1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

خاستگاری یا انتخابات؟؟؟؟؟؟

شروع موضوع توسط nafa30 ‏May 31, 2013 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    هنوز مدرسه ها تموم نشه بود1هفته اخر بود فک کنم!

    رفتم دفتر که هم ریز نمرات را تحویل بدم وهم دفتر حضور وغیاب دوما رو امضا کنم!!!
    یهو معاون پرورشی مون صدام زد!...زن مهربونیه!همه رو با لفظ خاله صدا میزنه!!!!اجو صمیمی داره!
    خلاصه یهو بهم گفت: فاطمه جون!خاله یکم صبر کن کارت دارم!
    منم گفتم وچشششششششششششششم و دم در دفتر منتظرش موندم!
    اومد سراغم وبازو گرفت وکشون کشون بردم کلاس بغلی:سوم انسانی
    هیچکس تو کلاس نبود
    با خودم گفتم چرا اوردم این جا؟
    ینی میخاد چی بهم بگه؟
    بعد شروع کرد به حرف زدن:
    فاطمه جون میخام باهات یه کوچولو حرف بزنم
    -بفرمایید !من در خدمتم
    -خب ببین!
    من رو تو خونوادت خیلی حساب کردم!گفتم اول به خودت بگم! اگه خودت صلاح دیدی به خونوادتم بگو
    -چشم!خب بگید موضوع چیه؟
    -با توکل به خدا
    با اجازه خودت
    با اجازه مامان وبابات
    .
    .
    .
    .
    .
    "تا این جا که گفت هزار تا فکر با خودم کردم!...ینی میخا ازم خاستگاری کنه؟...اخه تو خاستگاری ایجور حرفا ولفظا هست!
    اصلا مگه این پسر داره؟
    اره داره!3 تا هم داره
    2 تا اولی که خیلی ازمم بزرگترن!
    شاید سومی منظورشه!
    حالا بهش چی بگم؟
    من سنم خیلی کمه!حا لا حالاها کار دارم
    چرا این تو موقعیت اخه؟
    .
    .
    .
    خلاصه قلبن تالاپ وتولوپ میزد!استرس داشتم!
    ....
    بعدش گفتم:
    خب خاله جون میشه برین سر اصل مطلب؟
    -ارررره!ببین من تو انتخابات شورای شهر کاندید شدم1خوشال میشم بهم رای بدی
    .
    .
    .
    .
    ینی قیافه من اینجوری شد اون موقع:cautious::cautious::cautious:
    بهش گفتم:
    واقعااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خب به سلامتی! ایشالله موفق باشین1شما لیاقتشو دارین!مطمئنا رای میارید!من حتما با بابام در این باره صحبت میکنم!.
    .
    .
    .
    .
    بعد با خودم گفتم:اخه بنده ی خوب خدا!چرا ایجوری میحرفی که ادم هزار تا فک کنه؟
    اخه کاندید شده تو چه ربطی به اجازه من وخونوادم داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هااااااا؟؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    حالا نمیدونستم خوشال باشم!ذوق کنم؟گریه کنم؟
    حالا از این وضع خندمم گرفته بود!با خودم میگفتم:اصلا دلشم بخا!دختر به ای گلی وخانمی میخا کجا پیدا کنه؟؟؟؟؟؟خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
    .
    .
    .
    .

    اینم از ماجرای اون روز ما
     
    fardin0688، diamondpower، alireza1377 و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. mesi

    mesi

    684
    1,478
    352
    خوبه ک ی نفر هست ک از جایی کپی نمیکنه مطالبو
    تشکر
    ولی خیلی لُس بود خاطرت
     
  3. mojt@ba

    mojt@ba داداش کریس

    3,108
    6,715
    488
    :biggrin:thumbsup خو استاد خواهر من کاندید شورای شهر شده میگه بریم بهم رای بدین :35:

    میدونی فقط خواسته مخ تو رو بزنه که برین بهش رای بدین :biggrin: البته تو که سن رای نداری منظورش خانوادن بوده :roflmao
     
  4. Shiva

    Shiva

    5,462
    12,103
    1,270
  5. nafa30

    nafa30 boys are toys"some boys are less than toys"

    3,174
    6,460
    532
    ها دیگه!
    ولی خیلی بد گفت بهم!
    اولش یه فکر دیه کردم
    واسه بچهه ها هم که تعریف کردم همه به من حق دادن
     
    mojt@ba از این پست تشکر کرده است.
  6. pirane

    pirane خسته ام خسته . . .

    614
    4,046
    1,402
  7. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493