1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم...

شروع موضوع توسط behnam7503 ‏Apr 9, 2013 در انجمن درد دل

  1. behnam7503

    behnam7503 ناظم انجمن

    3,895
    10,884
    1,728
    همیشه نمی شود
    زد به بی خیالی و گفت:
    تنهـــــــــــا امده ام ٬ تنهـــــــا می روم...
    یک وقت هایی
    شاید حتی برای ساعتی یا دقیقه ای...
    کم می اوری
    دل وامانده ات
    یک نفر را می خواهد!






    آزمودم زندگی دشت غم است
    شادیش اندوه و عیشش با غم است
    عمر کوته، آرزوها دراز
    کارها بسیار و فرصتها کم است





    گاهی دلت از سن و سالت می گیرد
    میخواهی کودک باشی
    کودک به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد
    و آسوده اشک می ریزد
    بزرگ که باشی
    باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ..
     
    saeid-ha، ♥سایه♥، *امين* و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    عالي:22::22::22::22::22:
     
    ♥سایه♥، *امين* و behnam7503 از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    مرسی داری عجیب:22::22:
     
    Sonya از این پست تشکر کرده است.
  4. Sahar jun

    Sahar jun

    184
    1,548
    233
    انسان پدیده ای غریب است : به فتح هیمالیا می رود
    به کشف اقیانوس آرام دست میابد ، به ماه و مریخ سفر می کند
    تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند
    و آن دنیای درونی وجود خود است . . .
    .
    .
    یکی از فرق های انسان با خدا


    این است که انسان تمام خوبیها

    را با یک بدی فراموش میکند

    ولی خدا تمام بدیها را با یک

    خوبی فراموش میکند . . .
    .
    .
    آن روزها گنجشک را رنگ می کردند و جای قناری می فروختند ،


    این روزها هوس را رنگ می کنند و جای عشق می فروشند …

    آن روزها مال باخته می شدی و این روز ها دلباخته !.





    زمانیکه خاطره هایت از امیدهایت قوی تر شدند
    بدان که دوران پیریت اغاز شده است . .




    وقتـــی دلـــت گــرفتـــه
    وقتـــی غمگینـــی
    وقتـــی از زنـــدگـــی سیــــری…
    حـــواستـــو خیلـــی جمـــع کـــن چـــون طعمــــه خــوبـــی هستــــی.



    توصیف یه چوپان از زندگی :
    وقتی پشم گوسفندانم را چیدم دیدم همه گرگند….






    “دنیا”را بغل گرفتیم
    گفتند:امن است
    هیچ کاری باما ندارد،
    خوابمان برد.
    بیدار شدیم،دیدیم
    آبستن تمام دردهایش شده ایم…



    سخــت است ببـــآزی
    تمــآمـِ احـسآسِ پآکــَت را
    و هنــــوز نفهمـیده بآشی


    دنیای ما پر از دست هایی است که...
    خسته نمی شوند از نگه داشتن نقابها!!!!
    آهای سهراب!قایق دیگر جوابگو نیست
    کشتی باید ساخت.اینجا تنها زیاد است…!