1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاطرات بامزه ما...

شروع موضوع توسط ®ŁáÐɏ §¡£Vë ‏Jun 27, 2014 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    خاله ام: بکپ دیگه بچه! ساعت دو و نیمه...
    من: خاله! ساعت یک و ربعه ها!
    خاله ام: خوب، دیگه بدتر!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    چند وقت پیش رفته بودیم مشهد، روبروی حرم ایستاده بودم، اومدم بگم: "امام رضا! ممنون که منو طلبیدی" گفتم: "امام رضا! ممنون که منو پسندیدی!"
    هیچی دیگه... اطرافیانم سریع دور شدن که تو روم نخندن!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    استاد بعد چند جلسه اومده سر کلاس می گه: برگه هاتون رو بذارید رو میز. همه افتادن تو استرس و تکاپو و با ترس و لرز برگه ها رو بیرون کشیدن و گذاشتن روی میز.
    استاد: می خواستم بگم اگر انتقاد و پیشنهادی دارید برام بنویسید.
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    عموم رفته بود مکه، بعد از اون جا زنگ زد به مامان بزرگم گفت: من الان روبروی کعبه وایسادم، اگه می خوای از پشت تلفن سلام بده. خلاصه مامان بزرگم اشک تو چشماش جمع شد، با گوشۀ روسریش چشماشو پاک کرد، یه دستشو برد بالا و با کلی حس گفت: السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    دیروز رفتم آزمایش دادم پولش شد 350هزار تومن. بابام گفت حالا اگه چیزیت نباشه من می دونم و تو!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    یه روز بابام اومد تو اتاقم، گفت: پسرم! اوضاع مالیت چه طوره؟ پول مول داری؟ من هم گفتم آره فعلاً دارم، ممنون. گفت: خوب پس یه هفت تومن بده من برم بنزین بزنم!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    ﭘﺮﯾﺮﻭﺯ ﺩﯾﺪﻡ ﻫﻤﺴﺎیه موﻥ، ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﭼﺴﺒﻮﻧﺪﻩ ﺭﻭﯼ ﺻﻔﺤﻪ ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ... ازش پرسیدم ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺟﺮﯾﺎﻧﺶ ﭼﯿﻪ؟ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ 2 ﺭﻭﺯ ﺗﻮ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﺴﺘﺮﯼ ﺷﺪﻡ...
    گفت می خوﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭبین هاﯼ ﺗﻮﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺳﺮﻋﺘﻢ ﭼﻨﺪﺗﺎﺳﺖ!
     
    جیگولی، نفس جوووون، nagi و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    دوستم زنگ زده، می گه سطل آشغال لپتاپم پر شده، چیکارش کنم؟
    می گم بریز تو پلاستیک مشکی ساعت ۹ بذار دم در. می گه جدی می گی یا داری شوخی می کنی؟!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    ظهر سوار تاکسی بودم، بعد راننده با ماشین پشتی دعواش شد. پیاده شد گفت: من این جا وایسادم و وای خواهم ساد!
    طبق آخرین اخبار رسیده تمامی اساتید ادبیات به صورت دسته جمعی خودکشی کردن!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. ®ŁáÐɏ §¡£Vë

    ®ŁáÐɏ §¡£Vë $من و مجتبی$ . . .#شما همه#

    7,931
    22,184
    104,480
    ﯾﻪ ﻣﻌﻠﻢ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺗﻮ ﮐﻼﺱ می گفت ﺷﻐﻞ ﻣﺎ، ﺷﻐﻞ ﺍﻧﺒﯿﺎست. یکی ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﮔﻔﺖ: ﺍﻧﺒﯿﺎ ﮐﻪ همه شوﻥ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ می کرﺩﻥ! معلم ﮔﻔﺖ: من هم ﺩﺍﺭﻡ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﺎﺭ رﻭ می کنم ﺩﯾﮕﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ!
     
    alireza1377، جیگولی، نفس جوووون و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.