1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تيز هوشي مادر شوهر زرنگ

شروع موضوع توسط aylin ‏Jul 16, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. aylin

    aylin

    648
    1,070
    282
    خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود ، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام Vikki ‎ زندگی میکند. کاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.
    او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت: ” من میدانم که شما چه فکری می کنید، اما من به شما اطمینان می دهم که من و Vikki فقط هم اتاقی هستیم‎ . “
    حدود یک هفته بعد‎ ، Vikki پیش مسعود آمد و گفت: ” از وقتی که مادرت از اینجا رفته ، قندان نقره ای من گم شده ، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته باشد؟
    خب، من شک دارم ، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد‎.”
    او در ایمیل خود نوشت‎ : مادر عزیزم، من نمی گم که شما قندان را از خانه من برداشتید، و در ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتید . اما در هر صورت واقعیت این است که قندان از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده‎
    با عشق،مسعود
    روز بعد ، مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود‎ : پسر عزیزم، من نمی گم تو با Vikki رابطه داری ! و در ضمن نمی گم که تو باهاش رابطه نداری . اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او در تختخواب خودش می خوابید ، حتما تا الان قندان را پیدا کرده بود‎.
    با عشق ، مامان
     
    سامره، nagi، Merjhoi و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. آنه شرلی

    آنه شرلی آرام و مهربان

    521
    2,201
    649
    عجب مامانی داشته!!!!!!!!
     
    aylin از این پست تشکر کرده است.
  3. aysha98

    aysha98

    869
    1,645
    372
    بابا ایول
     
    aylin از این پست تشکر کرده است.