1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تمومش کن از یاس

شروع موضوع توسط Sara skelet ‏Jan 11, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. جلو آينه وايسا تو در حسرت ، که چه روزاي خوبي بود از دست رفت
    که چه گناهي بود که ازش سر زد ، که ديگه دور شده بود از مقصد
    رفتن ديگه همه از دم ، تنهاش گذاشتن ديگه اونو رسماً
    اونيکه زماني از همه بوده برتر ، حالا با دستاي خودش شده پرپر
    جَوونيکه پشتش خميده ، رنگ از چهره ي خشکش پريده
    تازه مصرف کرد نعشه بود ، ولي دوباره دچاره رعشه شد
    من يادم ، نميره روزايي رو که اون مادر
    ، چطوري يه گوشه ميگرفت ماتم ، نميتونست بکنه اينو باور ، که بچش تو دام يه نامرد
    ، بيفته تو جامعه با سر ، بخوره روي زمين بگه واسم هيچي مهم نيست که ببازم همه چيم رفت به باد
    دستم رفته رو نبض حست ، حالا که ديگه کارِ تو حبس جسم ته
    ، تو يه زخمي صد درصدي که به روي خودت حالا يه ضبدر زدي ، ميگن که آدمي که خواب باشه ، صداش کني ميتونه ز خواب پا شه
    ولي تو خودتو زدي به خواب ، شنا بلد نيستي ولي زدي به آب ...
    بدون هر کس که رفته از اين مسير از دست رفته شده اسير ، پس هست به نفعت تو اين بدون ، هرچند که سخت تو ولي بتون
    بتون . اون نميتونه ، که رو پاهاش وايس ، کسي چه ميدونه ، که يه روزيرو که نداره پوله دوا ، اون تزريق کنه آمپول هوا
    واسه پول دوا مونده يه را ديگه ، که شستن شيشه ماشينا تو ترافيک ، تا ميره جلو که بکنه شروع به کار ، صاحب ماشين ميگه برو کنار
    متنفر چشماشو بهش دوخت ، ياد گذشته افتاد دلش سوخت ، از روزاي خوبي که رفتن ، حالا ديگه زيره خاطرات بد دفنن
    اين مرهم ِ درد اون مرده ، اونو از همه طرد دور کرده ، مرهمي که اونو نابود کرد ، خيليا رو روونه ي تابوت کرد
    اون مرد حتي نامزدش ، رو با نعشگيه مواد طاق زده
    حالا اون که تو دل شبا تک غريبه که حالا ميگه ديگه رسيده به آخر ِ راه

    من ميگم اون هي داره ميره ، نميدونه که جلوش ميدان مين نرو جلو تا به تو بگم من علتش ، که ته اين راه مرگ با ذلت
    تو کسي شدي ، که حالا يه شبگرده ، منتظري که اون روزا برگرده ؟
    نه . تو روياي نعشگي ، برگرد تو به دوران بچگيت ، گونه هات ديگه شده از اشک تو خيس ، وقتي مياد سراغ تو گشت پليس
    تو گذشته آب از سرت ، که تاثير مواد لامصب

    وقتشه تصميم بگيره ، ترک کنه يا زير تزريق بميره
    به خودش گفت خودت بساز ميتوني ، چرا داري خودت قصاص ميکني
    وقتشه ديگه پاشد به قصد کشت ، پس از جاش بلند شد با دست مشت
    اعتياد کنه مثل موج ويران ، تا که برسه به روزاي اوج ايران
     
    parmida، Admin و ahriman از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. vandad

    vandad

    1,533
    1,871
    347
    wooooooooooow
    ashege in ahangeshaaam
    tanQ
     
  3. واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خواهش .
     
    ahriman از این پست تشکر کرده است.