1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

حکایت جالب قضاوت بهلول

شروع موضوع توسط mini.mini ‏May 21, 2014 در انجمن داستان و رمان

  1. mini.mini

    mini.mini ...

    874
    4,719
    4,290
    هارون الرشید درخواست نمود کسی را برای قضاوت در بغداد انتخاب نمایید
    اطرافیان او همه با هم گفتند عادل تر از بهلول سراغ نداریم او را انتخاب نمایید
    خلیفه دستور داد بهلول را نزد او بیاورند
    بعد از دیدار با بهلول به او پیشنهاد قاضی شدن در بغداد را داد
    بهلول گفت : من شایسته این مقام نیستم و صلاحیت انجام چنین کاری را ندارم
    هارون الرشید گفت : تمام بزرگان بغداد تو را انتخاب کرده اند چگونه است که تو قبول نمی کنی !
    بهلول جواب داد : من از اوضاع و احوال خودم بیشتر اطلاع دارم و این سخن یا راست است یا دروغ
    اگر راست است که من به دلیلی که گفتم شایسته این مقام نیستم و اگر هم دروغ باشد که شخص دروغگو صلاحیت قضاوت کردن ندارد !
    هارون الرشید اصرار فراوان کرد و بهلول در خواست کرد یک روز به او مهلت دهند تا فکر کند
    فردا صبح اول طلوع بهلول بر چوبی نشست و در خیابان ها فریاد می زد اسبم رم کرده بروید کنار تا زیر سمش گرفتار نشده اید
    مردم گفتند : بهلول دیوانه شده است !
    خبر دیوانگی بهلول به خلیفه عباسی رسید !
    هارون الرشید لبخند تلخی زد و گفت : او دیوانه نشده است او بخاطر حفظ دینش از دست ما فرار کرده تا در حقوق مردم دخالتی نداشته باشد !
    حتی زمانی که از غذای خلیفه برای او می آورند می گفت : این غذا را به سگ ها بدهید بخورند حتی اگر آنها هم بفهمند مال خلیفه است نخواهند خورد
     
    !!HISS!! و Aryamehr از این پست تشکر کرده اند.