1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

جملات ناب ازبرتولت برشت

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 20, 2015 در انجمن درد دل

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,016
    48,959
    می گویند:زمانی که داری، بخور، بنوش و شادباش.
    اما چگونه می توانم بخورم و بیاشامم
    هنگامی که می دانم
    آن چه را که خوردنی است
    از دست گرسنه ای ربوده ام
    و تشنه ای به لیوان آب من محتاج است برتولت برشت



    پسرم می پرسد :
    چرا باید ریاضی بخوانم ؟
    دلم می خواهد بگویم لازم نیست
    بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان
    بیش از یک تکه است.... برتولت برشت



    آقای نخست وزیر مشروب نمی خورد
    آقای نخست وزیر دود نمی کشد
    آقای نخست وزیر در خانه ای حقیر اقامت دارد
    ولی بیچارگان حتی خانه ی حقیری هم ندارند .

    کاش گفته می شد :
    آقای نخست وزیر مست است
    آقای نخست وزیر دودی است
    اما حتی یک فقیر میان مردم نیست. برتولت برشت


    تو میگویی: مدت دراز امیدوار بودم.دیگر نمی توانم
    امیدوار باشم

    به چه دل بسته ای؟
    به اینکه جنگ،آسان است؟
    این سخن مقبول نیست
    روزگار ما از آنچه می انگاشتی بدتر است
    روزگار ما چنین است:
    اگر ما کاری را مردانه انجام ندهیم معدومیم.
    اگر نتوانیم کاری کنیم که هیچ کس از ما انتظار ندارد
    از دست رفته ایم
    دشمنان منتظرند
    تا خسته شویم
    هنگامی که نبرد در شدیدترین مرحله است
    و جنگجویان در خسته ترین حال
    جنگجویانی که خسته ترند
    شکست خوردگان صحنه ی نبردند برتولت برشت


    در کتابهای کهن آمده است که فرزانه کیست
    آنکه خود را از کشمکشهای جهان دور نگاه می دارد
    عمر کوتاه را بدون بیم به سر می آورد
    از زور بهره نمی جوید
    بدی را با نیکی پاسخ می دهد
    و آرزوهایش را فراموش می کند
    اما اینهمه را من نمی توانم
    به راستی که در روزگاری تیره زندگی می کنم... برتولت برشت



    زور، می گوید: آنچه هست این گونه خواهد ماند
    هر صدائی جز صدای حاکمان خاموش!...
    لیک بسیاری به خیل بردگان، نومید، می گویند:
    آنچه می خواهیم ما هرگز نمی آید...
    هان و هان تا زندگی باقی است واژۀ هرگز نباید گفت
    آنچه محکم بود دیگر نیست
    آنچه هست اکنون، این چنین دیگر نخواهد ماند.
    حاکمان آنگه که حرف خویش بس کردند
    حرف ِ محکومان شود آغاز.
    پس، که را یارای آن باشد که «هرگز» بر زبان آرد؟
    دیرپائی ستمکاران، متکی بر کیست؟
    بی گمان بر ما.
    محو استیلای جباران، متکی بر کیست؟
    همچنان برما.
    ای فرو افتاده، برپا خیز!
    ای سپر انداخته، بستیز!
    کیست بتواند ببندد راه بر آن کس که از وضع خود آگاه است؟
    پس، تودۀ مغلوب امروزین، فاتح فردا ست
    وان زمان، «هرگز»، بی گمان «امروز» خواهد شد. برتولت برشت



    ای دوست ، از پرسیدن شرم مكن!
    مگذار كه با زور ، مجبور به پذیرفتن شوی.
    خود به دنبال اش بگرد!
    آن چه را كه خود نیاموخته یی، انگار كن كه نمی‌دانی... برتولت برشت