1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تهمینه میلانی از ظلم مردان به زنها می گوید

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 13, 2015 در انجمن مطالب جالب

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
    شاید به جرأت بتوان گفت مهمترین دیالوگ فیلم آتش بس 2 این است: «من فمنیست نیستم، انسانم»؛ جملهای که شخصیت اصلی فیلم آن را از قول کارگردان می گوید. بیشتر از دو دهه است که در نقدها و یادداشت ها و تحلیل هایی که درباره آثار تهمینه میلانی نوشته میشوند، او متهم به فمنیست بودن، می شود. اتهامی که گاهی در محافل غیر رسانه ای آن را با افتخار می پذیرد، گاهی هم مثل همین دیالوگ، به شدت در مقابلش می ایستد. اما به هر حال انگاره های مشترکی در آثار ایشان وجود دارد که فمنیستی بودن آنها غیر قابل انکار است. انگاره هایی که ذکر آنها تکراری و موجب تکدر خاطر خواننده گرامی شود ولی چاره ای نیست، تا هر زمان که خانم کارگردان به قرائت تصویری اعتقادات خاص خود بپردازند، ما هم مجبوریم پا به پای ایشان به بررسی همان انگاره های تکراری بپردازیم. البته این که فیلمساز در تمام فیلم هایش اعتقاد خود را به تصویر بکشد، هیچ ایرادی ندارد اما زمانی که ویژگی های ثابتی در تمام آثار یک فیلمساز وجود دارد، بیانگر این مطلب است که او به نحوی سعی در تعمیم دادن آن ویژگی ها به کل جامعه دارد و از آنجا که ایدئولوژی فمنیسم در تضاد آشکار با آموزه های دینی ـ اخلاقی سرزمین ما است، نمی توان و نباید به سادگی از کنار این تعمیم گذشت. خاصه درباره آتش بس 2 که وحدت موضوعی، محتوایی و سبکی با آتش بس قبلی دارد. لذا در یادداشت حاضر سعی شده است تنها برخی از انگاره های فمنیستی موجود در فیلم برشمرده شود تا معلوم گردد که حتی اگر خانم کارگردان فمنیست بودن خود را نپذیرد، فمنیستی بودن فیلمش را نمی تواند انکار کند.

    ظلـم به زنـان: ظلم به زنان از جمله فرضیات اساسی فمینیسم است که در انواع متفاوت تئوریک آن مورد قبول تمامی معتقدانش است. تقریباً تمامی گرایش‌ های فمینیستی، ‌نابرابری حقوقی، اقتصادی و سیاسی زن و مرد را غیر طبیعی و ناشی از نادیدهانگاری یا ستم‌ علیه آنان میدانند و از خانواده‌ ی سنتی و نقش‌های مبتنی بر جنسیت انتقاد می ‌کنند. (ر.ک: فمینیسم و دانش‌ های فمینیستی، بهروز جندقی، عباس یزدانی، ص 32 و 33). دو مؤلفه‌ ی اساسی وجود دارد که همه‌ ی فمینیست‌ ها بر آن اتفاق دارند: اول آن که زنان تحت ظلم و تبعیض قرار گرفته ‌اند و این ظلم و تبعیض ریشه در جنسیت آن‌ ها دارد؛ دوم آن که این ظلم و تبعیض اصالت ندارد و باید از بین برود. (فرهنگ واژه ‌ها، عبدالرسول بیات، ص 424).

    در فیلم آتش بس 2، از همان آغاز و در نریشن همراه تیتراژ که شخصیت های اصلی فیلم معرفی می شوند، زن می گوید که خانواده اش از متولد شدن او نه تنها شاد نشده اند بلکه حتی او را در بیمارستان جا گذاشته اند و این بیاعتنایی افراطی به او در ادامه زندگی هم جریان داشته است. مسأله ای که شاید فقط مادرشوهر، توانایی درک کامل آن را دارد زیرا او خودش تحت ستم مردانه بوده و از وقتی که شوهرش از دنیا رفته دارد یک نفس راحت می کشد و تازه دارد زندگی می کند. در این فیلم و فیلم سوپر استار، میلانی نقشی جدید از مادر ایده آل خود را به تصویر کشیده مادری که اهل به خود رسیدن و گشت و گذار و بسیار روشنفکر است. مادری که گویا آیندهای از «فرشته» فیلم «دو زن» است. روایتی که تبدیل شده به یکی از کهن الگوهای خودساخته خانم کارگردان، اینکه همیشه با مرگ شوهرها، زنها نجات پیدا می کنند و یک نفس راحت می کشند. در فیلم آتش بس 1 هم مادرشوهر بیشتر طرفدار عروس و از دست شوهر خود ناراضی است.

    از طرفی تمام طول فیلم یکی از اصلی ترین زمینه های کشمکش زن و شوهر، این است که زن نمی خواهد نقش های سنتی زنانه را بپذیرد، نه مادری را و نه خانه داری را. دو نقش ویژه و مهم زنانه که در آموزه های دینی هم به آنها سفارش فراوان شده است. زن داستان می خواهد مادری را به روش جدید خودش تعریف کند، با سپردن بخش عمده وظیفه خود به پرستار و بخش دیگرش به پدر بچه. در راستای رسیدن به این تعریف جدید شخصیت اصلی (بخوانید خانم کارگردان) آنقدر پیش می رود که حتی مضمون روایت نبوی صلّی الله علیه و آله و سلّم را نیز زیر سؤال برده و به تمسخر می گیرد (آنجا که شوهر می گوید با انجام مادری بهشت زیر پایت می رود و او با لحن تمسخرآمیزی می گوید که بیا بهشت بره زیر پای خودت). خانم کارگردان در آثار دهه هفتاد خود که سینمای قصه گو داشت، به طور آشکارتری این ظلم به زنان را نشان می داد اما این اواخر در قالب ریزه کاری های اینچنین، به طور ملایم به این مسأله می پردازد و بیشـتر روح حاکم بر فیلم و بیشـتر از آن بازی خاص بازیگر زن، حس مظلومیـت را برای مخاطب به تصـویر می کشد. (جای دیگری از فیلم نیز مضمون این روایت مورد، هجمه قرار می گیرد که: «در عفو لذتی هست که در انتقام نیست». جایی که مرد درباره رابطه با نامزد سابق با دکتر صحبت می کند.)

    اعتراض کاریکاتورگونه فیلمساز به وضعیت و نقش سنتی زنان اینطور به تصویر کشیده می شود که طی طول فیلم بازیگر زن مدام رنگ به رنگ لباس عوض می کند و حتی در خانه بسیار شیک و آراسته است اما فقط در یک صحنه که تعریف می کند، مدتی بیکار بوده و مجبور بوده از شوهرش پول بگیرد، لباس کاملاً متفاوتی به تن دارد و ظاهری شبیه خدمتکارها دارد، همیشه روسری یا شال را تنها به موها می بست و گردن و گوشواره اش پیدا بود ولی در این صحنه روسری را دور گردن پیچیده، در هیچ کجای فیلم دامن به تن نداشت اما اینجا دامن پوشیده به همراه یک تی شرت ساده و پیراهنی به سبک پیراهن مردانه. البته اغلب سکانس هایی که حاکی از نارضایتی و سختی کشیدن زن است، او یا مشغول کار خانه است یا مشغول نگهداری از فرزند. مثلاً صحنه ای که مشغول اتو کردن پیراهن مردانه است و مرد دیر به خانه آمده و رفتن به خانه مادرش را انکار می کند.

    تأکید بر توانایی ‌های زنان در مقابل ناتوانی و بی ‌لیاقتی مردان: استوارت میل در کتاب «کنیزک کردن زنان» بیان می ‌کند که: «زنان شایستگی و لیاقت ‌های بسیاری دارند که در اثر آموزش می‌توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند». (ر.ک: فرهنگ واژه‌ ها، ص 426) اثبات این که زنان توانایی ‌هایی را کسب کرده و آنها را نشان می دهند، در مقابل نمایش فرودستی یا بی ‌لیاقتی و ضعف مردها، از جمله ابزار مورد استفاده‌ ی فمینیستم جهت اثبات برتری زنان است.

    آثار میلانی، اغلب داستان های یکنواخت دارند و آن هم به تصویر کشیدن زن مستعد، با هوش و رنج کشیده در مقابل مرد زورگوی مستبد و خشن یا مردی که به رغم بالغ بودن و داشتن جایگاه اجتماعی، همچنان در صبابت به سر میبرد؛ غافل از اینکه قضاوت، زمانی می تواند عادلانه باشد که هر دو طرف حضور داشته باشند؛ به عبارت دیگر خوبی ها و بدیهای زنان و مردان، هر دو را گفت، سپس دنبال حقیقت گشت. در هر دو فیلم آتش بس، ظاهراً دکتر روانشناس سعی در تنبه و تعلیم هم زن و هم مرد دارد را اما در واقع تمام تلاش بر این است که مرد را اصلاح کند، مشکلات و نواقص مرد، بزرگتر و جدی تر هستند؛ مثلاً او در حقیقت با نامزد سابقش رابطه غیر لازم و غیر منطقی داشته و این باعث شده که بدبینی همسرش را بر انگیزد اما زن، صرفاً یک مسأله مالی را عامدانه از او پنهان کرده تا وی را تحریک کند و شک شوهر کاملاً بی مورد است.

    با اینکه در فرازهایی مثل فراموش کردن آوردن بچه از مهد کودک، زن و شوهر، هر دو مقصر بودند اما به طور کلی در تمام داستان این مرد یا پدر است که نسبت به فرزندش خیلی زیاد بی مبالات و نالایق جلوه میکند تا حدی که شب تولد او را به کل فراموش می کند نه اینکه دیر برسد و جالب است که این مادر مهربان برای به دست آوردن دل فرزندش هم که شده با شوهرش تماس نگرفته و تولد را به او یادآوری نکرده است. زن در تمام طول فیلم حتی در مواقعی که اظهار می کند که دارد حرص می خورد، با نهایت درجه ممکن در حال خنـدیدن و نمایان کردن دندان هایش است اما در لحظاتی اینگونه (نیامدن مرد برای تولد بچه) چهره ای غمزده به خود می گیرد که به شکلی سانتیمانتال، حس ترحم مخاطب را برانگیزد.

    اینکه زن شوهر خود را بِیبی صدا میزند به نوعی سعی در تحقیر او دارد. هم چنین با نشان دادن ضعف مرد در برابر نیاز جنسی و عدم کنترل خود در مواجهه با زنان (هم در زمان پذیرش پرستار که به شدت مخالف است ولی با دیدن اولین زن جوان زیبارو، به سرعت نظرش تغییر می کند و هم در برقراری رابطه با نامزد سابقش و هم در نوع رابطه با همسرش)، در واقع او را ناتوان و نالایق معرفی می کند.

    تلاش برای احقاق حقوق زنان: فمینیسم، با تأکید بر ستم دیدگی تاریخی زنان،‌ آزادی و برابری زنان را در عرصه ‌های اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی، طلب می ‌کند. (فمینیسم و دانش‌ های فمینیستی، ص 16).فمینیسم یک سویه و شـتابکارانه به برخی از ارزش های از دست رفته‌ ی زنان نظیر حقوق اجتماعی و اقتصادی می ‌پردازد. ( ر.ک: واژه نامه فرهنگی سیاسی، ص 436) .در نتیجه زن فمینیست تصور می ‌کند که باید زمام امور را به دست گرفت، باید حقوق را استیفا کرد، نباید ساکت ماند.زنان شایستگی و لیاقت ‌های بسیاری دارند و باید جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند(ر.ک: فرهنگ واژه ‌ها، ص 426).

    در واقع شاه بیت تمام شعارهای کلامی و تصویری خانم کارگردان در عموم آثارش، رسیدن به همین نکته است. در آتش بس 2 هم با وجود اینکه زنی مدرن و امروزی را به تصویر کشیده، اما باز هم حقوق زنانه این زن مدرن به نحو مطلوب استیفا نشده است و در تمام طول فیلم گلایه های اوست که باید به مخاطب تفهیم شود.

    برابری زنان و مردان: فمینیسم، اساساً مبتنی بر تئوری «مشابه انگاری» طبیعت و روان زن و مرد و انکار وجود امری به نام هویت زنانه است. (واژه نامه فرهنگی سیاسی، شهریار زرشناس، ص 201)حال که زن و مرد با یکدیگر برابرند، در نتیجه حقوق و تکالیفشان نیز با یکدیگر برابر است. در آتش بس 1،مشکل اساسی بین زن و شوهر، تنها کودک درون معرفی میشود بدون در نظر گرفتن تفاوت ‌هایی که طبیعتاً بین زن و مرد و خواسته‌ ها، حقوق و تکالیفشان وجود دارد. برای حل مشکل، هم، هر دو باید یک راه را بروند و یک کار را انجام دهند؛ آن هم درک کودک درون است. به علاوه از زبان دکتر روانشناس می شنویم: «مردها به پشتوانه‌‌ ی چند صد سال مردسالاری نمی ‌تونند در مدت کوتاه خودشون رو با زن‌ ها برابر بدونند». در واقع این که باید مردها خود را با زن‌ ها برابر بدانند مفروض قطعی کارگران و فیلمنامه نویس است و این که مردها نمی توانند این را بپذیرند ضعف آنها محسوب می ‌شود. آتش بس 2 هم که رسماً و بدون هیچ تغییر خاصی، تکمله همان فیلم اولی است. هر دو فیلم تبدیل شده اند به مجسمه تأیید زن و تکذیب مرد. روانشناس یا بهتر بگوییم کارگردان در برابر کنش های خطاآلود زن تنها تعجب می کند و در مقابل، در سراسر فیلم به مرد پند و اندرزهای ریز و درشت می دهد.

    مردانه شدن زنان: فمینیست ‌های طرفدار اخلاق زنانه، گر چه الگوی اخلاق مردانه را رد می ‌کنند، اما خود برای طراحی اخلاق زنانه، از همین الگو بهره می گیرند (ر.ک: فمینیسم و دانشهای فمینیستی).

    شغلی که کارگردان محتـرم برای اغلب زنان موفق داسـتان هایش انتخـاب می کند شغلـی مردانه است و اصرار خاصـی هم وجود دارد مبنی بر اینکه خانم مهـندس را سر ساختمانِ در حال ساخت، نشـان مخاطب بدهد. برخی کنش و واکنش های زن در آتش بس 2، هم به شکلی کاریکاتوری سعـی در مردانه بودن دارد، مثلاً جایی که به حمام می رود و آواز می خواند یا جایی که کاری می کند تا شوهر، قهر کرده و به خانه مادرش برود، با ضمیمه کردن این جمله که «مادرم چندین سال همین طور با پدرم حرف میزد و او هیچ وقت از خانه قهر نکرد»!

    مطیع بودن زن: فمنیست ها همیشه نسبت به مطیع بودن زنان، معترض بوده اند و اطاعت از مردان را نحوی از ظلم علیه زنان می دانند. برای آنها این انگاره سنتی که به لحاظ اخلاقی، خوبی زن در اطاعت، سکوت و خدمت به مردان خلاصه می‌ شود، بزرگترین محل اعتراض است. (ر.ک: فمینیسم و دانش های فمینیستی، ص 30 . 35). بنابراین هر گونه تبعیت و اطاعت از حکومت مردان از دیدگاه فمینیسم مورد مذمت قرار می‌ گیرد.

    در آتش بس 2، زن در هیچ موقعیت و شرایطی حاضر نیست که از شوهرش تبعیت کند و در این راه حتی تا استقبال از پیشنهاد طلاق هم پیش می رود. این نکته هم از کهن الگوهای سینمای شخصی خانم کارگردان است که گاهی اعتراض به مطیع بودن فرزند هم به آن اضافه می شود (فیلم های دوزن، واکنش پنجم، زن زیادی و..). هنگام خرید اسباب بازی، فرزند خردسال با صلابت و اصرار سعی دارد از پذیرفتن حرف پدر امتناع کند، واقعاً هم او رفتاری غیر منطقی دارد دقیقاً همانطور که مطلوب کارگردان است.

    نباید فراموش کرد که رفتار تحکم آمیز با زنان در طول تاریخ وجود داشته است اما باید مراقب بود رویارویی با این اشتباه بزرگ، موجب زیر سؤال بردن دستورات دینی اسلام نشود. طبق الگوی ارائه شده اسلام برای زندگی خانوادگی، زن باید در مواردی مطیع پدر یا شوهر باشد اما اسلام هرگز به این واسطه آزادی و شخصیت انسانی زن را نادیده نگرفته است. در حالیکه در فیلم اینطور نشان داده می شود که اگر زن از شوهر خود اطاعت کند، استقلال شخصیتی اش از بین خواهد رفت.

    با دیدن تلاش بی دریغ خانم کارگردان در جلب کردن توجه جامعه به شخصیت والای زن و به تصویر کشیدن زنان موفق و استیفای حقوق از دست رفته آنان، سؤال به وجود می آید که چرا ایشان زندگی واقعی و غیر فانتزی یکی از میلیون ها زن موفق این سرزمین را به تصویر نمی کشد؟ و با توجه به بازی عجیب و آزاردهنده میترا حجار که به شدت به لوندی و خودنمایی می ماند (کلاً بازی های دو شخصیت اصلی خیلی مصنوعی و عروسکی است و بازی میترا حجار به طور خاص بیشتر از اینکه بازیگری باشد عشوه گری است)، جای سؤال است که خانم کارگردان با این همه ادعایی که مبنی بر قدرتمندی زنان نسبت به مردان و توانایی بالای آنان دارند، چرا نتوانستند یک بازی قوی و چشمگیر از بازیگرشان بگیرند تا در عمل حرف خود را به مخاطب ثابت کرده باشند؟ و با این همه ادعای غلوآمیز برتر بودن زنان، چرا توانایی های فیلمسازی ایشان سال به سال رو به افول است؟ تا حدی که دیگر حتی قادر نیستند یک قصه منسجم برای فیلم خود، تهیه کنند و ناچار به ساخت فیلمی تکراری دست زدهاند؟



    نویسنده :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٤
    تگ ها :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    [/paste:font]

    5 ) تأکید بر توانایی‌های زنان در مقابل ناتوانی و بی‌لیاقتی مردان

    استوارت میل در کتاب «کنیزک کردن زنان» بیان می‌کند که: «زنان شایستگی و لیاقت‌های بسیاری دارند که در اثر آموزش می‌توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند». (فرهنگ واژه‌ها، ص 426)

    اثبات این که زنان توانایی‌هایی را کسـب کرده و آنها را نشـان میدهند. در مقابل نمایش فرودسـتی یا بی‌لیاقتی و ضعف مردها، از جمله ابزار مورد استـفاده‌ی فمینیست‌ جهـت اثبات برتـری زنان است. به علاوه بی‌نیازی آنها به مردان را اثبات میکند. نئو فمینیست‌ها، بی‌نیازی خود را به مردانی که آنها را درک نمی‌کنند، با این جمله بیان می کنند: «یک زن بدون مرد، مانند یک ماهی بدون دوچرخه است». (‌کتاب زنان 29، مروری بر افکار سیمون دوبوار، ص 57)

    آثار «میلانی» اغلب داستانهای یکنواخت دارند و آن به تصویر کشیدن زن مستعد، با هوش و رنجکشیده در مقابل مرد زورگوی مستبد و خشن است غافل از اینکه قضاوت، زمانی میتواند عادلانه باشد که هر دو طرف حضور داشته باشند؛ به عبارت دیگر خوبیها وبدیهای زنان و مردان هر دو گفته شده سپس دنبال حقیقت گشت.

    «دو زن»: فرشته دارای هوش و استعداد سرشاری، است در دانشگاه بین تمام دانشجویان ممتاز است. در صحنه‌ای از فیلم می‌بینیم که مسأله‌ی سخت درسی را که هیچ کس قادر به حل آن نیست فرشته حل می‌کند. اودر زمینه‌‌های متفاوت توانایی‌های قابل تحسینی دارد: در درس، تسلط به زبان انگلیسی، رانندگی و ... به علاوه مخارج تحصیل خود را از راه تدریس خصوصی تأمین میکند تا کمک حالی برای خانواده باشد، دختر مهربان، پرتلاشی و با روابط قوی است که دوستان و خواستگاران زیادی دارد اما در مقابل فرد مزاحم یک مرد لاأبالی، بیکار، بی‌سواد و با فرهنگی سطح پایین است و احمد هم با تحصیلات کم، ‌غیر منطقی است و با تفکری قدیمی و دور از تمدن سازنده مخالف مطالعه و پیشرفت و انسانی محدود است.

    «زن زیادی»: سیما زن تحصیلکرده، فهمیده و زحمتکشی است، این را در صحنه‌های ابتدائی فیلم در مدرسه که شاگردانش میگویند از بین معلم‌ها فقط با او راحت هستند و محبوبیت سیما بین آن‌ها، و این که بین زنان خانه‌دار همسایه سیما از همه چند پله‌ بالاتر است می بینیم، و در برخی دیالوگ‌ها می‌شنویم. پناهی (پلیس): «از افکارتون معلومه تحصیلکرده هستید»، در مقابل همسرش احمد مردی خیانتکار، بی‌فکر، خوشگذران و بی‌تعهد نسبت به زن و فرزند معرفی می‌شود.

    «واکنش پنجم»: اغلب زنان در این فیلم در ماجرای مبارزه‌ی بین فرشته و حاج صفدر سعی می‌کنند نهایت شجاعت و جسارت خود را به کار بگیرند و در مقابل زورگویی حاجی سکوت نمی‌کنند اما مجید (برادر شوهر فرشته) علیرغم نظر شخصی‌اش که طرفدار فرشته است جرأت ابراز مخالفت نمی‌کند فقط در آخر فیلم خیلی کوتاه و با کنایه اقدام به این کار می‌نماید. مجید به حاجی: «با خودم فکر میکنم اگه یه روز منم بمیرم با زن و بچه من هم همین کار رو می‌کنی؟ اگه زن داداش زن ما شد با سه تا بچه باهاش چی کار می کنی؟».



    6) ارائه راهکار برای رهایی از زندگی با مردها

    تنها راهی که «میلانی» به مخاطب خود معرفی می‌کند برای رهایی از زندگی با مردها فرار، رفتن و مطلق رها کردن است البته درباره‌ی طلاق هم گاهی صحبت می‌کند اما به هر حال این را هم نشان می‌دهد که اغلب زنان در این رهایی موفق نمیشوند با هر کدام از این دو راه که سعی می‌کنند فرقی نمی‌کند.

    «دو زن»: فرشته هرگاه احساس می کند که دیگرنمی‌تواند تحمل کند به خانه پدرش می‌رود و یک بار هم اقدام به طلاق می‌کند که موفق نمی‌شود.

    «زن زیادی»: زمانی که پناهـی (پلیس) متوجه خیانت احمد به سیمـا میشود درباره‌ی این موضوع با سیمـا صحبت می‌کنـد: « بذارین برین گاهی رفتن بهترین راهه، نمیتونین چیزی رو عوض کنین». صبا هم با شنیدن ماجراهای زندگی سیما و احمد به سیما می‌گوید: « تو که با سوادی، کار می کنی، تو چرا؟ یه لگد حرومش می‌کردی، می‌ذاشتی می رفتی».

    «واکنش پنجم»: در جمع دوستان فرشته که هرگاه با هم هستند مشغول تجزیه و تحلیل تمامی امور اطراف هستند و درباره‌ی زندگی یکدیگر نظر می‌دهند و بحث میکنند بارها و بارها کلمه‌ی «طلاق» شنیده می‌شود؛ مثلاً جایی که هر کدام داستان زندگی‌شان را تعریف می‌کنند دیگران می‌پرسند: «چرا طلاق نمی‌گیری؟». حضور مریم که مجرد است در بین آنان و این که به او گفته می‌شود: «تو که مجرد هستی راحتی و زندگی بهتری داری» نیز ازدواج نکردن را یکی از شیوه‌های داشتن زندگی بدون درگیری با مردان بیان می‌کند؛ البته مریم هم شخصاً از زندگی‌اش چندان راضی نیست اما به هر حال مشکلات کمتری از جانب مردان دارد. زمانی که دوستان فرشته برای فرار او نقشه میکشند یکی از آنها می گوید: «برو آلمان اونجا هوای زن هایی مثل تو رو خیلی دارند، سوئد هم خوبه» در واقع نوعی توصیه به زنان برای مهاجرت به کشورهای پیشرو در مسایل زنان جهت دستیابی به زندگی به اصطلاح آزاد.


    7) تشویق زنان و دختران به عصیان و سرکشی در برابر مردان

    به نظر فمینیست‌های پست مدرن دسته‌ای از روابط تحمیل شده بر زنان، موجب بردگی آن‌ها شده است. (کتاب زنان 29، فمینیسم دراندیشه پست مدرنیسم ، ص 14) بنابراین در مقابل چنین تحمیل‌هایی زنان باید برخیزند و مبارزه کنند و کوتاه نیایند.

    براساس تفسیر دوبوار، جنسیت، زاییده‌ی سلطه‌ی مردان و پذیرش این سلطه از سوی زنان است و با تغییر این سلطه و با خودداری زنان از پذیرش نقشهای تحمیلی به زنان، مسلماً تبعیض جنسیتی میان زنان و مردان از بین خواهد رفت ( فرهنگ واژه‌ها ، ص 429).

    «واکنش پنجم»: دومین اقدام ترانه در مقابل همسرش وکیل گرفتن و شکایت به دادگاه است و به گفته‌ی خودش تصمیم دارد با این کار شوهرش را تنبیه کند و یا این که با گرفتن حقوق مادی مثل مهریه کمی او را سرجایش بنشاند. مبارزه‌ی فرشته در مقابل حاج صفدر البته به دلیل غیر منطقی بودن و زورگویی حاجی قابل دفاع است اما این که تمام دوستان فرشته به او کمک می‌کنند و سعی دارند به هر نحوی شده در این مبارزه شرکت کنند؛ البته نه فقط برای کمک به فرشته بلکه به این خاطر که با این کار خودشان هم لذت می برند و این تلاش را به نوعی ارزشمند می‌دانند. فرشته: «می ترسم برات گرون تموم بشه» ترانه: «نگران نباش به لذتش می ارزه». در تاتم طول فیلم به تصویر کشیدن مبارزه‌ی بین فرشته و دوستانش با حاج صفدر و عواملش چنان مهیج و شوقبرانگیز است که هر زنی از مشاهده چنین انرژی و مقاومتی خرسند شده و به این فکر می‌افتد که در هر شرایطی باید او هم همینطور باشد.

    به عقیده‌ی فمینیست‌های پست مدرن زنان می‌خواهند همچون مردان باشند، تا با این مردانه بودنشان بتوانند در تقابل با خود مردان موفق شوند. (کتاب زنان 29 ، فمینیسم در اندیشه پست مدرنیسم ، ص 26)

    ذیمدینه زن بوشهری (صاحبخانه‌ی فرید) در این فیلم نماینده‌ی زنان مردخو است. ‌نماینده‌ی زنانی که به خاطر تحمیل شرایط بد از سوی جامعه مجبور شده خود به تنهایی فرزندانش را بزرگ کند و برای این کار مجبور شده تن به کارهای مردانه بدهد و گویی این باعث شده رفتار و شجاعت و جسارت و صلابتی مردانه داشته باشد. ذیمدینه با رفتاری مردانه و به حمایت لنج داران در مقابل حاجی می ایستد طوری که حاجی در برابرش به ناچار سکوت میکند. ظاهراً ذیمدینه تنها زنی است که بدون هیچگونه ترسی در مقابل مردها با قدرت صحبـت میکند و در برخی صحنـه‌ها می بینیم مردها از او حسـاب می‌برند و در مقابل صلابت او تسـلیم میشوند.

    فمینیست‌های طرفدار اخلاق زنانه، گر چه الگوی اخلاق مردانه را رد می‌کنند، اما خود برای طراحی اخلاق زنانه، از همین الگو بهره می گیرند. ( فمینیسم و دانشهای فمینیستی)

    «زن زیادی»: در صحنه‌ای که سیما و صبا در رستوران بین راه نشسته‌اند دختر و پسری که با هم دوست هستند در حال دعوا وارد می شوند صبا به حمایت از دختر جوان با پسر جر و بحث کرده و اقدام به زدن و تهدید او می کند، سپس از صاحب رستوران میخواهد که آن پسر را بیرون کند و به دختر میگوید که او را رها کند. هر چند در صحنه‌های بعد می بینیم که آن دختر جوان باز هم با همان پسر می‌رود و صبا او را سرزنش می‌کند؛ اما به تصویر کشیدن اینگونه صحنهها (حمله فیزیکی زنان به مردان) گویی نوعی تشویق دختران برای احقاق حقوق خود از پسران است مخصوصاً صحنه‌ای که صبا پسر را می زند.

    «آتش بس»: دزد جوانی داخل ماشین سایه می‌شود و با چاقو او را تهدید میکند. سایه به خوبی از خود دفاع کرده، اسپری در چشم مرد می زند و با لگد او را از ماشین بیرون انداخته چاقویش را بر می‌دارد. در تمام ماجراهای لجبازی بین سایه و یوسف چه قبل از ازدواجشان چه بعد از آن سایه هیچ وقت کوتاه میآید و همیشه در مقابل هر رفتار یوسف عکس العمل و واکنشی کوبنده نشان می‌دهد تا بوسیله‌ی آن یوسف را شکست دهد.


    8) جلوه‌های مرد سالاری

    فمینیست‌ها غالباً کوشیده‌اند با خلق نظریه، فرهنگی و اجتماعی بودن تفاوت‌ها و مظلومیت تاریخی زنان، تفاوت‌های رفتاری، ذهنی، روحی و حتی اجتماعی را در چارچوب مفهوم پدرسالاری و مردم سالاری تحلیل کنند.(فمینیسم و دانش های فمینیستی، ص 31)

    «دو زن»: فرشته به خاطر دستور پدر مجبور می‌شود به اصفهان برود و از دانشگاه دور شود. احمد نمونه‌ی بارز زورگویی مردان است. می‌توان گفت تقریباً فرشته را در خانه حبس میکند، مانع مطالعهی او می‌شود، در ریزترین مسائل میخواهد که فرشته دقیقاً مطابق میل وی رفتار کند.

    «واکنش پنجم»: حضور حاج صفدر، رفتار و شخصیتش، ‌عمل‌ها و عکس العمل‌هایش نشان دهنده‌ی تحکم وی بر اطرفیان خود است. حاج صفدر نماینده‌ی جلوه‌ی بارز مردسالاری در «واکنش پنجم» است، جلوه‌ای قوی در بین تمامی آثار «میلانی». حاج صفدر در شرایط مختلف و مکرراً از موضع قدرت، با خشونت و تحکم با فرشته و اساساً تمام زن‌ها و حتی مردها صحبت میکند؛ ‌وی علاوه بر تعیین تکلیف برای فرشته با دید از بالا با او روبرو می‌شود و زورگویی خود را با توهین و تحقیر تکمیل می‌کند. حاجی: «من نه نصیحت می‌کنم نه نصحیت می‌شنوم»، مجید: «راست می گه فقط امر می‌کنه اطاعت می‌خواد». پدر ترانه هم مردی شبیه حاجی بوده. ترانه: «پدر منم عین پدر شوهر تو بود یه آدم دیکتاتور لجباز که همش می‌گفت من صلاحتون رو می‌خوام».



    9) گلایه‌ها

    علاوه بر آنچه گفته شد که اشارات مستقیم به عقاید فمینیستی در آثار «میلانی» است وی گلایه‌هایی نیز از عرف جامعه دارد از جمله:

    «واکنش پنجم»: ترانه: «اشکالی نداره اون با منشی 20 ساله‌اش بره رستوران ولی من اگه با همکارهای زنم برم بیرون انگار دارم یه کار خلاف می کنم». حاج صفدر به فرشته: «ما آبرو داریم، تو شوهر نداری، سر کار میری، با رفقات قرار می‌ذاری با این وضع نمی‌شه». لحن گفته‌های حاجی طوری است که گویا این‌ها جرایم فرشته هستند.

    در پایان شایان ذکر است آخرین اثر خانم «میلانی» یعنی فیلم «سوپر استار» کمترین اشارات را به فمینیسم دارد حتی ممکن است اولین بار با دیدن این فیلم تصور کنید ایشان در مواضع خود تغییراتی داده‌اند اما چنین تصوری کمی عجولانه است. در این فیلم یک مرد با تمام امکانات و در بهترین شرایط در نهایت پستی و بی‌مبالاتی نشان داده شده است و هر چند که زنان فاسد زیادی هم با او همراهند اما این یک دختر نوجوان است که با بدترین شرایطی که ممکن است زندگی کرده اما اکنون پاک و منزه در اوج خوبی‌ها است و هم اوست که می‌تواند اگر بخواهد این مرد سرکش را تغییر دهد.

    نکته‌ی دیگر در این فیلم اشاره‌ی خانم «میلانی» به فرزند ناخواسته (به عنوان نمونه از روابط نامشروع) است که عموماً مشکلات چنین بچه‌ای به دوش مادر است و همانطور که نشان داده شده‌اند. از این ماجرا و سختی‌هایی که آن دختر جوان کشیده بود کاملاً بی‌اطلاع است.

    به هر حال در فیلم های «تهمینه میلانی» نمادهای فمینیسم، صحبت درباره‌ی زنان و اشارات ریز و درشت، مستقیم و غیر مستقیم به اموری که گفته شد و البته اموری غیر از آن نوعی از آگاهی غلط دادن به مخاطب است و برانگیختن تفکر مخاطب البته در جهت دلخواه کارگران که همان ایجاد اندیشه‌های فمینیستی است. البته ممکن است مخاطب عام از هدف آنچه می‌بیند بی‌اطلاع باشد و ناخواسته در این جریان فکری قرار بگیرد به نحوی که حتی خودش هم متوجه آنچه رخ میدهد نباشد.

    بی‌تردید دیگر افراد فمینیست ایرانی و غیر ایرانی از فعالیت کارگردان زنی بااین رویه کاری استقبال کرده و احتمالاً از او حمایت خواهند کرد؛ که این خود از مصادیق شبیخون فرهنگی است.



    کلام پایانی

    بی تردید «تهمینه میلانی» از برجستهترین سینماگران ایرانی است و به خوبی به ظرایف کار خود آگاه است. او نامدارترین هنرمند مدافع حقوق زنان در ایران است. اما نمایش مظلومیت ها و بی عدالتی ها علیه زنان به تنهایی برای دفاع از حقوق آنان کفایت نمی کند. پرداختن بی طرفانه به توانمندیها و موفقیت های زنان صورت پسندیدهتری از حمایت است. به علت یک سویه و یکنواخت بودن داستان فیلمها ظهور و بروز انگاره‌های فمینیستی در آثار سینمایی او باشکل‌های مختلفی به چشم می‌خورد. وجود این امر با شاخصهای مهم و اساسی و گاهی با جسارت هرچه تمامتر مانند بعضی از شخصیت‌های فیلم‌های خود به طور مستقیم و گاهی به گونه غیر مستقیم هم عقاید خود را بیان کرده است.







    نویسنده :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۳
    تگ ها :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    [/paste:font]


    شاخصه ‌های فمینیسم در آثار « تهمینه میلانی» :

    فمنیسم نشانه ها و شاخصه های فراوانی دارد که برخی از آنها در فیلم های تهمینه میلانی وجود دارد آن هم به شکل تکرار شونده که نشان دهنده تأکید ایشان بر این شاخصه ها است. در ادامه به برخی از مهمترین این شاخصه ها اشاره می شود:



    1) تلاش برای احقاق حقوق زنان

    «فمینیسم» با تاکید بر ستمدیدگی تاریخی زنان،‌ آزادی و برابری زنان را در عرصه‌های اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی، طلب می‌کند.(فمینیسم و دانش‌های فمینیستی، ص 16)

    «فمینیسم» یکسویه و شـتابکارانه به برخی از ارزشهای از دست رفتـه‌ی زنان نظیـر حقوق اجتـماعی و اقتصـادی می‌پردازد. ( ر.ک: واژهنامه فرهنگی سیاسی، ص 436)

    در نتیجه زن فمینیست تصور می‌کند که باید زمام امور را به دست گرفت، باید حقوق را استیفا کرد، نباید ساکت ماند.

    زنان شایستگی و لیاقت‌های بسیاری دارند که در اثر آموزش می‌توانند جایگاه واقعی خود را در اجتماع بیابند. (فرهنگ واژه‌ها، ص 426)

    «دو زن» فرشته دختر موفق و لایقی است که به دلیل مزاحمت‌های یک مرد، تحکم پدر و شوهر از حقوق اجتماعی‌اش مانند حق تحصیل محروم می‌شود و هر چه سعی می‌کند نمی‌تواند آن را باز پس گیرد.

    «نیمه پنهان»: فرشته با تعریف داستان مبارزات خودش می‌خواهد بگوید که من حق داشتم آنچه را میخواهم به دست آورم، ‌حق داشتم مبارزه کنم اما نشد چون قضاوت‌ها صحیح نبود. «ارزش من باورهای من بود،‌ دوست داشتن مردم بود و این گناه شمرده شد». حالا فرشته تمام حرفش برای همسرش این است که آن زن زندانی حق دارد سعی کن حقش را بپردازی.

    «واکنش پنجم»: کلیت روایت داستان و برخی از جملات تشویق کننده برای تلاش جهت گرفتن حق است. آموزشی غیر مستقیم به زنان «همه‌مون همینطوریم تا یه مرد میره تو شکممون جارو خالی می کنیم». اساساً مبارزه‌ی بین فرشته و حاج صفدر گونه ای از جنگ برای به دست آوردن حق است، جنگی که بین دو نفر نیست بین زنان و مردان است. «حاجی: طرف من یه زن نیست یه لشکر زنه». «فرشته: همیشه فکر می‌کنم دارم انتقام یه کینه‌ی ده ساله رو پس می دم. ترانه: شایدم هزاران ساله».

    «زن زیادی»: وقتی صبا زندگی خود را تعریف می‌کند: پدرش قبل از تولد او مرده، عمویش او را به زور شوهر داده، شوهرش معتاد و فاسد بوده و او را می‌فروخته، صبا گناهی ندارد و برای اینکه حق خود را بگیرد تن به فساد داده است.



    2) برابری زنان و مردان

    «فمینیسم» اساساً مبتنی بر تئوری «مشابه انگاری» طبیعت و روان زن و مرد و انکار وجود امری به نام هویت زنانه است. (واژهنامه فرهنگی سیاسی، ص 201)

    حال که زن و مرد با یکدیگر برابرند، در نتیجه حقوق و تکالیفشان نیز با یکدیگر برابر است. (ر.ک: علمان، ص 199)

    «آتش بس»: مشکل اساسی بین سایه و یوسف تنها کودک درون معرفی میشود بدون در نظر گرفتن تفاوت‌هایی که طبیعتاً بین زن و مرد و خواسته‌ها، حقوق و تکالیفشان وجود دارد. برای حل مشکل هم هر دو باید یک راه را بروند و یک کار را انجام دهند؛ آن هم درک کودک درون است. به علاوه از زبان دکتر روانشناس میشنویم: «مردها به پشتوانه‌‌ی چند صد سال مردسالاری نمی‌توانند در مدت کوتاه خودشون رو با زن‌ها برابر بدونند». در واقع این که باید مردها خود را با زن‌ها برابر بدانند مفروض قطعی کارگران و فیلمنامهنویس است و این که مردها نمیتوانند این را بپذیرند ضعف آنها محسوب می‌شود. استفاده از بحث روانشناسی و به گفته خود «تهمینه میلانی» استفاده از روانشناسی برای آموزش باعث شده روانشناسی در این فیلم تبدیل شود به مجسمه تأیید زن و تکذیب مرد. کارگردان در برابر کنشهای خطاآلود سایه تنها تعجب میکند (در واقع این دکتر روانشناس است که تعجب میکند) اما در سراسر فیلم به یوسف پند و اندرزهای ریز و درشت میدهد؛ حتی در برابر حس غیرت و تعصب مردانه او نسبت به همسرش.


    3) ظلم به زنان

    ظلـم به زنان از جملـه فرضیات اساسی فمینیسم است که از موج اول تا سوم و در انواع متفاوت تئـوریک حتـی فمینیسم پستمدرن که جدیدترین نوع آن است به اتفاق تمامی فمینیستها مورد قبول است.

    تقریباً تمامی گرایش‌های فمینیستی، ‌نابرابری حقوقی، اقتصاد و سیاسی زن و مرد را غیر طبیعی و ناشی از نادیدهانگاری یا ستم‌ علیه آنان میدانند و از خانواده‌ی سنتی و نقش‌های مبتنی بر جنسیت انتقاد می‌کنند. (فمینیسم و دانش‌های فمینیستی، ص 32 و 33)

    دو مؤلفه‌ی اساسی وجود دارد که همه‌ی فمینیست‌ها بر آن اتفاق دارند: اول آن که زنان تحت ظلم و تبعیض قرار گرفته‌اند و این ظلم و تبعیض ریشه در جنسیت آن‌ها دارد؛ دوم آن که این ظلم و تبعیض اصالت ندارد و باید از بین برود. پس می‌توان ادعا کرد هر نهضت و جریان فکری یا فعالیتی که دارای دو ویژگی فوق است، یک نهضت و جریان فمینیستی است. (فرهنگ واژه‌ها، ص 424)

    «زن زیادی»: صبا علیرغم اینکه به نوعی برای گرفتن حقش با احمد رابطه دارد اما راضی به شکسته شدن سیما نیست و سعی میکند از سیما حمایت کرده و به او کمک کند، در صحنه پایانی هر دو احمد را تنها گذاشته از او دور می شوند. گویی «میلانی» میخواهد با نمایش همدوشی دخترک آسیب دیده و زن قربانی، زنان را به یک همیاری ملی فراخواند.



    الف) کتک زدن

    «دو زن»: پدر فرشته به خاطر عصبانیت از مشکلات اقدام به زدن فرشته می‌کند و او را در زیرزمین خانه حبس میکند.

    «زن زیادی»: احمد در مواقع مختلف اقدام به زدن سیما میکند و البته در صحبت‌هایشان هم مشخص است که این کار همیشگی او است. به عنوان مثال در صحنه‌های داخلی ماشین زمانی که سیما با جسارت و شجاعت با احمد صحبت می‌کند و از ماجرای شب گذشته برای او می‌گوید که به مرد قاتل کمک کرده، احمد علاوه بر تحقیر و توهین، سیما رامی‌زند؛ ضمناً سیما یادآوری میکند که بعضی وقت‌ها احمد او را زیر مشت و لگد سیاه و کبود می‌کند.

    «واکنش پنجم»: در صحنه‌های ابتدائی فیلم زمانی که ترانه همسرش را به همراه منشی‌اش در رستوران می‌بیند و با یکدیگر درگیر می‌شوند وقتی ترانه از رفتن با شوهرش امتناع می‌کند شوهرش سعی می‌کند او را بزند.



    ب) ازدواج اجباری

    «دو زن»: فرشته به خاطر جو حاکم و شرایط دشواری که در آن قرار دارد، کمک احمد و دینی که نسبت به او دارد و نه از روی علاقه یا انتخاب با او ازدواج می‌کند در واقع نوعی جبر محیطی در این ازدواج وجود دارد.

    «زن زیادی»: در اواخر فیلم در صحنه‌های گفتگوهای چهار نفره بین احمد و سیما و صبا و رحیم، زمانیکه رحیم میخواهد احمد و صبا را بکشد صبا زندگی‌اش را تعریف می‌کند: عمویش او را به زور شوهر داده است.

    «واکنش پنجم»: ترانه ماجرای ازدواجش را اینگونه تعریف می‌کند که وقتی در دانشگاه تهران قبول شده پدرش به نوعی او را مجبور کرده است با مردی که او هم در تهران تحصیل میکرده ازدواج کند؛ و ابراز می‌کند که همسرش را دوست نداشته و بخاطر شرایط حاکم و نوعی از اجبار پدر با او ازدواج کرده است و اکنون هم از زندگی خود ناراضی است. « ترانه: بازم برو خدا رو شکر کن فرشته که چند سال زندگی با عشق رو تجربه کردی من چی بگم که حتی یه روز زندگی با عشق نداشتم دوتا بچه هم دارم».



    ج) اجبار در ادامه‌ی زندگی

    «دو زن»: فرشته تمام تلاش خود را برای رهایی از زندگی تحصیلی می‌کند اما بخاطر وابستگی به بچه‌ها مجبور به ادامه‌ی زندگی می شود.

    «زن زیادی»: روایت داستان به گونه‌ای است که ما میبینیم سیما مجبور است به این زندگی سراسر رنج و زحمت ادامه دهد و حتی با تلاش مضاعف خود، بار زندگی را به دوش بکشد. برخورد نامناسب خانواده و جامعه، کافی نبودن حقوق معلمی برای اداره زندگی، ترس از دست دادن و دوری فرزند، اینها چیزهایی هستند که به گفته سیما او را مجبور به ادامه زندگی با مردی میکند که خود گرفتار سرخوردگی از جامعه سنتی است. در صحنه‌ی گفتگوی چهار نفره صبا به سیما میگوید: «تو که با سوادی، کار می‌کنی، تو چرا؟ یه لقد حرومش می‌کردی می‌ذاشتی می‌رفتی». در واقع چنین جملاتی نشان از آن است که سیما اگر می‌خواست می‌توانست به ادامه‌ی این زندگی تن ندهد اما گویی نوعی اجبار برای ادامه دارد.

    «واکنش پنجم»: در اوایل فیلم بعد از اینکه ترانه شوهرش را در رستوران می‌بیند جمع زنانه‌ی دوستان فرشته که تا آن لحظه در حال گفتن و خندیدن بودند شروع می‌کنند به پرده برداشتن از واقعیات زندگی‌هایشان و هر کدام از آنها به نوعی نارضایتی خود را از ادامه‌ی زندگی مشترکش بیان می‌کند. یک نفر همسر خلبان آزاده‌ای است که بعد از سالها اسارت برگشته و در حالی کنار خانواده‌اش زندگی می‌کند که از نظر روحی و اخلاقی تغییر کرده است؛ نه اینکه خوب یا بد شده باشد بلکه صرفاً تغییر کرده و این تغییر به نحوی همسرش را آزار می‌دهد و او به خاطر شرایط اجتماعی مجبور به ادامه‌ی زندگی است. وی برای بیان چرایی نارضایتی‌اش اینگونه می‌گوید: «همه به من تبریک میگن که همسر یک آزاده‌ام ولی کسی به شوهرم تبریک نمی‌گه که زنت چه شیرزنی بوده که تو این سالها بچه‌ات را از آب و گل در آورده»؛ و در مقابل سوال دوستانش که: «چرا به این زندگی اجباری ادامه می‌دهد؟» می‌گوید: « آخه من تنها نیستم که تصمیم بگیرم، منم و انسانیت منم و اخلاق اجتماعی». نفر دوم شوهرش هم تریاکی است، هم با دختر جوانی که از دختر خودش کوچکتر است ازدواج کرده و دیگر اصلاً به خانه نمیآید به علاوه تمام دارائی زن هم به نام همسرش است و این مساله او را مجبور به ادامه زندگی می‌کند. ترانه هم در جاهای مختلف چیزهایی از زندگی‌اش می‌گوید که مشخص می‌کند از این زندگی ناراضی است مثلاً جایی که زندگی و ماجرای ازدواجش را برای فرشته تعریف می‌کند.


    4) مطیع محض بودن زن

    فمینیسم پیش از آن که نظریه‌ای منسجم در تحلیل وضعیت زنان، ریشه‌یابی، هدفگذاری و ارائه‌ی راه‌کار باشد، اعتراضی نسبت به وضعیت حاکم مردانه است. (فمینیسم و دانش های فمینیستی، ص 30)

    نل نودینگز (Nel Nodings) نویسنده‌ی کتاب اخلاق از منظر زنان میگوید: «فیلسوفان سنتی معتقد بودند که به لحاظ اخلاقی، خوبی زن در اطاعت، سکوت و خدمت به مردان خلاصه می‌شود». (همان، ص 35)

    بنابراین هر گونه تبعیت واطاعت از حکومت مردان از دیدگاه فمینیسم مورد مذمت قرار می‌گیرد.

    نباید فراموش کرد که این نوع از رفتار با زنان در طول تاریخ وجود داشته است اما باید مراقب بود رویارویی با این اشتباه بزرگ موجب زیر سؤال بردن دستورات دینی اسلام نشود. طبق الگوی ارایه شده اسلام برای زندگی خانوادگی، زن باید در مواردی مطیع پدر یا شوهر باشد اما اسلام هرگز به این واسطه آزادی و شخصیت انسانی زن را نادیده نگرفته است.

    «واکنش پنجم»: همسر حاج صفدر و مادر فرشته نماینده‌ی زنان سنتی جامعه هستند که اولاً تبعیت و اطاعت کامل از مردان را پذیرفته‌اند ثانیاً اهل مبارزه نیستند؛ یا اینکه اساساً می‌دانند که مبارزه علیه مردان ناموفق خواهد بود. مادر فرشته به تلاش او کمکی نمی‌کند و حتی برخلاف خواسته‌ها و خواهش‌های او عمل کرده، زمانی که فرشته در نهایت اضطرار (به همراه دو فرزندش تنها و بی‌پول و بی‌پناه در بوشهر در خیابان مانده) با مادر تماس می‌گیرد که به فرید (برادر فرشته) بگوید به بوشهر برود و او را نجات دهد این مسأله را از فرید پنهان می‌کند و در عوض فرشته را نصیحت می‌کند که از این کارها دست بردارد.

    «آتش بس»: یوسف: «من یه زن مطیع می خواهم». دکتر: «متأسفم دوران برده‌داری تموم شده».



    ادامه دارد...







    نویسنده :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ; ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۳٠
    تگ ها :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    [/paste:font]
    خلاصه داستان فیلم‌ها

    در ادامه خلاصه داستان فیلم هایی که در آینده بررسی خواهند شد، می آید:



    دوزن

    6d0016f64b2d068944adeda4313a1a80.

    «فرشته نام آور» که برای تحصیل در دانشگاه به تهران آمده است به خاطر رهایی از مزاحمت‌های فردی به نام «حسن نجفی» به اصفهان باز می‌گردد، اما مرد مزاحم به دنبال او رفته و دردسرهای جدیدی برایش بوجود میآورد. یکی از آشنایان خانوادگی به نام احمد برای حل مشکلات، به فرشته کمک کرده، سپس از او خواستگاری می‌کند؛ فرشته بهرغم میل باطنی‌اش با احمد ازدواج میکند. احمد که هنگام خواستگاری به فرشته قول داده بود که اجازه‌ی ادامه‌ی تحصیل به او بدهد بعد از ازدواج از بازگشتن فرشته به دانشگاه و ادامه‌ی فعالیت‌های اجتماعی او جلوگیری می‌کند؛ در عوض آن به اذیت و آزار او می‌پردازد. بعد از گذشت چند سال طی حادثه‌ای مزاحم قدیمی که اکنون از زندان آزاد شده است با ضربات چاقو احمد را زخمی می‌کند. فرشته به همراه احمد و دو پسرش برای معالجه‌ی همسر خود به تهران می‌آید. فرشته با دوست صمیمی و همکلاسی‌ قدیمی‌اش رؤیا تماس گرفته، به منزل او می‌رود و تمام زندگی‌اش را برای رؤیا که مهندس ساختمان شده و زن موفقی است تعریف می‌کند. در آخر احمد می‌میرد و فرشته به فکر ساختن زندگی جدیدی بعد از این همه رنج و محرومیت می‌افتد.



    نیمه پنهان



    cdb860a81740e7095d20ab0a97c9e58a.

    «فرشته صمیمی» دانشجوی شهرستانی که در تهران مشغول به تحصیل است جزء فعالان سیاسی اوایل انقلاب است و برای یکی از گروهک‌های مبارز کار می‌کند. فرشته با آشنایی با یک منتقد هنری که تفاوت سنی زیادی با او دارد درگیر یک ماجرای عاطفی می‌شود و به این واسطه لطمه‌های زیادی می‌بیند مضافاً اینکه در مبارزات سیاسی هم تحت تعقیب قرارگرفته و ناموفق است. بعد از انقلاب فرهنگی فرشته ازدواج کرده و به دانشگاه باز می‌گردد. با گذشت هفده سال اینک او دارای دو فرزند است و همسرش که در ریاست جمهوری کار می‌کند باید برای رسیدگی به شکایت زن زندانی سیاسی که به اعدام محکوم شده به شهرستان برود فرشته داستان خود را که تا به حال نگفته برای شوهرش می‌نویسد و از او می‌خواهد که با آشنایی با رنج‌های فرشته قضاوت صحیحی درباره‌ی آن زن داشته باشد .


    واکنش پنجم



    3c4d7be88d53268dfe94fccafd585241.


    «فرشته» که به تازگی همسرش را از دست داده است برای گرفتن حضانت فرزندانش از پدر شوهرش دچار مشکل میشود. فرشته دوستانی دارد که در این راه به اوکمک می‌کنند. پدر شوهر فرشته «حاج صفدر» ضمن بیرون کردن فرشته از خانه تصمیم می‌گیرد بچه‌ها را به اصفهان فرستاده تا به همراه عمه‌شان از کشور خارج شوند فرشته با کمک دوستانش به همراه دو پسرش سعی میکند از دست حاج صفدر فرار کند. اما قدرت و نفوذ حاجی باعث شکست فرشته می‌شود و حاجی که در ابتدا شرط کرده بود فرشته برای ماندن در خانه‌ی آنها و نگهداری از فرزندانش باید با برادر شوهر خود ازدواج کند، در انتها نیز سپردن بچه‌ها را به فرشته با گذاشتن شرط قبول می‌کند.



    زن زیادی



    3cfb24847936c7a533e1a340b057f7bf.


    «سیما» معلم است و یک دختر کوچک دارد .«احمد» همسر سیما به سفر می‌رود و بهانه‌ی این سفر، همراهی کردن و کمک به زن بیوه‌ی جوانی به نام «صبا» است که میخواهد به زادگاه خود برگردد. در راه پلیس احمد و صبا را بازداشت می‌کند و سیما برای آزادی آن‌ها رفته؛ در این سفر همراه آن‌ها می‌شود. او در می یابد کمک به صبا بهانه بوده و احمد قصد خیانت به او را داشته است. در بین راه به علت ریزش کوه جاده مسدود می شود و مسافرین مجبور میشوند در مسافرخانه‌ای شب را بگذرانند. همان شب مردی محلی همسر خود را به جرم خیانت کشته و متواری میگردد. پلیس هم به دنبال میگردد. در نیمه‌های شب زمانی که سیما در نهایت ناراحتی داخل ماشین می‌نشیند مرد قاتل (رحیم) را می‌بیند و سعی می‌کند به او در پنهان شدن کمک نماید. او را با ماشین به جای امنی می برد. صبح روز بعد که جاده باز شده و آن‌ها تصمیم دارند به سفر خود ادامه دهند سیما می‌خواهد نزد رحیم بروند. بعد از گفتگوهایی که بین آن‌ها اتفاق می‌افتد رحیم تصمیم می‌گیرد برای کمک به سیما، احمد و صبا را بکشد، صبا خود را آماده‌ی مرگ اعلام می‌کند اما احمد مقاومت می‌کند. البته سیما چندان با کشتن آن دو موافق نیست. در بین درگیری‌ها رحیم ناخواسته به خود شلیک کرده و می‌میرد.



    آتش بس



    ba76dc98d6794df37582e395dac1be49.

    «سایه» مهندس آرشیتکت، برای طلاق از همسرش، «یوسف» که مهندس راه و ساختمان است، نزد وکیل می‌رود. اما تصادفاً گذرش به مطب یک روانشناس میافتد و طبق پیشنهاد روانشناسی نحوه آشنایی و مسائل مربوط به زندگی مشترکش با یوسف را برای دکتر تعریف می‌کند. ‌دکتر پس از ملاقات با یوسف، به این زوج پیشنهاد میکند که با کمک او کودک درون خود را شناخته و با کنترل آن بتوانند خود را تغییر داده، تصمیمات عقلانی بگیرند و به زندگی مشترکشان سامان ببخشند.



    سوپر استار



    2561b4d6c93461c9fbaebbf8f0bf5f75.

    «زند» یکی از بازیگران معروف سینماست که همه‌ی جوانان به او عشق می‌ورزند و امضای او را مطالبه می‌کنند. اما برخلاف این شخصیت ظاهری، شخصیت واقعی و زندگی این بازیگر غرق در مفاسد و مادیات است، تا اینکه دختری کم سن و سال وارد زندگی او می‌شود با این ادعا که فرزند او است. فرزندی که حاصل رابطه‌ای کوتاهمدت وی با کسی در شانزده‌ سالگی است. حضور دختر نوجوان (رها) باعث ایجاد تغییراتی در زندگی زند می‌شود و رفتن رها باعث می‌شود که زند سرش به سنگ خورده و با ندامت به فکر تغییر رویه زندگی‌اش بیافتد.





    ادامه دارد...


    نویسنده :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ; ساعت ٧:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٥
    تگ ها :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    [/paste:font]

    * تاریخچه فمینیسم

    ریشه‌ی ظهور فمینیسم را شاید بتوان به مواردی چون رنسانس و تحولات بعد از عصر روشنگری و سپس انقلاب فرانسه و انقلاب صنعتی نسبت داد که مناسبات زن و مرد را در بعضی یا تمامی جهات مورد سئوال قرار داد. اصطلاح فمینیسم تا اواخر قرن نوزدهم وارد نظام واژگانی نشده بود. هر چند بسیار پیش از آن، برخی آثار در مورد حقوق زنان به رشته تحریر درآمده بود؛ با وجود بی‌عدالتی‌هایی که در روابط بین زن و مرد وجود داشته است، اما این بی‌عدالتی‌ها تا اواخر قرن نوزدهم باعث به وجود آمدن نهضتی اجتماعی و فراگیر نشده بود. اولین آثار فمینیستی را زنان در دهه 1630 نوشتند. ( کتاب زنان 29، فمینیسم دراندیشه پست مدرنیسم ، ص 8)


    اقسام فمینیسم:

    فمینیسم از نظر تاریخی به سه موج تقسیم می شود:

    موج اول که مهمترین ویژگی آن توجه به دستیابی به حقوق مدنی و سیاسی برابر است. (فرهنگ واژه‌ها ، ص 427)

    موج دوم که شعار محوری آن برابری کامل زن و مرد در تمامی زمینه‌های اجتماعی، روانی و فرهنگی است. (همان ، ص 428)

    موج سوم با پذیرش این اصل که اساساً ستم‌های وارد بر زنان از ناحیه وجود فرهنگ مردسالاری است معتقد است برای نجات از این فرهنگ، باید با نگاه زنان به جهان نگریسته شود و از جهان تفسیری زنان ارائه شود. (همان ، ص 429)

    فمینیسم از نظر تئوری‌هایی که ارائه داده است و ترکیب با تئوری‌های دیگر انواع متفاوتی دارد، از جمله: «فمینیسم آزادیخواه، فمینیسم مارکسیستی، فمینیسم سوسیالیستی، فمینیسم افراط‌گرا، فمینیسم اگزیستانسیالیست (وجودنگر) و فمینیسم پستمدرن. (‌عریان کردن فمینیسم، ص 23) هر کدام از این انواع به جهت تفکری که ارائه می‌دهند فعالیت‌های متفاوت و اهداف مختلفی داشته و دارند؛ اما آنچه مسلم است اینکه غایت نهایی تمامی آن‌ها یک چیز است و آن زنمحوری و اصالت بخشیدن غیر واقعی، به زن است.



    فمینیسم در ایران:

    فمینیست‌های ایرانی دو دسته هستند: گروه اول مخالفانی‌اند که پس از انقلاب اسلامی به کشورهای دیگر مهاجرت کرده‌اند و پس از تلاش از راه‌های مختلف برای ضربه‌زدن به رژیم حاکم به این نتیجه رسیده‌اند که محور دفاع از حقوق زنان راه مناسبی جهت نیل به اهدافشان است. بسیاری از این افراد را زنان ناکام در فعالیت‌ سیاسی که اکنون خارج از مرزهای ایران اسلامی هستند تشکیل می‌دهند.

    گروه دوم نیروهای داخلی هستند که برخی از آنها تجربه‌ی مخالفت با رژیم سابق و حمایت از نظام جدید را دارند و بعضی از آنها در طیف زنان متدین و مذهبی جای می‌گیرند. (ر.ک: مسائل و مشکلات زنان ؛ اولویت‌ها و رویکردها ، ص 457و 458)


    * فمینیسم و سینما

    به طور کلی هنر از مؤثرترین وسایل ترویج تفکرات، تئور‌ی‌ها و... است. صاحبان مکاتب و جنبشهای مختلف در تمام دنیا برای القای مفاهیم ذهنی، آرمان‌ها و نفوذ در میان اقشار مختلف جوامع به خوبی از این وسیله استفاده می‌کنند و سینما بین هنرها یکی از پرنفوذ‌ترین و تأثیرگذارترین‌ها است که جهت انتقال مفاهیم با نهایت کارایی مورد استفاده و سوء استفاده‌ی صاحبان مکاتب و جنبش‌ها قرار می‌گیرد.



    سینمای جهان:

    در سینمای جهان و به طور خاص در هالیوود چنین استفاده‌ی ابزاری از هنر کاملاً مرسوم و مطلوب است زیرا هنرمندان در راستای اهداف سردمداران مملکتی و همگام با آنان به فعالیت هنری خود می پردازند. در نتیجه نحوی از سلطه تفکرات متفاوت از جمله فمینیستی به صورت غیر ملموس بر جهان حاکم می‌شود.


    سینمای ایران:

    در سینمای ایران نیز افرادی هستند که این روش را بکار می‌برند؛ البته نمی‌توان به طور مطلق برخی از آنها را فمینیست نامید بلکه ردپای فمینیسم در آثار این افراد گاهی به شکل جزئی و پراکنده ، وجود دارد. اما یکی از کسانی که به طور منسجم و مداوم در تلاش برای بیان افکار فمینیستی در آثار هنری خود است «تهمینه میلانی»، کرگردان زن پس از انقلاب اسلامی است.



    ادامه دارد...





    نویسنده :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ; ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٢
    تگ ها :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    [/paste:font]


    بسم الله الرحمن الرحیم

    در این نوشته سعی شده نگاه جامعی به مهمترین آثار تهمینه میلانی بشه البته با این توضیح که متن قدیمی است و زمانی نوشته شده که خانم کارگردان فیلم سوپر استار رو ساخته بودند و اکران شده بود (فروردین سال 88)؛ بنابراین درباره فیلمهایی که بعد از آن ساختند یا اکران شد، حرفی در این متن زده نشده است.


    مقدمه:

    هنر هفتم از طریق بینایی و شنوایی قادر است احساس، عواطف و تفکر مخاطبان خود را درگیر کرده، نفوذ چشمگیری در اندیشه‌های آنان پیدا کند، تا جایی که دستیابی به گسترش تفکراتی از جمله فمینیسم در جهان و کشور ما به دست هنرمندان این عرصه صورت می‌گیرد. برای مخاطب اندیشمند ضروری است که به طور منطقی و هوشمندانه با این جریان روبرو شود تا این بستر فرهنگی (سینما) را از انحراف دور نماید. با وجود آموزه‌های دینی درباره جایگاه زنان در قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام، برخی افراد مجذوب تبلیغات انسانمدارانه (انسانمحورانه) و فمینیستی غرب شده و با استفاده از برخی رسانههای تصویری همچون؛ ‌سینما سعی در ترویج عقایدی از جمله فمینیسم می‌نمایند که خود از مصادیق تهاجم فرهنگی است و هوشمندی در برابر این تلاشها و سعی در مقابله با آن‌ها برای نسل جوان و فرهیخته‌ی کشور ما ضروری است. سینما تأثیرگذارترین و پرطرفدارترین رسانه تصویری است. هنرمندان این عرصه قادرند به گونهای غیر مستقیم افکار و عقاید خود را به مخاطبان القا نمایند. با توجه به ترویج مکاتب اومانیستی از جمله فمینیسم از طریق فیلمهای سینمایی و اثرپذیری بسیاری که بر روی مخاطبان خود به ویژه جامعـه زنان گذاشته است پژوهشـگر بر آن شد تا در این زمینه تحقیقاتی انجام دهد. بدون تردید مهمترین هدف انجام این پژوهش آگاهسازی مخاطبان است تا در بینش خود نسبت به زنان و نقش ایشان در عرصه اجتماع ، از افراط و تفریط بپرهیزند. نوشته‌ی حاضر با چنین رویکردی در قالب تاریخ فمینیسم، فمینسم در سینما و ارائه‌ی مصادیق فمینیستی در آثار «تهمینه میلانی» تدوین شده است. استفاده از مستندات کتابخانه‌ای و تطابق میدانی روش این بررسی بوده است.



    1 . تعریف فمینیسم :

    الف) تعریف لغوی: فمینیسم (Feminism) در فارسی به «‌آزادیخواهی زن، زنگرایی و مؤنثگرایی» ترجمه شده است.

    ب) تعریف اصطلاحی: می‌توان گفت فمینیست کسی است که معتقد باشد زنان به دلیل جنسیت، گرفتار تبعیض هستند، نیازهای مشخصی دارند که نادیده (گرفته شده) و ارضا نشده می‌ماند. ‌لازمه‌ی ارضای این نیازها، تغییری اساسی در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. (‌مسأله زن، اسلام و فمینیسم، ص 247)

    فمینیسم در دو معنای قریب به هم در زبان انگلیسی به کار می‌رود؛ در معنای نخست فمینیسم عبارت است از: نظریه‌ای که معتقد است زنان باید به فرصتها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست پیدا کنند. معنای دیگری که برای لفظ فمینیسم ذکر شده این است که این لفظ بر جنبش‌های اجتماعی اطلاق می‌شود که تلاش می‌کنند تا اعتقاد و باور فوق که در معنای نخست ذکر شده را نهادینه کنند. ( فرهنگ واژه‌ها؛ ص 423 و 424)

    البته فمینیسم در تاریخ خود تغییـراتی داشته است و فمینیست‌ها با تغییـر شعار و گاهی مواضع خود به علاوه نسـبت دادن هر رخداد تاریخی به فمینیسم سعی در اعتبار بخشـیدن به اندیشه‌ی خود داشته‌اند؛ در نتیـجه گروه‌های مختلف و ایده‌های متفاوتی زیرمجمـوعه‌ی فمینیسم بوده‌اند و به سختی می‌توان فمینیسم را در قالب یک تعریف واحد گنجاند. (ر.ک: به فمینیسم و دانشهای فمینیستی .ص 15) آنچه برای فمینیسم از همه چیز ضروری‌تر است زن بودن است. (عریان کردن فمینیسم، ص 26)




    2 . درباره تهمینه میلانی:



    f7fa84bd2ad7c690ec679aaf477fc8ad._.



    « میلانی» از جمله زنان فیلمساز ایرانی است که کار خود را پس از انقلاب اسلامی شروع کرده و عرصه‌های مختلف فعالیت در سینما از جمله: فیلمنامه نویسی، کارگردانی، دستیاری کارگردان، تهیه کنندگی و... را طی این سالها تجربه کرده است. البته «میلانی» با کسب این تجارب به موفقیتهایی در زمینه‌های هنری (کسب جوایز از جشنواره‌های داخلی و خارجی)، ‌تجاری (شکستن رکورد فروش ) و... دست یافته است. امروز «تهمینه میلانی» به عنوان یک زن فیلمساز با تئوری‌های مشخص در سینمای ایران فرد شناخته شده‌ای است که گاه فیلم‌هایش با جنجال همراه است.

    «میلانی» متولد 1339 در شهر تبریز است. وی در رشته‌ی معماری تحصیل کرده و کار هنری خود را از سال 1358 آغاز کرده است. (ر.ک: به سایت: www. Hawzah.net ) او در اغلب آثارش همراهی همسرش (محمدنیک بین – تهیه کننده، بازیگر، طراح صحنه) را داشته است و تا کنون ده فیلم را کارگردانی کرده است. دوران فیلمسازی وی به دو بخش تقسیم میشود: بخش اول که میتوان گفت برای کارگردان جوانی چون او بیشتر جنبه‌ی کسب تجربه و اثبات توانایی‌هایش را داشته است شامل این فیلم‌ها است: بچه‌های طلاق 1368، افسانه آه 1369، دیگه چه خبر 1370، کاکادو 1373. (البته میتوان گفت در فیلمی مثل افسانه آه هم رگه فمینیستی وجود دارد و شاید بتوان در تمام ساخته های این کارگردان اثرات اندیشه های فمنیستی را پیدا کرد حتی کارهای اولیه ایشان) بخش دوم که چهره‌ی واقعی تری از میلانی نشان میدهد که همراه است با ظهور افکار وی شامل این فیلم‌ها است: «دو زن 1377 – نیمه پنهان 1379- واکنش پنجم 1381، زن زیادی 1383، آتش بس 1384». البته آخرین اثرمیلانی (سوپراستار 1387) به ظاهر جزء فیلم‌های بخش دوم نیست اما خالی از اشارات فمینیستی نیز نمی‌باشد.) ر.ک: به سایت :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    )



    ادامه دارد...


    نویسنده :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٧
    تگ ها :

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    [/paste:font]


    بسم الله الرحمن الرحیم

    fa0610d7ec721b5ba0a7718344269d60.


    شیرینی جمع خانوادگی سنتی ایرانی، چند سالی است که تبدیل شده به تم مورد پسند سینماگران. خانوادهای که به بهانه ای دور هم جمع می شوند و با آرامش و شادی، فضایی زیبا و دلنشین می سازند و به برکت این فضای شاد و ارتباط صمیمی، مشکلات افراد خانواده حل می شود (یه حبه قند، وضعیت سفید، آذر شهدخت پرویز و دیگران و...). نیمه دوم فیلم میهمان داریم، تصویرگر چنین جمعی است. جمعی شاد و در عین حال آرام که رنگ را به زندگی می بخشند. هرچند باید دریغ و افسوس خورد از اینکه متأسفانه بخش اعظم تصویری که سینما از خانواده سنتی ایرانی نشان می دهد، مربوط به ظواهری مثل ظرف و ظروف قدیمی و بغچه ترمه و غذای سنتی و امثال آن است، نه نوع روابط بین آدمها و سبک زندگی خاصشان. البته متأسفانه این بار این سوژه، کارآیی ویژه خود را ندارد. ورود افراد دوست داشتنی قصه (ارواح سه فرزند شهید خانواده)، درست از جایی است که داستان در حقیقت تمام می شود (هرچند که فیلم تازه به نیمه رسیده است)، دقیقاً در لحظه ای که سه نفر اعضای درد و رنج کشیده خانواده که ناراضی از وضع موجود خود هستند، لحظه مرگ را می گذرانند.

    نیمه ابتدایی فیلم، روایتگر وضعیت رقت برانگیز زن و شوهر پیر و تنهایی است که در خانه ای بزرگ و قدیمی زندگی می کنند و به سختی از پس امور خود بر می آیند. همه جای خانه بوی زوال و نیستی می دهد و خود زن و شوهر هم مدام باید مراقب یکدیگر باشند تا درگیر دردسری تازه نشوند. شرایط زندگی آنها به نحوی است که گویا جامعه نسبت به آنها روحیه تهاجمی دارد، خانه همسایه را خراب کرده اند که بسازند و ساخت و ساز، آرامش را از این زوج سلب کرده است. حتی وقتی مرد به خرید می رود نوعی غریبگی با کوی و برزن دارد و جایی هم موتورسواری میزند به او و وسایلی را که خریده پخش زمین می کند. این زوج در واقع والدین جانبازی هستند که در آسایشگاه به سر می برد. جانبازی که پس از شهادت رفیقش و به خاطر جفایی که از طرف جامعه به او و همرزمانش شـده، لحنی گزنده و رفتاری پرخاشـگرانه پیدا کرده، سر ناسازگاری با همه دارد. پدر و مادر، فـرزند خود را به خانه می آورند اما عدم رضایت او از آمدن به خانه و رفتارهای تندش، آنها را دلگیرتر از قبل می کند؛ تا جایی که بگومگوی بینشان، به سیلی زدن پدر به صورت پسر ختم م یشود که خود را طلبکار م یداند ولی پدر به او یادآوری می کند که خودت خواستی بروی، بنابراین حق اعتراض نداری.

    در ابتـدا تصور می شود فیلم قـرار است به بررسـی بخشی از مسائل اجتمـاعی روز که معضلات و مشـکلات جانبـازان و خانواده های ایشان است، بپردازد تا به این وسیله زمینه برطرف شدن مصایب آنها فراهم شود و از طرفی هم ادای دینی به این بزرگواران و مرهمی بر آلام آنها باشد. اما تلخی و غم انگیزی بیثمر فیلم، این پیام را منتقل می کند که طلبکاری این قشر جانباز چیزی غیرعادی و خارج از محدوده و زیاده خواهی است. پدر و مادری که خود در نهایت انزوای اجتماعی به سر می برند و زندگی بی روح آنها در واقع نوعی روند رو به اضمحـلال است حتی خودشان تحمـل کمی بدخلقی فرزند جانبازشان را ندارند و حتـی آنها نمی توانند به این فرد حق بدهند، حتماً و به طریق اولی، مخاطب هم نمی تواند با شخصیت جانباز همراه شده و او را نسبت به اموری که بیان میکند، محق بداند. این خانواده و افرادش گویی مزاحم و زیادی هستند و برای آنها مرگ بهتر است از زندگی.

    خانواده با وضعیت بغرنجی که در آن گرفتار هستند و کشمکش هایی که دارند و به ویژه با میهمان خاصی که قرار است در نیمه شعبان به خانه شان بیاید، نماد جمهوری اسلامی ایران است. ایرانی که سالها پیش خودخواسته به جنگ رفت و حالا تاب تحمل عواقب کاری را که کرده، ندارد. جنگ باعث شد ایران، نیروی جوان و نشاط و سرزندگی خود را از دست بدهد و در مقابل چیزی جز خمودی و رخوت، به دست نیاورد. حالا این سرزمین در تقابل با توسعه تمدن جهانی، قرار گرفته و توانی برای همراهی و همدوشی با آن را ندارد. سرانجامِ چنین وضعی، چیزی نیست جز نابودی و حرمان.

    این نگاه تلخ ضد جنگ که پشت چهره آرام و ملایم فیلم، پنهان شده و سعی دارد مخاطب را با خود همراه کند، گویا بی خبر است از آنکه، مردم این سرزمین، رضاها و رضاها و رضاها، به جنگ نرفتند بلکه از خاک و ناموس و هویت خود دفاع کردند، کاری که هر جانداری در برابر تهاجم به حریم خود، آن را انجام می دهد. تلختر از وضعیت غم انگیز جانبازان و خانواده های محترمشان و خانواده های محترم شهدا، نگاه تلخی است که فیلمساز به این پدیده خاص دارد؛ نگاهی که ماوقع آن هشت سال را جنگ می انگارد و واضح است که از جنگ چیزی جز تلخی و تلخکامی، بر نمی آید. اما اگر نگاهی واقعی به دفاع مقدس هشت ساله و بازماندگان آن دوران داشته باشیم، خواهیم دید که آنها مردمانی هستند که هر رنج دنیایی را به جان و دل می خرند تا عزت و شرافت خود را حفظ کنند و در مسیر گذشته و امروز و آینده خود، هرگز پیروزمندی خود را از دست نمی دهند. به دلیل همین نگاه تلخ است که نیمه دوم فیلم به رغم آنکه سرشار از سرخوشی و آرامش است، کارآیی مناسبی پیدا نمی کند. برای مخاطب کاملاً واضح است که این زیباییها واقعی نیست، بنابراین فایده ای هم در پی ندارد و بیشتر یک «ای کاش» بزرگ است و نیمی از فیلم را به خود اختصاص داده.