1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

حتما بخونید خیلی قشنگه ツ

شروع موضوع توسط ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ ‏Jun 29, 2014 در انجمن داستان و رمان

  1. [Broken External Image]:

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید



    خیلی چاق بود.پای تخته که می رفت ، کلاس پر می شد از نجوا.تخته را که پاک می کرد ،بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد. کلاس غلغله بود.یکی گفت:«خانم اجازه!؟گلابی بازم دیر کرده.»
    و شلیک خنده کلاس را پر کرد.معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر سینه سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او را هیچ کس پر نکرد...
     
    deltora، sara.f، Mahnia و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. این عکسش همون بچه بود ؟؟؟
     
    ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ از این پست تشکر کرده است.
  3. ازش میپرسم :279:
     
    MR.Nimasr از این پست تشکر کرده است.
  4. حتما بپرس منم در جریان بزار فکرمو مشغول کرد :35:
     
    ♕ مـــــ☽ــــــاه بانــــو ♕ از این پست تشکر کرده است.
  5. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
  6. Mahnia

    Mahnia عشق یعنی با خدا تنها شدن

    591
    1,375
    2,124
    نازي دلم سوخت :cry:
     
    sara.f از این پست تشکر کرده است.