1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تقصیر ما نیست......!

شروع موضوع توسط Dark Shadow ‏Jan 3, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    هههههههههههییییییییییییییییییی
    دست رو دلم نزار که دستت خونی میشه
    میبینی چه روزگاره کثیفیه
     
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    هههههههههههییییییییییییییییییی
    دست رو دلم نزار که دستت خونی میشه
    میبینی چه روزگاره کثیفیه
     
  4. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    قدرت انديشه

    * پيرمردي تنها در يکی از روستاهای آمريکا زندگي مي کرد . او مي خواست مزرعه سيب زميني اش را شخم بزند اما اين کار خيلي سختي بود. تنها پسرش بود که مي توانست به او کمک کند که او هم در زندان بود .

    پيرمرد نامه اي براي پسرش نوشت و وضعيت را براي او توضيح داد :

    "پسرعزيزم من حال خوشي ندارم چون امسال نخواهم توانست سيب زميني بکارم . من نمي خواهم اين مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت هميشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من براي کار مزرعه خيلي پير شده ام. اگر تو اينجا بودي تمام مشکلات من حل مي شد . من مي دانم که اگر تو اينجا بودي مزرعه را براي من شخم مي زدي.

    دوستدار تو پدر".

    *طولی نکشيد که پيرمرد اين تلگراف را دريافت کرد: "پدر، به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن، من آنجا اسلحه پنهان کرده ام".*

    *ساعت 4 صبح فردا مأمور اف.بي.آی و افسران پليس محلي در مزرعه پدر حاضر شدند و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اينکه اسلحه اي پيدا کنند . پيرمرد بهت زده نامه ديگري به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقي افتاده و مي خواهد چه کند؟*

    *پسرش پاسخ داد : "پدر! برو و سيب زميني هايت را بکار، اين بهترين کاري بود که مي توانستم از زندان برايت انجام بدهم".*
     
    Dark Shadow از این پست تشکر کرده است.
  5. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    نه خانوم . خوب نیست
     
  6. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    نچ.......دوست دارم ........میخورم....:189:بسلامتی.....
     
    ا مین از این پست تشکر کرده است.
  7. :frown:
     
  8. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    نوشه جون
     
  9. همینی که بهت گفته یعنی وجدان داره و این خیلی خوبه
     
  10. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    تو روحه خودش و وجدانش
    بی جا کرد از اول با احساساتم بازی کرد که بعد بیاد همچین شیکری رو بخوره
    لطفا هم بحثو عوض کن . حوصله صخبت دربارش رو ندارم.:whistling:
    دوست نمیشی چرا مقلته میکنی:16: