• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

حکایت من

ارسال ها
44
لایک ها
90
#1
سپید شد
موهایی را که به خاطر آمدنت آراسته بودم
و سیاه شد
تمام لحظه هایی که بی تو گذشت

کم طاقتی ،
عادت آن روزهایت بود.
این روزها ،
برای گرفتن خبری از من
عجیب صبور شده ای
راستی چرا سراغم نمی گیری....
حرف های نگفته ام را
اینگونه به زبان آوردم
شاید دلم آرام گیرد
راستش را بگو
نوشته هایم را
آیا تو میخوانی ....؟
چقدر وقت دارم برای تو و چقدر وقت نداری برای من و چقدر دلم میگیرد از این تنگی وقت
که حتی وقت نمیکنی دلتنگ شوی برای من . . . !
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود،
اما قایق نداشت...
دلباخته سفر بود همسفر نداشت...
حکایت کسی است که زجر کشید،
اما ضجه نزد...
زخم داشت و ننالید...
گریه کرد اما اشک نریخت...
حکایت من،
حکایت چوپان بی گله و ساربان بی شتر است...
حکایت کسی است که پر از فریاد بود...
اما سکوت کرد تا همه صداها را بشنود...
خدایا
آخرش نفهمیدم اینجایی که من
هستم تقدیر من است یا تقصیرمن؟؟

منبع:

 
ارسال ها
1,533
لایک ها
1,905
سن
24
محل سکونت
میانه
#2
هدفم بود که هرگز نشوم عاشق کس / چون که رخسار تو دیدم ، هدفم سخت شکست
 
بالا