1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تخته سنگ

شروع موضوع توسط Admin ‏Dec 31, 2011 در انجمن داستان و رمان

  1. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,519
    24,681
    62,946
    در زمان های گذشته ، حاکم دانایی یک تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و برای دیدن عکس العمل مردم ، خودش را در جایی مخفی کرد . مردم زیادی می آمدند و از آن جا می گذشتند . از مردم عادی تا بازرگانان و اشراف و ثروتمندان ،از کنار تخته سنگ بی توجه می گذشتند . بسیاری هم اعتراض می کردند که : این چه شهری است که نظم ندارد . حاکم این شهر مرد بی عُرضه ای است و .....!
    با وجود این ، هیچ کس تخته سنگ را از آن جا بر نمی داشت . نزدیک غروب بود ، یک روستایی که پشتش بار میوه و سبزی بود ، نزدیک سنگ شد . او بارهایش را بر زمین گذاشت و با زحمت فراوان ، تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد . ناگهان کیسه ای را دید که زیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل آن ، سکه های طلا و یک کاغذ یادداشت پیدا کرد . حاکم دانا در آن نوشته بود : هر سد و مانعی می تواند یک فرصت بزرگ برای تغییر در زندگی انسان باشد!!!