1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

جای خجالت کجاست...

شروع موضوع توسط Merjhoi ‏Dec 14, 2013 در انجمن مطالب جالب

  1. Merjhoi

    Merjhoi خاص بودن افراد خاص رو افراد خاصی میفهمن...؛) عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    5,423
    12,207
    7,289
    پرده اول
    زمان: پنج شنبه شب
    موضوع: مراسم خواستگاری
    شب هنگام است، یک pent house به مساحت حدود 1000 مترمربع در طبقه بیست و چندم یک آسمان خراش در خیابان الهیه برای حضور مهمانان در نظر گرفته شده است. حدود 150 نفر از افراد با لباس های شیک و با دسته های گل و بعضا هدایایی در دست به پنت هاوس وارد می شوند. در این مراسم طبق سنت کهن ایرانی با مراسم خواستگاری، شربت، شرینی، میوه و شام سرو می شود. تنها هزینه ی شام 150 نفر مهمان، رقمی حدود 170 میلیون ریال (شام هر نفر حدودا 113 هزار تومان) برآورد می شود. مراسم خواستگاری در محیطی صمیمی و بدون نگرانی انجام می شود.
    در پایان مراسم مهمانان از میزبانان به خاطر پذیرایی تشکر کرده و به سوی خانه ها پرواز می کنند.

    پرده دوم
    مراسم: سفر
    موضوع: صرف شام
    همان پنجشنبه حدودا همان ساعات
    مادری با دختر 9-8 ساله اش که به شدت معصوم می نماید و از چالوس عازم تهران هستند، از «در» رستوران شهرام واقع در جاده چالوس وارد می شوند. مادر که بسیار موقر است به آرامی به پیشخوان نزدیک می شود و از مدیر رستوران می پرسد:
    ببخشید ارزانترین غذای این رستوران چقدر است؟
    3000 تومان خانم و آن هم چلوکباب کوبیده.
    آیا غذایی ارزانتر از این ندارید؟
    خیر، از چلوکباب کوبیده ارزانتر چه می خواهید؟
    فرزند با خجالت چادر مادر را می کشد و نجوا می کند:
    مامان ظهر هم ناهار نخوردم، مامان، و پا به زمین می کوبد.
    مادر با اضطراب به مدیر رستوران می گوید:
    اگر کباب کوبیده را بدون برنج بدهید چقدر می شود؟
    2000 تومان خانم.
    لطفا یک پرس بگذارید..
    چند قدم به سمت میزهای سالن پیش می رود، داخل کیفش را وارسی می کند. مناعت طبع، نیاز فرزند و... با این همه برمی گردد و خواهش می کند:
    آقا ببخشید گوشت برایمان خوب نیست لطفا سفارش مرا لغو کنید.
    اما کودک که تصمیم به لغو برنامه ندارد، این بار گریه را سر می دهد. قطرات بلورین اشک به آرامی در گوشه چشم مدیر رستوران نیز ظاهر می شود، اما خودش را جمع و جور می کند، پشت به مادر می ایستد و می گوید:
    ببخشید خانم غذا را گذاشته اند، نمی توانم کنسل کنم.
    چند دقیقه بعد برای این که مادر تحقیر نشده باشد، از همان غذا ( یک پرس چلوکباب کوبیده با یک سیخ کباب اضافه) روی میز گذاشته می شود.


    مدیر رستوران:
    یک سیخ کباب جایزه دختر خانم گل شماست.
    و به آرامی یک قطعه اسکناس دو هزار تومانی را به سمت دخترک می لغزاند و می گوید:
    این هم برای خریدن یک عروسک کوچولو؛ آخه دخترم تو هم هم سن دختر من هستی.
    و تحمل نمی کند به نایبش می گوید:
    اون خانم با دخترش حساب کردن یادت نره.
    و به کنار رودخانه می رود تا اشکش سیلی شود و ...
     
    Mr EhSaN و alireza1377 از این پست تشکر کرده اند.
  2. حاجی 7 خط

    حاجی 7 خط منتظرکدوم خوشی بمونم...دنیامگه چی داشته رو نکرده

    4,725
    16,107
    712