1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ترنم باران...........

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jun 15, 2014 در انجمن درد دل

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    هوایم که ابری می شود
    میدانم
    دل کسی گرفته است
    رعدی می زند گذشته های تلخ در خاطرم
    ناودان گونه ام خیس تو می شود
    و باز
    پشت پنجره های بارانی شب
    مثل همیشه
    پدیدار می شوی
    همه ی دستانم در تاریکی موهایت گم میشود
    من می مانم و یک پنجره فاصله
    که بین تنهایی ما نشسته است
    من در سکوت چشمانت بی صدا فریاد میزنم
    رنگین کمان لبخندت آسمان بی رنگ مرا فرا می گیرد
    باران غصه بند می آید
    من در آغوش پنجره به خواب تو می روم
    و نقاشی دیگری به اتمام می رسد
     

    موضوعات مشابه

    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    همیشه باید کسی باشد
    تا بغض‌هایت را قبل از لرزیدن چانه‌ات بفهمد
    باید کسی باشد … …
    که وقتی صدایت لرزید بفهمد
    که اگر سکوت کردی، بفهمد …
    کسی باشد که اگر بهانه‌گیر شدی بفهمد
    کسی باشد که اگر سردرد را بهانه آوردی برای رفتن و نبودن بفهمد
    به توجهش احتیاج داری
    بفهمد که درد داری که زندگی درد دارد که دلگیری
    بفهمد که دلت برای قدم زدن زیرِ باران تنگ است
    همیشه باید کسی باشد همیشه…!
    [​IMG]
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    کوچک تر که بودم
    فکر می کردم باران اشک خداست
    ولی مگر خدا هم گریه می کنه چرا باید دل خدا بگیره!!!!
    دوست داشتم زیر باران قدم بزنم
    تا بوی خدا را حس کنم
    اشک خدا را در یک کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت
    کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم!!!
    آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد
    حس میکرم که آدمها دل خدا را شکستند
    و یا از یاد خدا غافل شدند
    همه می گفتند باران رحمت خداست
    ولی حس کودکانهء من می گفت:
    خدا دلش از دست آدمها گرفته. . .

    [​IMG]
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    از کویر آمده ام

    چشمم از خاطره ی ریگ پر است

    ابر من باش و دلم را بتکان .............



    مثل یک بغض که نارس باشد

    آسمان ابری و بی باران است

    آه اگر وا نشود..........
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    چقدر بی باران گریه کردن سخت است!!!!!!!!
    چهره ات خندان و دلت گریان ...
    در ظاهر بی درد از درون داغون....
    در جمع بودن وتنها بودن.....بخوای گریه کنی اما چشم هات همراهیت نمیکنند......
    در حال انفجار باشی و نتونی فوران کنی......
    گریه میکنی اما بون اشک !!!!!!!
    چشمات میسوزه اما آبی نیست که خاموشش کنه ....
    چقدر سخته گریه کنی اما بارونی نیاد..............!!!
    چقدر سخته...............[​IMG]
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    جنس درد دل هایم از جنس باران است!...
    اگر برای کاغذ بگویم خیس میشود...!
    واگر .... نگویم،
    غرق خواهم شد!!!
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]
    کابوس امشبم شده ای تو ؛
    دوم شخص مفردی که زمزمه ی دوستت دارم را در گوشم نجوا میکرد
    و حال میگوید برو …
    تک فعلی که هیچگاه انتظار شنیدن صیغه ی امرش را نداشتم
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    گریــــــه شاید زبان ضعـــف باشد
    شاید کودکــانه ، شاید بی غــرور
    اما هر وقت گونه هــــایم خیس می شـــود
    می فهمــــم نه ضعیفم ، نه کودکم ، بلکه پر از احساســـم …
    ::
    ::
    آه خدایا …
    عجب دورانی بود
    کودکی …
    التیام زخمهایش
    بوسه های گرم و صادقانه بود
    و اکنون …
    گذشت زمان
    التیامی بر زخمها نیست
    یادمان می دهد
    چگونه با درد زندگی کنیم
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    بعد رفتنت نمیدانم
    سیگارها کوچک شده اند
    یا کام های من سنگین تر…!…
    ::
    ::
    بگو چکار کنم؟
    وقتی شادی به دُمِ بادبادکی بند است
    و غم چون سنگی،
    مرا در سراشیبِ یک دره دنبال می‌کند …
    ::
    ::
    من عادت د

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    رم نگاه کنم

    به آدمهایی که از دور می آیند
    تا آن زمان که ثابت شود
    “تو” نیستند…
    ::
    ::
    قحطی همدم است ؛
    من به خوشآمدگویی تابلوی خیابان هم دلخوشم
    ::
    ::
    لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای و خیره به آسمان
    و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی میکند
    زیرلب میگویی : دیگه مهم نیست !
    ::
    ::
    و تنهـــا همـــــــــــدرد یک لیوان نسکافــــــــه داغ!
    تا عـــطرش مرا از دردهایم فــــــــــارغ کند ..
    چه سخـــــت است نه؟!
    وقتی که بــــوی عـــــطر تــنــی نیست
    تا تسکین درد هایت باشد؛
    آدم به عـــــطر یک لیوان نسکــــــــــــافه دل ببندد…!
    ::
    ::
    [​IMG]
    تمام زندگی ام را حراج کردم ولی او رفت و گفت :

    هیچ ارزانی بی علت نیست !
    ::
    ::
    هیزم نبودم…
    ولی
    سوختــــــم در زمستان نبودنــــــــــــش . . .!
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    لغت نامه هاى دنیا را باید آتش زد !
    جلوى واژه ى نبودن نوشته اند : “عدم حضور شخصى یا چیزى” ؛ همین !
    چقدر نبودن تو را ساده فرض مى کنند ؟!
    ::
    ::
    همانند کودکی هق هق میکنم که مادرش او را تهدید کرده
    که اگر بار دیگر اشک بریزد او را میکشد !
    ::
    ::
    دلــــم به حال “مــا” می سوزد ، که “من و تو”
    خیلی وقت است تنهایش گذاشته ایم . . .
    ::
    ::
    از اینکه به اطاقم بیایی و در را باز کنی
    هراس ندارم
    فقط
    قبل از آمدن تماس بگیر
    شاید کمی پیر شده باشم
    ::
    ::
    نبودنت چه فصلی از سال است
    که هم روزها و هم شب ها اینقدر طولانی شده اند ؟
    ::
    ::
    حافظه ی آدم های غمگین قویست ؛
    می دانند کجای کدام خیابان آن روز “مردند” !
    ::
    ::
    [​IMG]
    دل هرزه ای ندارم که از این بوم رو اون بوم بشینه …

    دلخوشی آخرش تو بودی …
    خاکش کردم
    ::
    ::
    مرا کجا صدقه کرده ای که مدام بلای بی تو بو

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    ن به سرم می آید !

    ::
    ::
    دراز میکشم
    خیره میشوم به سقف
    اشکهایم میچکند
    سر میخورند و میروند به جایی که تو همیشه میبوسیدی …
    ::
    ::
    بهترین لذت دنیا وقتی است که وقت رفتن ، نرود …
    ::
    ::
    یه وقتــــــایی هست که جواب همه نگرانیـــات و دلتنگیات
    میشــه یه جمله
    که میکوبن تو صورتــــت
    “بهم گیر نـــــــده، حوصله ندارم “
    ::
    ::
    خدایا
    ساز با نوایش خوش است
    پس چرا من میزنم و کسی نمیرقصد…
    ::
    ::
    تو چه ساده می روی و …
    من!
    چقدر دوستت دارم هایی که بست نشسته بر گلویم!
    ::
    ::
    در سینه ام زخم های عمیقی هست ؛
    انگار کسی مرا با زیر سیاری اشتباه گرفته …
    ::
    ::
    جمله “بی تو میمیرم” را هیچوقت باور نکن …

    من بی تو هنوز زنده ام ،
    زنده ای که روزی هزار بار آرزوی مرگ دارد !
    ::
    ::​
     
    $$h@mid$$ از این پست تشکر کرده است.