1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تصاویری از محل تفحص پیکرهای 175 غواص شهید

شروع موضوع توسط setareh ‏Jun 16, 2015 در انجمن اخبار تصویری

  1. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247

    تصاویری از محل تفحص پیکرهای 175 غواص شهید

    28 اردیبهشت ماه سال جاری پیکر 270 شهید 8 سال دفاع مقدس از مرز شلمچه وارد ایران شد.

    5adce3a7298438b5097fc3590244abde.


    28 اردیبهشت ماه سال جاری پیکر 270 شهید 8 سال دفاع مقدس از مرز شلمچه وارد ایران شد. در میان این شهدا، پیکر مطهر 175 غواص شهید عملیات کربلای 4 تفحص شده است.

    6eebac92cd83366a0e5cf2ab61ea09b9. bece2735b99c036f2e38539449f0759f.

    5adce3a7298438b5097fc3590244abde.

    در خاک آرمیدن با دستانی بسته...

    از 270 پرستوی تازه بازگشته به ایران 175 شهید از غواصان بوده اند که جای هیچ جراحتی بر بدن نداشته و دست بسته دفن شده بودند.
    به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران، خبر 270 شهید که آورده اند را شنیده اید؟
    175 غواص را با دستان بسته یافته اند، یعنی شهادت دسته جمعی.
    عده ای شان حتی جای جراحت نیز نداشته اند و این به این معناست که برادران قابیلی مان زنده به گورشان کرده اند.

    در آن لحظه که خاک روی چشمها و دهانت ریختند به چه می اندیشیدی؟
    برادرم در آن لحظه که زنده به گورت کرده اند به دستان لرزان مادر و چشمان پدر می اندیشیدی که چگونه تو را راهی این سفر کرده اند.
    به چشمان منتظری که هر روز برای سلامتی ات دعا می کردند یا به قلبی که زین پس فقط باید با یادت روزگار بگذارند و سالها چشم به در بدوزند و برای بازگشتت دعا کند.

    در آن لحظه به کدام چهره می اندیشیدی؟

    به همسرت که بعد از تو و بدون حضورت چگونه روزگار می گذارند یا به فرزندت که باید باقی راه را بدون حمایت پدرانت به تنهایی طی کند.
    شاید هم در آن دم چهره ی پیر جماران را به یاد آوری که چگونه امیدش به پیروزی شما و سربلندی این خاک بوده و هست و چقدر متاثر خواهد شد از شنیدن مفقود شدن 175 غواص به یکباره آن هم در خاک دشمن و چه دردناک خواهد بود برای رهبرت.
    برای فرزندانی که نمی دانند سایبان دراز پدر از این دنیا رخت بر بسته است یا نه و آیا این تنهایی و بی کسی گرد یتیمی ست که برسشان نشسته یا باید چشم به راه پدری باشند که به سفری طولانی رفته و بازخواهد گشت.

    قرآن و کاسه آب

    برادر هابیل ام ، روز اعزامت به یادت هست؟
    پدر از زیر قرآن با دلی نگران عبورت داد تا در پناه قرآن برای آزادی خاکت به مبارزه بروی و مادر با چشمانی اشک بار کاسه ی آبی برای بازگشت بی خطر و بی بلا به پشت پایت ریخت تا بازگردی تا آرامش خانه اش باشی اما ، اما دوباره دیدنت عمریست که آرزوی چشمان منتظرش شده است و پدری که پس از بی خبری چند سالی بیشتر نداشتنت را تاب نیاورد و رفت.
    حال مادر تنها به امید بازگشت تو زنده است به امید دیداری که با یک بوسه به رویت در کنار پیکرت جان دهد.
    اما افسوس که آمدنت خیلی به درازا کشیده و امروز هم که آمده ای بردستان مردم این شهر و در تابوت در پیش چشمانش خوابیده ای.

    چند استخوان و دیگر هیچ

    مادرم! قد و قامت رعنای پسرت سایبان سال از نظرت محو نشد اما امروز که بالای تابوت او نشسته ای چه می بینی؟
    چند استخوان خاکی و یک جمجمه پر از خاک را در یک پارچه ی سفید پیچیده اند به تو می گویند این همان یل رشید توست که امروز بعد از سالها به خانه بازگشته و می دانند که تو انتظار سالهایت را در آن تابوت نمی بینی اما هنوز هم این استخوان ها بوی پسرت را می دهند.
    درست است که به علی اکبر امام حسین (ع) شبیه شده اما هنوز هم می شود یل زیبایت را تصور کرد .
    جمجه ی سرش را روی سینه می گذاری و می بوسی، اطرافیان می ترسند که با این حالت از پا درایی، اما تو امروز را بهترین روز زندگی ات می دانی، روزی که گم شده ات را دوباره یافته ای و در آغوش می کشی، خاک های سرش را می تکانی و بر چشمان زیبایی که دیگر نخواهی دید بوسه می زنی، انتظاری که این سالها پیرت کرده است اینگونه به سر آمده است.
    دختری که کنار تابوت پدر می نشیند و به استخوان های سرد چشم دوخته است، استخوان دست پدر را به روی سرگذاشته تا نوازش و گرمای دستان پدر را که هم سالانش برایش گفته اند تجربه کند و چه تجربه ی سختی است لمس دستان پدری که دیگر حتی گوشت به استخوان ندارد.

    ادامه راهت یا راحت؟

    آن روز که علم بر دست و مسلح پای به میدان نبرد می گذاشتی آرزو داشتی راهت را ادامه دهیم، آرزو داشتی تا پای جان مانند تو برای خاک و ناموس و وجب به وجب این سرزمین و پاسداری از دین همیشه در میدان نبرد حق علیه باطل حاضر باشیم.
    از روزگار تو و آرزویت برای این خاک، قریب به سی سال گذشته و در این سه دهه، ما سه نسل که قرار بود راه تو را ادامه دهیم هر کدام به طریقی از معبری که برایمان باز کردی گذشته ایم و خیلی از ما به قولی ک به تو داده بودیم عمل نکرده ایم.

    آری شرمنده ایم که به جای ادامه راهی که تو پیش پای ما گذاشته ای و آن چیزی جز استقلال و ازادی این خاک و پاسداری از اسلام نبود گاهی راه دیگری را در پیش گرفته ایم.
    شرمنده ایم چون قرار بود "راهت " را ادامه دهیم اما فقط و فقط "راحت" ادامه داد ایم. (باشگاه خبرنگاران)
     
    ×امیرمحمد ×، serendipiti، Pєумαη_кQz و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247
    d463b32f9b8e9ff1aad7b3334f5b2b18.




    شهدایی که دست بسته به شهر آوردند
    وسط های رودخونه تیر و ترکش آتیش بعثی ها به بدن بچه های غواص می نشست. یه عده که زخمی می شدند و می دیدند که نمی تونن ادامه بدن و وجودشون باعث توقف حرکت پشت سریاشونه صحنه ای عجیب رو به نمایش می گذارند.آرام طناب رو ول می کردند و خودشونو به امواج اروند می سپردند و می رفتند تا غذای کوسه ها شوند.



    محسن پیرهادی عضو شورای شهر تهران در یادداشتی به موضوع تشییع پیکر ۱۷۵ مروارید در تهران پرداخته است.

    ۱- خیلی بیش از این که سواد خواندن پیدا کنم، پدرم مرا با زیبایی و قدرت مهیج کلمات آشنا کرد وقتی از او می خواستم برایم قصه ای تعریف کند ماجراهای شاهنامه را می گفت و به دلاوری های شیرین قهرمانان ایرانی لبخند دلنشینی می زد و حتی وقتی ظالم و مستکبری شکست می خورد و پشتش به خاک مالیده می شد، پدر آرام کف می زد. مدتی گذشت او نبود اما وقتهایی که می آمد دیگر برایم از شاهنامه نمی خواند از ماجراهای واقعی مردانی غیور روایت می کرد.

    این بار گاهی بغض هم می کرد. یادم می آید یکی دو بار از غواص ها هم برایم گفت که جسته و گریخته، چیزهایی از آن، روایت ها در ذهن ام مانده است.

    همین چند وقت پیش یک کتاب برایش خریدم: «کتاب حماسه یاسین؛ روایت عملیات کربلا ۴ و ۵ به قلم رزمنده غواص سید محمد انجوی نژاد که انتشارات سوره آن را چندی پیش منتشر ساخته است. قبل تر هم در کنگره سرداران شهید یکی از شهرستانهای استان اصفهان، سرداری دست و پا از دست داده که اتفاقا دل شکسته نیز بود از والفجر ۸ و گردان غواصان لشگر امام حسین(ع) روایت می کرد:

    «گردان غواصی به لب اروندرود می رسه...

    یکی از بچه ها سر طناب راهنمارو می گیره و از اروند رد می شه و اونور رودخونه نصب می کنه...

    بچه های غواص در حالی که یه دستشون رو به طناب گرفتند یکی یکی به ستون به دل آب می زنند...

    بدنشون در آب اروند و بالا سرشون آتیش کور دشمن و گلوله های رسام

    وسط های رودخونه تیر و ترکش آتیش بعثی ها به بدن بچه های غواص می نشست...

    یه عده که زخمی می شدند و می دیدند که نمی تونن ادامه بدن و وجودشون باعث توقف حرکت پشت سریاشونه صحنه ای عجیب رو به نمایش می گذارند

    آرام طناب رو ول می کردند و خودشونو به امواج اروند می سپردند و می رفتند تا غذای کوسه ها شوند...

    بچه ها هم همه با حسرت نگاه می کردند و ناله ها و گریه هاشون رو خفه می کردند...

    کوچکترین صدا باعث لو رفتن حرکت گردان و قتل عام همه بچه ها در آب می شد و به لو رفتن عملیات منتهی می شد...

    بعضی ها طوری زخمی می شدند که به طور ناخود آگاه از درد شروع به دست و پا زدن می کردند و یا تیر و ترکش به جایی از بدنشون اصابت می کرد که حتی تنفسشون با صدا همراه می شد...

    اینجا بود که درناکترین صحنه های جنگ تحمیلی رخ داد...

    در این موقع نفر جلویی یا عقبی فرد مجروح در حالی که از درون ناله میکرد و از خدا و ائمه و شهدا و دوستش درخواست بخشش می کرد، آرام سر دوست خودش رو زیر آب فرو میکرد تا صداش یا دست و پا زدنش باعث لو رفتن کل گردان نشه...

    با تمام این دردها و ایثارها

    مابقی گردان به اونطرف رودخونه رسید...

    و حالا میدان مین!

    اینجا بود که متوجه شدن تخریبچی های گردان شهید شدن...

    تماس با فرماندهی می گیرند و متوجه می شوند گردانی که به موازات آنها حرکت می کرد به خط زده و اگر سریع از این سمت به خط دشمن نزنند، دشمن بچه های گردان مجاور را قیچی و قتل عام می کند...

    ناگهان یک نفر گفت یا زهرا و افتاد روی سیم های خاردار!

    آره! ستون گوشتی!

    بچه ها داوطلب یکی یکی از رو اون اون رد می شدند و داخل میدان مین می رفتند...

    یکی یکی خودشون روی مین ها می انداختند تا معبر باز بشه...

    عده محدودی از میدان مین رد شدند و با همان عده محدود به خط دشمن زدن!

    موج دومی ها (نیروی های پشتیبانی) که رسیدند می گفتند: وقتی ما رسیدیم دیدیم معبر آسفالت شده!

    موج دومی ها از روی بدن بچه ها رد شدند و به آن طرف میدان مین رسیدند و به خط دشمن زدند....

    وقتی به خط زدند متوجه شدند از همان عده محدود غواصی که از میدان مین رد شده بودند تنها عده ای انگشت شمار باقی مانده اند!»

    اینها همه را گفتم تا بگویم نسل ما این روایت ها را با تک تک سلولهایش، عجین کرده است و امروز چقدر خوشحالیم که شما مهمان شهرمان شده اید. شهرمان قرار است با حضور شما رنگ زندگی و حیات بگیرد و شهر بی شما چقدر کمرنگ است و اگر روزی باشیم ولی در راه شما نباشیم می دانیم که آن روز «حیات»مان به پایان رسیده است.

    شما بیایید ادبیات «غیرت» در مقابل استکبار را دوباره معنا بخشید که با «هیچ» چگونه توانستید اینگونه دل به دریا بزنید.

    ۲- نمی خواستم بغض در گلو مانده ام را با مروری بر تاریخ شهادت ۱۷۵ رزمنده و غواص غیور ایرانی مخلوط کنم اما چه کنیم که «دست های بسته غیور مردان ایرانی، دهان ضدانقلاب را باز کرده است»

    اما ماجرا چه بود؟

    بعد از فتح فاو در عملیات والفجر۸، حزب بعث شدیدا احساس شکست می کرد و خواستار آن بود تا حاکمان کاخ سفید کمک های بیشتری را برای جلوگیری از پیروزی های بعدی رزمندگان جمهوری اسلامی ایران داشته باشند و بر همین اساس هواپیماهای جاسوسی ساخت آمریکا (آواکس) با تعداد و وسعت بیشتری وارد منطقه شدند و به صورت مستقیم اطلاعات جبهه های ایران را به اتاق جنگ صدام حسین می فرستادند و همین شد تا عملیات کربلای ۴، با قلع و قمع حزب بعث و گلوله های آمریکایی، انگلیسی، فرانسوی و.. لو رفته، ۱۷۵ رزمنده و غواص غیور ایرانی به مسلخ برده شوند.

    عدنان خیرالله وزیر دفاع وقت دولت بعثی که اتفاقا در اسراییل نیز آموزش های نظامی خود را دیده بود یک هفته پس از عملیات کربلای ۴ درخصوص این عملیات گفت: «ما بخاطر این اطلاعات از آمریکایی ها تشکر می کنیم»

    حال به خاطر این موضوع چه کسی باید مورد حمله و هجمه قرار گیرد؟ فرماندهان جوان دوران دفاع مقدس یا دلارسعودی و گلوله های آمریکایی و فرانسوی؟

    ۳- اما شهدا بازهم سراغی از ما غریبه ها و جامانده ها بگیرید. باز هم سری به شهر و خیابان وکوچه هایمان بزنید که اگر باشید خدا بیشتر تحویلمان می گیرد.

    چه زیبا عباسعلی سپاهی‎یونسی شاعر جوان و مجاور حرم رضوی برای این «۱۷۵ مروارید» سروده است:

    جای ماهی کجاست؟ در دریا

    پس چرا زیر خاک ها بودند؟

    ماهی و خاک؟! قصۀ تلخی است

    کاش در آب ها رها بودند



    دست بسته به شهر آوردند

    صد و هفتاد و پنج ماهی را

    ماهی و دست بسته زیر خاک؟

    من نمی‎فهمم این سیاهی را



    این سیاهی که یک نفر با خاک

    بکشد ساکنان دریا را

    ماهی و دست بسته زیر خاک؟

    حل کند یک نفر معما را



    بیست و نه سال منتظر بودیم

    پیرمان کرد داغ ماهی ها

    خانه روشن شد از رسیدنشان

    تا که طی شد فراق ماهی ها (مهر)

     
    ×امیرمحمد ×، Pєумαη_кQz، MHK1372 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247

    26خرداد، وداع با 270 شهید دفاع مقدس

    مردم تهران پس فردا (26خردادماه ) با حضور در مراسم تشییع 175 شهید غواص و 100 شهید گمنام هشت سال دفاع مقدس با آرمان های شهیدان تجدید پیمان می کنند.



    شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی با صدور اطلاعیه ای از ملت همیشه در صحنه و شهید پرور تهران دعوت کرد تا در ایام پایانی ماه شعبان و در آستانه فرا رسیدن ماه رمضان، با حضور گسترده خود در مراسم وداع و تشییع پیکر پاک و مطهر شهیدان تازه تفحص شده دوران دفاع مقدس، بار دیگر با آرمان های شهدا و امام شهیدان تجدید میثاق کنند.

    در این اطلاعیه آمده است: تشییع 270 شهید تازه تفحص شده دوران هشت سال دفاع مقدس برروی دستان مردم شهید پرور و شعارهای ضد استکباری، سه شنبه 26 خرداد مصادف با پنجاهمین سالگرد شهادت سربازان اسلام و پیشگامان مبارزه با آمریکا انجام می شود.

    مراسم تشییع پیکر پاک و مطهر 270 شهید تازه تفحص شده پس فردا (سه شنبه) از ساعت 16 از میدان بهارستان به سوی معراج شهدای تهران در خیابان بهشت انجام خواهد شد.

    مسیر تشییع پیکر این شهیدان گمنام از میدان بهارستان (مقابل درب غربی مجلس شورای اسلامی ایران)، خیابان شهید مصطفی خمینی، چهار راه سرچشمه، خیابان امیرکبیر، میدان امام خمینی(ره)، خیابان امام خمینی (ره)، خیابان شهید فیاض بخش، خیابان وحدت اسلامی، خیابان بهشت به سمت معراج شهدا خواهد بود.

    این مراسم مصادف با سالروز شهادت چهار تن از سربازان اسلام و پیشگامان مبارزه با استکبار و کاپیتولاسیون آمریکا، یعنی شهیدان محمد بخارایی، محمدصادق امانی، رضا صفارهرندی و مرتضی نیک نژاد برگزار می شود.

    بر اساس این گزارش مراسم شب وداع دانشجویی فردا شب (دوشنبه) با حضور پیکرهای مطهر20 تن از شهیدان تازه تفحص شده در مسجد دانشگاه تهران به همت بسیج دانشجویی برگزار می شود.

    سردار سرتیپ پاسدار سید محمد باقرزاده اواخر اردیبهشت ماه از کشف 270 شهید تازه تفحص شده در در مرز شلمچه خبر داد و گفت: 175 شهید متعلق به غواصان عملیات کربلای 4 است که با دستان بسته به شهادت رسیدند و زمانی که پیکرهای مطهر این شهدا کشف شد، هیچ جراحتی نداشتند و متوجه شدیم که آنها زنده به گور شدند

    فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح گفت: پیکرهای مطهر پنج شهید در منطقه فاو، 175 شهید در منطقه ابوفلوس، هشت شهید در شلمچه، 21 شهید در مجنون، 40 شهید در شرق دجله و جاده خندق و 21 شهید در منطقه زبیدات کشف شد.(ایرنا)
     
    ×امیرمحمد ×، serendipiti و Admin از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247
    دعوت فرهاد مجیدی به حضور در مراسم تشییع 175 شهید غواص + عکس
    ستاره سابق تیم ملی و باشگاه استقلال با انتشار تصویری از مردم دعوت کرد تا فردا در مراسم تششیع 175 شهید غواص شرکت کنند.



    فرهاد مجیدی ستاره سابق تیم ملی و باشگاه استقلال تهران در صفحه اینستاگرام خود با انتشار تصویری از پیکر شهدای غواص از مردم دعوت کرد تا فردا در مراسم تشییع و گرامیداشت 175 شهید غواص شرکت کنند.

    وی پیام زیر را منتشر کرد: «به عشق ١٧٥ شهید غواص،فردا ساعت ١٦ میدان بهارستان»

    c697dd445fab3a3771e037a5e2dabc7a.
     
    ×امیرمحمد ×، serendipiti، Pєумαη_кQz و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    شرمنده ایم....
     
    ×امیرمحمد × و setareh از این پست تشکر کرده اند.