1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات خنده دار 2

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 4, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. عاقا ما (پسریم) دو سال تو خوابگاه با ی چشم باز میخوابیدیم:279: یعنی تا یکی میرفت ی آب بخوره همه میفهمیدن یعنی بچها آماده کمین گرفته بودن ی نفر بخوابه :smile: من ک دو سال خواب خوش ب چشام نیومد :279:
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. نشسته بودیم سر محل دیدیم از فاصله خیلی دوری یه دختره داره میاد بالا
    مهران(دوستم) : حامد نیگا نیگا به به عجب تیکه ای داره میاد نگاش کن
    من: کصافد آچگال مگه من زن ندارم ؟؟
    مهران: خب من که نگفتم پاشو مخش کن , گفتتم فقط نگاش کن ببینش
    من: برای من که زن دارم اصن نگاه کردن دختر مردم هم حرومه فهمیدی ؟؟
    مهران: به همین پایه میز که نگاه نمیکنیش , واااااااااای ^_^
    بعد از چند دیقه که دختر قشنگ اومد جلو حدود 100متری باهامون فاصله داشت
    مهران:0‎_o
    من: چیه ؟؟ چرا اینجوری نگاه میکنی ؟؟
    مهران:0‎_o یه چزی بگم به کسی نمیگی ؟؟
    من: نه بگو
    مهران: جووووون داداش ناموسا به کسی نگیا
    من: 0‎_o دِ بگو دِ
    مهران:این دختره بود که رد شد ؟؟!!
    من:0‎_o خب که چی ؟؟ من که ندیدیمش سرم پایین بود اصلا
    مهران: این دختره خواهرم بود
    من: 0‎_o
    مهران: 0_0
    کامران: ^_^
    الان رفته کفش براق مشکیه منو برداشته داره هی مزنه تو سر خودش ^_^
    کامران من انقد خندیدم دارم میمیرم بیا منو جمع کن از اینجا ببر
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. شمام عایا وختی بچه بودین شبایی که برق میرفت شمع روشن میکردین و پارافین آب شده رو میریختین روی دستتون؟
    یا فقط ما اینجوری بودیم عایا؟
    زنده باد بچه های دهه هفتادی
     
    sky girl، hosseiN.1 و ❤ katy perry ❤ از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. سوال: توی کدوم سیاره ساعت رو اینجوری میگن?
    ساعت حدود چهار و بیست دقیقه بود با دوستم بودم که یکی به ما رسید و پرسید ساعت چنده?
    دوستم خواست سرکارش بذاره گفت: ساعت پنج ونیم ۷۰ دقیقه کمه
    خوب بی انصاف حداقل میگفتی ساعت سه و ۸۰ دقیقه است بنده خدا هنگ نکنه
     
    sky girl و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  5. آغا چن وخت پیش،ساعت 1شب بود!!!!!!بابام داش هشدار برای کبرا11 میدید و منم دوس داشتم ی فیلم رو ک ی کانال دیگ بود ببینم.......!بابام چشماشو بست،من کانالو عوض کردم،در همون حال ک چشماش بسته بود گفت:داشتم نیگا میکردم!!!!من دوباره کانالو زدم هشدار برای کبرا،چن دقیقه بد صدای خر و چف بابام بلند شد،منم ب خیال اینک خوابید کانالو عوض کردم،گف:داشتم نگاه میکردم!!!!!!!!!!!!!!!خدایااااااااااااااا من سرمو کجا بکوبم؟؟؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    .
    .فلج از دنیا نری بکوب لایکووووووووووووو
     
    sky girl و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  6. چند روز پیش به مامانم گفتم مااااماااان میشه یه گل با گلدون واسه اتاقم بخری؟ مامانم پرسید چه گلی باشه؟ گفتم فرقی نمیکنه یه چی که به منو اتاقم بیاد.مامانم یه کم فکر کردو گفت: لازم نیست بخرم تو حیاط یه گلدونه کوچیک گل میمون داریم همون برا تو و اتاقت خوبه :279:

    خدایی اگه مامانه ادیسون همچین رفتاری باهاش داشت الان تو خونه هیچکی برق نبود:279:
     
    sky girl و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  7. به دوستم ميگم ب نظرت هواپيماي مالزي رو كي دزديده؟
    برگشته ميگه فكر كنم كار دزدان دريايي باشه!!
    خداااااا من چه گناهي كردم كه بايد اينطور دوستاني
    داشته باشم؟
     
    sky girl و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  8. سوتی مدیر
    تو جلسه ی شورای دانش آموزی داشتیم درمورد غذای خوابگاهی های عزیز حرف میزدیم.
    مدیرمون برگشته میگه:شما هیچ میدونید"گوشت داغ"کیلوی چقده؟؟؟
    عاغا منظورش همون گوشت گرم خیلی مرغوب بود.
     
    sky girl و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  9. اغا دیروز یه خانمی اومده به مامانم میگه =خانم دخترتونو عروس نمیکنید............مامانم به خانمه میگه: به شرطی که پسرتونم مثل خودتون .......باحجاب! چادری !محجبه! باشه..........
    خانمه=شما لطف دارین!!!!!!!!!
    مامانی=امپراتوری سوتی
     
    sky girl و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.
  10. ديشب نصف شب از خواب بيدار شدم برم اب بخورم ديدم دومادمون دم یخچال واستاده تو خوابو بیداری یه تیکه هندونه یا یه لیوان اب دستشه.
    یه گاز از هندونه میخورد بعد یه ذره از اب میخورد.هیچی دیگه صداش کردم وقتی به خودش اومد اعتراف کرد که حس شیر کاکائوو کیک بهش دست داده ...
     
    sky girl و hosseiN.1 از این پست تشکر کرده اند.