1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

جملات زیبا.....!

شروع موضوع توسط barfi ‏Feb 19, 2013 در انجمن مطالب جالب

  1. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    * * * * * * * * * * * * * * * * *

    بد ترین قسمت توالت فرنگی اینه که وقتی سیفون رو میکشی به جای اینکه اقدامی در رابطه با حذف عامل بیگانه بکنه بعد از چرخ چرخ عباسی صاف زل میزنه تو چشمات میگه: عمو! یه دور دیگه!
     
    msalehi92، BlUe و مهربون از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    همه حرووف الفبای انگلیسی رو اینطوری یاد گرفتن یا فقط من اینطوری ام؟

    A B C D E F G H I J K elemeno P Q R S T U V W X Y Z
     
    baran...، msalehi92، BlUe و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    شمارم توگوشیت تارعنکبوت گرفته

    (طرح خجالت دادن بی وفاها)
     
    msalehi92، BlUe و مهربون از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    مه مان یك روز بالاخره بر سر این دو راهی خواهیم ایستاد. آنجا كه همسرمان خواهد گفت :
    " یا من ، یا فیس بوک؟!" و چه لحظه ی سختی ست، لحظه جدایی از همسر
     
    baran...، msalehi92، BlUe و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. مهربون

    مهربون تخریبگر!! امید وارم امیدوار...

    3,500
    6,508
    2,380
    آره خب ، شوخی ندارم که...
     
    barfi از این پست تشکر کرده است.
  6. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد. مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و توی اقیانوس پرت می‌کند. نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل میافتد در آب می‌اندازد.
    - صبح بخیر رفیق، خیلی دلم میخواهد بدانم چه میکنی؟
    - این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
    - دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد. تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست. نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمیکند؟
    مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت:
    "برای این یکی اوضاع فرق کرد
     
    baran...، msalehi92، BlUe و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد
    زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد.
    یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار
    خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت
    سر زن و در دم کشته شد
    .
    در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت...
    یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشد، مرد گوش میداد و بنشانه تصدیق سر خود را بالا و
    پایین میکرد، اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک میشد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را بنشانه
    مخالفت تکان میداد.
    پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.
    کشاورز گفت:
    خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی در مورد همسر من میگفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش
    لباس بود، بنابراین من هم تصدیق میکردم.
    کشیش پرسید، پس مردها چه میگفتند؟
    کشاورز گفت:
    آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه
     
    baran...، msalehi92، BlUe و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    :110:
     
    baran...، msalehi92، BlUe و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست. بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند. فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را ازسرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند. به فکرش رسید… که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمون ها هم کلاه ها را به طرف زمین پرت کردند. او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.
    سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدربزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند. یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد. او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم این کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین
    انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند. یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت: فکر می کنی فقط تو پدربزرگ داری؟!
     
    baran...، msalehi92، BlUe و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. barfi

    barfi پشت کنـــــــــکوری :) همراه انجمن

    20,492
    50,654
    29,533
    سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودندویک راست به پیش استاد رفتند.
    مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:
    که دیشب به یک مراسم عروسی خارج ازشهر رفته بودندو در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچرمیشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش واین بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این ۴ نفرازطرف استاد برگزار بشه،
    آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند
    استاد عنوان می کنه بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس بنشینند و امتحان بدن که آنها به خاطر داشتن وقت کافی وآمادگی لازم باکمال میل قبول می کنند.
    امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:
    ۱ ) نام و نام خانوادگی؟ ۲ نمره
    ۲ ) کدام لاستیک پنچر شده بود؟ ۱۸ نمره
    الف) لاستیک سمت راست جلو
    ب) لاستیک سمت چپ جلو
    ج) لاستیک سمت راست عقب
    د) لاستیک سمت چپ عقب
     
    baran...، msalehi92، BlUe و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.