1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

حسودی میکنم

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 21, 2012 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    c1e9c4d0ed22728bd748b06a37e3f70f.

    وقتی به کسی ” حســـــادت ” میکنی ….
    نا خودآگاه برتری ِ او را نسبت به خودت پذیرفته ایی!!!
    حســـــــــــــادت ….
    درد بی درمانیست که مبتلا به آن ….
    حتی اگر به فلک هم برود … از شٌر ِ آن در امان نیست …!!!
     
    Shiva از این پست تشکر کرده است.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    6394544324263fc5db691434eeb03607.

    شاید زبان ضعیف باشد
    شاید خیلی کودکانه ، شاید بی غرور…

    اما هر وقت گونه هایم خیس میشه می فهمم

    نه ضعیفم نه یک کودکم

    بلکه پر از احساسم
     
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    36f42d56fb692fea3dc047e0f9115b83.

    در باغ پنهان خود، در جستجوی گلی بدون ایراد هستم،
    در انتظار بهترین ساعت زندگی خود
    در باغ پنهانم
    هرچند چون برگی بر زمین می افتم ،
    اما هنوز باور دارم،
    که تو دانه ای را در زمین میکاری
    و من رشد آنرا به تماشا می نشینم .
    نمیدانم کجا هستم،
    و چهره ام کجاست!


    میدانم که جایی همین نزدیکی هاست.
    آرزو داشتم که رنگ موهایم را بدانم،
    اما اکنون میدانم که پاسخ آن،
    جایی در باغ پنهان نهان است.
    آنجا که گلبرگها نمی ریزند،
    و قلبها به سنگ بدل نمی شوند.
    جایی برای زاده شدن
    آنجا که نه گل سرخی کنده میشود.
    و نه عشقی، کوچک شمرده میشود!
    اگر در انتظار باران بنشینم که بر من بوسه زند،
    آیا تشنگی ام پایان خواهد یافت ؟
    آیا از این آزمایش، سربلند خواهم گشت ؟
    و اگر در انتظار رنگین کمان بنشینم
    آیا آنرا خواهم دید؟
    یا ازکنار من درسکوت خواهد گذشت ؟
    بدون آنکه دیده شود
    یا من بتوانم آنرا ببینم...
    مگر آنکه معجزه ای رخ دهد
    ودوباره بینا شوم،
    پس از اینهمه گفت و شنود
    هنوز باور دارم که زنده هستیم
    هر چند چکمه های زیادی از روی من میگذرد،
    اما آفتاب، مرا می بوسد
    و در آغوش خود میفشارد،
    من توانا هستم
    و شاید هنوز فرصتی باشد
    که دوباره رشد کنم،
    هنوز در جستجوی گلبرگی هستم که نریزد
    قلبی که سنگ نشود
    جایی که زاده شوم....
    این باغ پنهان من است
    آنجا که گلهای سرخ نمی میرند
    و هرگز عشقی را دست کم نمیگیرند
    باغ پنهان من !

    <لوئیز سیکونه>