــم: بچــــه هـــآ بیـــــاین ایـــن پوســـت پســــته هارو بــــریـــم بریــــزیم تو ســــطل اشـــغال دفــــتر تا دبـــــیرا بــــرا هم کــــلاس بــذارن بــــگن مـــــا مــُـوز خــــوردیــــم
    دوستان گرامـــ::284:
    خودم:ا
    مـــوز:0_0
    اینقـــدر میــــام پســـت هـــای کامـــران و حـــامد و میخـــونم همـــش در مــــورد مـــوز میـــنویسنــ منــــم گیج میشـــم خـــو^_^
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. معلم ﺍﻧﺸﺎی یکی از گودزیلاهای فامیلمون ﺳﺮ ﮐﻼﺱ گفته ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺍﻧﺸﺎ:
    " ﻣﻌﻠﻢ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺗﻮﺻﯿﻒ ﮐﻨﯿﺪ"
    ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻣﯿﮕﻪ :
    آقا اجازه! کثافت رو با "ث" می نویسن یا با "ص" ؟؟؟ ^_^
    من دیگه حرفی ندارم !!! :279: ^_^
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. موقعی که من 8ساله بودم داداشم 5سالش بود.
    اون موقع تو روستای ما تلفن نبود و ی مخابرات مرکزی داشت.
    آبجیم هم تو ی شهر دیگه دانشجو بود.
    ی بار منو داداشم و مامانم رفتیم مخابرات به خوابگاه آبجیم بزنگیم باهاش صحبت کنیم چند دقیقه ای منتظر موندیم که مسئول مخابراته گفت هرچی میزنگم اشغاله صبر کنین چند دقیقه دیگه.
    که یهو داداشم ی لامپ خوجمل زرد رو سرش روشن شد و گفت:
    خب مامان برو جاروبرقی رو بیار آشغالاش رو بردارین...
    یعنی اون موقع کل مخابرات منفجر شد انگار بمب اتم ترکیده...
    آخه عایا داداش متفکره من دارم؟؟؟؟!!!!
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. ما چند روز پیش رفتیم وسط راه یه رستورانی که ناهار بخوریم (البنه رستورانه رو میشناسیما . آره داداش ما از اون خونواده هاش نیستیم :279: )بعد دم در که داشتیم میرفتیم تو دو تا گربه ولو بودن
    به داداشم گفتیم تو که میری از ماشین چیزی بیاری این گوشت اضافه رو با دسمال کاغذی ببر برا اون بدبخ بیچاره ها خخخخخخ
    آقا این داداش ما رفته بود بهشون گفته بود بیاین دنبالم اونام راه افتاده بودن :O_o:
    شیشه های رستورانه رفلکس بود ما داشتیم میدیدیمش و هار هار هار بلند بلند تو ون محیط آروم می خندیدیم:35:)))))
    این گوشت رو انداخت اون طرف برای گربه ها اونام گوشت و ندیده بودن
    اومده بودن سیخ واستاده بودن با چشای این جوری :O_o: رو به داداش ما(فکر کنم خودشون برادر پدر نداشتن :279:)
    حالا داداشم بهشون با دست جای گوشت و نشون میده میگه براتون انداختم اونجا برین بخورین
    اوناهاااش
    اونجاااس
    بعد آخر سر دسمال کاغذی رو پرت کرد اونور
    یکی از گربه ها لامصصصصصصصصصصب مث جت گوشت و برداشت و از دید خارج شد
    اون یکیم اومد دسمال و گاز میزد مزه مزه می کرد :(
    و در آخر یه سگ اومد همه جم کردن بساطشونو
    :35:)))))))))))))))))
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.