حضرت عشق...

شروع موضوع توسط ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ ‏Apr 6, 2013 در انجمن درد دل

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم
    شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم
    گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
    آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!
    روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد
    سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم
    در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم
    چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم
    روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
    سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم
    پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه
    شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم
    بُغض کردیم و حسودان جهان شاد شدند
    دلمان تنگ شد وُ قافیــه ها ریخت به هم
    من که هرگز به تو نارو نزدم حضرتِ عشق!
    پس چرا زندگیِ ساده ی ما ریخت به هم؟
     
    Sonya، آنه شرلی و mamal00 از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. آنه شرلی

    آنه شرلی آرام و مهربان

    ‏Jan 16, 2013
    521
    2,202
    699
    زن
    هرچند که از آینه بی رنگ تر است از خاطر غنچه ها دلم تنگ تر است
    بشکن دل بی نوای ما را ای عشق این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است
     
    فرزانه از این پست تشکر کرده است.
  3. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    ‏Jan 22, 2013
    10,221
    58,621
    33,755
    زن
    :221:
     
    فرزانه از این پست تشکر کرده است.
  4. sajad0g

    ‏Mar 25, 2013
    680
    2,331
    473
    مرد