جک ها و مطالب طنز (بیا تو (بمب خنده))

شروع موضوع توسط amirali.74 ‏Aug 25, 2013 در انجمن مطالب طنز

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. amirali.74

    amirali.74 ♥ αмιя αℓι ♥

    ‏Aug 17, 2013
    77
    216
    243
    مرد
    یادمه بچه که بودم بِهِم یاد داده بودن به "شاش دارم" بگم " میخوام بخونم"!
    یه شب عموم اومد خونمون پیش منم خوابید، نصف شب پاشدم گیر دادم که میخوام بخونم!!
    اونم گفت آروم بخون تو گوشم.
    :279:بقیشم خودتون حدس بزنید.





    توصیه ی من بعضی از دختر خانوما
    طوری زندگی کنید که وقتی سر سفره عقد، عاقد گفت :دوشیزه ی مکرمه ی پاک دامن...
    دوستاتون بتونن جلو خندشونو بگیرن:35:))!!






    دخترم دخترای قدیم
    دخترای امروزی اصن مث مامانشون آشپزی نمیکنن
    فقط مث باباشون قلیون میکشن





    هیچی ترسناک تر از اون نیست، که وقتی تو تاکسی ای.
    راننده مسافرایی که هم مسیر تواند هم سوار نمیکنه.






    یه فامیل داریم ۴۰ سالشه!
    بعدش این کامپیوتر که خریده بود میخواس سی دی رایت کردن یاد بگیره به بابام گفته بود برام مراحلشو رو
    یه کاغذ بنویس یادم نره.
    بابام نوشته بود:
    ۱ - ابتدا به سمت ِ کامپیوتر میرویم!







    اقا من در اثر تفکرات عمیقم فهمیدم که چرا خارجی ها اینقدر موفق ترن. چون اتاق فکرشون صندلی داره مثل ما که با بد بختی فکر نمیکنن تازه اخرشم پا درد بگیرن.
    واااااالللللللللاااااا






    شبکه پویا زیرنویس زده :پسر شجاع. زنان کوچک و حاج زنبور عسل نمایش بدین... خانم<خ>۷۲ ساله از مشهد!! هیچی دیگه همین!






    بابام دیروز بهم میگه: که اسطوره هامون شاملو و فروغ فرخزاد و ارنستوچگوارا و هایده و داریوش بودن شدیم این.... وای به حال شماها که اسطوره هاتون کامی پاسکال و علیشمس و ساسی مانکن و جاستین بیبره...






    ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ۱۸ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻥ ﺩﺍﺭﻭﺧﻮﻧﻪ
    ﺍﭺ ﺩﯼ ﻭ ﺍﻝ ﺩﯼ (ﺿﺪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭﯼ ) ﻣﯿﮕﯿﺮﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﻣﯿﻤﺎﻟﯿﻢ ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﻣﻮﻥ ﺩﺭﺑﯿﺎﺩ
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    ﺁﺭﻩ ﻣﺎ ﻫﻢ ﮐ.ﺎ.ﻧ.ﺪ.ﻭ.ﻡ ﻣﯿﺨﺮﯾﻢ ﺑﮑﺸﯿﻢ ﺭﻭ
    ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺗﻠﻮﺯﯾﻮﻥ ﮐﻪ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﺸﻪ






    در کوچه ای تنگ و باریک، مردی دخترک کبریت فروش را دید و از او پرسید:دخترک، چه شده؟ چرا دیگر کبریت نمی فروشی؟!!
    دخترک پاسخ داد: کبریت فروختم، نخریدند. گل فروختم، نخریدند. حال سالهاست که تن می فروشم. می خری؟!! مرد که این را شنید اشک در چشمانش حلقه بست و با حالت منقلب شده به دخترک طجاوز نمود.!!!
    امـآ منظور دخترک تـُن ماهی بــود = ((
     
    alireza1377، MM75، Merjhoi و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Seyedeh maryeh

    Seyedeh maryeh Senorita

    ‏Jul 13, 2013
    1,284
    2,471
    433
    زن
  3. Merjhoi

    Merjhoi Despicable Me
    عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    ‏Aug 29, 2012
    5,490
    13,576
    10,137
    مرد
    در کوچه ای تنگ و باریک، مردی دخترک کبریت فروش را دید و از او پرسید:دخترک، چه شده؟ چرا دیگر کبریت نمی فروشی؟!!
    دخترک پاسخ داد: کبریت فروختم، نخریدند. گل فروختم، نخریدند. حال سالهاست که تن می فروشم. می خری؟!! مرد که این را شنید اشک در چشمانش حلقه بست و با حالت منقلب شده به دخترک طجاوز نمود.!!!
    امـآ منظور دخترک تـُن ماهی بــود


    خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
     
  4. MM75

    MM75 بهترین نیستم اما!!!!!!!!!!!!!!!!!! خوودممممممم.

    ‏Jul 26, 2013
    2,262
    8,631
    3,243
    مرد
    خیلی قشنگ بود...........ازاین پستابیشتر بزار