1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

تاریخچه پیدایش کابالا

شروع موضوع توسط DA.vinsic ‏Sep 14, 2014 در انجمن عمومی

  1. تجربه عرفانی در مفهوم گسترده خویش در سنت های دینی اسلام، مسیحیت، یهودیت وادیان ابتدایی رخ داده اند. اگر بخواهیم تجربه عرفانی را در شکل محدودش تعریف کنیم به شاخه های متعددی برمی خوریم که شامل: آفاقی و انفسی، الهی و غیرالهی، اتحاد با خدا، عرفان سلوکی یا جذبی و عرفان آپوفاتیک کاتافاتیک، میباشد. { عرفان آپوفاتیک که از واژه یونانی (Apophasis) به معنای سلب و سکوت مشتق شده, در مقابل عرفان کاتافاتیک قرار می گیرد که از واژه یونانی (Kataphasis) به معنای ایجاب و گفتار اشتقاق یافته است.

    عرفان نوع اول مدعی است که از موضوعات یا گزاره های واقع نمای مربوط به تجربه عارفانه سخنی نمی توان گفت این امور یکسره وصف ناپذیر یا بیان ناپذیرند. در مقابل، عرفان نوع دوم به طرح دعاوی ویژه ای در متن تجربه های عرفانی می پردازد.

    یک نمونه از عرفان نوع اول در متن قدیم تائو با نام تائوته چینگ تألیف لائوتسه (قرن ششم قبل از میلاد مسیح) دیده می شود که با این کلمات آغاز می شود:« حتی عالی ترین آموزه ها هم خود تائو نیست. حتی عالی ترین نام برای تعریف آن ناکافی است. تائو بدون کلمات هم می تواند توصیف شود و بدون نام هم می تواند شناخته گردد ».



    در تقابل با این گونه درک از آپوفاتیک و کاتافاتیک، توماس کیتینگ چنین استدلال کرده که عرفان مسیحی به قوت، وجود خدا را ناشناختنی می داند. در عوض، تمایز میان این دو نوع عرفان به روشنی به تفاوت هایی موجود در دستور تهیه «طریقت عرفانی» باز می گردد: یکی از تکینک های مثبت استفاده می کند و دیگری فقط از توصیه های سلبی برای تهیه و تدارک آن بهره می جوید.

    در تهیه و تدارک از نوع کاتافاتیک، توضیح کلامی، اقامه دلیل، تصویر سازی، حافظه و مشاهده برای درک موقعیت هشیاری عرفانی مورد نظر قرار می گیرد؛ اما تهیه و تدارک از نوع آپوفاتیک، متضمن عمل «تخلیه» از هرگونه محتوای هشیاری به منظور «خانه تکانی» برای ورود خدایی است که ورای ماهیت های استدلالی و حسی ما است.

    قبالای یهودی نیز در رایج ترین صورت از عرفان سلوکی است که هدف عارف در آن، وارد کردن کیفیت رب النوع بودن در زندگی باطنی خود است. با این وجود این که قبالا در صور سلوکی خود حتی در تعریف گسترده عرفان، عرفان باشد یا نه، جای تردید دارد. گرچه به لحاظ آموزه اتحاد با رب النوع و مطلق بی نهایت میتوان آن را شبه عرفان دانست!

    آیین قبالا را عرفانی یهودی و سنتی شفاهی بر می شمرند که نخستین بار از قرن یازدهم در میان یهودیان اسپانیا و جنوب فرانسه رایج گردید و پس از دو قرن، نخستین آثار مکتوب قبالایی که بر تفسیر عرفانی بر اسفار پنج گانه تورات استوار بود، به وجود آمده است.

    هسته اصلی قبالا را میتوان در گفتارهای تلمود و در دو بخش “خداشناسی” و “خود شناسی” دنبال کرد. البته بخش اعظم قبالا، حول محور نجوم، حروف و اعداد بنا گشته است. قبالا، که عصاره بنیادین تفکر عرفانی یهودی است، از یهودیت خاخامی (فقیهانه یا قشری) باز شناخته میشود.

    به اعتقاد جامعه ی یهودیان ایران، شاخه های نظری این دین، چون فلسفه و تاریخ یهود، هرگز به شکل سیستماتیک و آکادمیک در ایران (معاصر) راه نیافت. ایشان، اکثر علمای یهود ایران را، “عالمانی سنتی و مشغول به احکام و امور اجرایی جوامع خود” می دانند که کمتر به مباحث نظری می پرداختند و یا حداقل به نشر و بسط این حوزه – از جمله قبالا – همتی نگماشتند.

    لذا در باور یهودیان ایران، در ایران و در سده های اخیر نامی از دانش و دانشمندان قبالایی به چشم نمی خورد، هر چند که در میان عوام یهودیان، قبالیست بودن بیشتر لقبی است حاکی از علم و حکمت بالای دینی و به اصطلاح، “هرکه دانش واطلاعات دینی اش بیشتر است، حتما راهی به قبالا هم دارد” و به عبارتی دیگر، قبالا نقطه اوج علوم یهودی در نزدیک خاخام تلقی می شود.

    با این حال معدود خاخام هایی در ایران را به دانش قبالا معروف می دانند، کسانی چون “ملا درویش شیرازی”، “خاخام اورشرگای یزدی” (و چند نسل بعدی او) و “ملا موشه هلوی کاشانی”، که متعلق به دویست تا سیصد سال پیش بوده اند.

    بخش هایی از متون زوهر و قبالا درکتب ادعیه ونمازهای روزانه واعیاد یهود وارد شده اند که “پاتح الیاهو” معروفترین آنهاست. این متن ضمن مدح خداوند و بر شمردن صفات او، به شرح مختصر ده سفیروت (سلسله مراتب میان جهان مادی و وجود خدا) می پردازد و از مکالمه های میان خدا و موسی سخن به میان میاورد.

    اما در کنار این باور یهودیان ایران، دیدگاه دیگری مبتنی بر واقعیت جاری در میان ساحت های مختلف ایران و جهان وجود دارد که سیطره ی قبالا را ازحد و حدود یک آموزه شریعت مدار صرف، فراتر می برد و بدان رنگ و بوی عرفانی تاثیرگذار، جذاب و بعضا مخرب میدهد. این شکل قبالای امروزکه ریشه در مناسک و باورهای دیروز سردمدارانش دارد مؤید جریانی نرم و پنهان است که نتیجه ی آن گرایش به آرمان صهیونیزم است.

    بخش اول:۱- تاریخچه قبالا

    در تعریف واژه “قبالا”- پی نوشت۱- آورده اند که ازواژه عبری “قَبِل” (با فتحه حرف اول و کسره ی حرف دوم وسکون حرف آخر) به معنی قبول کردن،سرسپردن ودل سپردن است ومجموعه تعالیم باطنی را دربر میگیرد که ما را به سنت عرفان یهودی ارجاع میدهد. این کلمه تا قرن دوازدهم میلادی اهمیت چندانی پیدا نکرد، اما پیش ازآن، جریانات عرفانی ای دردرون یهودیت وجود داشت که میتوان آنها رانیز جریانات “قباله ای” خواند. چرا که حوی اصول اساسی ومرامی اند که نتیجتا همان مکتب قباله شد.از اینرو در ادبیات عرفانی یهود، بین آثار عرفانی ای که پیش یا پس از قرن دوازدهم نوشته شده اند، هیچ فرقی نیست بنابراین برای اینکه بتوانیم سیر پیدایش قبالا را بررسی کنیم، ناچاریم با استناد به منابع مکتوب به جای مانده ازتاریخ قوم یهود درسالهای پیش از قرن دوازدهم به دورانی برگردیم که بنی اسرائیل از مصر مهاجرت کردند.

    “سفرخروج” عنوان دومین کتاب تورات میباشد. دراین کتاب به تشریح نحوه خروج بنی اسرائیل ازمصرتحت حمایت حضرت موسی (ع) ورهایی آنان از ظلم وستم فرعون پرداخته شده است:

    ” فرعون بنی اسرائیل راوادار به بردگی نموده بود وبه آزادی آنها رضایت نمیداد اما با مشاهده معجزات الهی به دست موسی(ع) وبلایایی که برسرقومش نازل میشد، اندک اندک تغیر رفتار داد. به این ترتیب بنی اسرائیل شبی گرد هم جمع شدند وازمصر مهاجرت کردند. سپس فرعون به آنها حمله کرد اما خداوند بوسیله معجزات دیگری ازطریق موسی(ع) آنها را حفظ کرد.”

    اما شرح قرآن درباره مهاجرت یهودیان از مصر پذیرفته میباشد. چرا که متن تورات پس از وحی به موسی(ع) دچار تحریف شد. مهمترین استناد براین مدعا تناقضات بسیاری است که در پنج کتاب تورات: سفر پیدایش، سفرخروج، سفر لاویان، سفراعداد وسفر تثنیه وجود دارد. کتاب سفر تثنیه با شرح مرگ وتدفین حضرت موسی(ع) پایان می یابد واین گواه مسلمی است براینکه بخش مذکور پس ازمرگ آن حضرت به کتاب اضافه شده است. نام “اسرائیل” و “پسر اسرائیل” اولین باربه فرزندان حضرت یعقوب(ع) – نوه حضرت ابراهیم(ع) – اطلاق گردید وبعدها به همه یهودیان تعمیم داده شد.

    بنی اسرائیل(یهودیان) ازایمان توحیدی که ازاجداد خویش: ابراهیم، اسحاق ویعقوب(ع) به ارث برده بودند، حفاظت میکردند. آنها با حضرت یوسف(ع) به مصررفتند وبااینکه در میان مصریان بت پرست می زیستند، مدت های مدید ازایمان خویش محافظت نمودند.

    از داستانهای قرآن چنین برمی آید که آنان درزمانی که موسی(ع) برآنها ظهور کرد مؤمن به خدای واحد بودند. بهترین تفسیری که میتوان کرد این است که بنی اسرائیل با وجودآنکه به ایمان توحیدی خود بسیاروابسته بودند، تحت تأثیر مردم کافری که در میان آنها زندگی میکردند قرار گرفتند وشروع به تقلید ازآنها وجایگزین ساختن مذهب وحیانی خود با بت پرستی اقوام بیگانه نمودند.

    با نگاه به اسناد تاریخی پی میبریم که قوم کافر تأثیر گذار بربنی اسرائیل، متعلق به مصر باستان بود. گواه مهم ما بر این نتیجه گیری و نکته حائزاهمیت این است که گوساله طلایی که بنی اسرائیل درزمان غیبت موسی(ع) عبادت کردند، درحقیقت نسخه عینی از “هاثر” و “آفیس” – پی نوشت ۲ و۳ – ، بت های مصریان بود. “ریچارد رایفد”، نویسنده مسیحی کتاب “زمان طولانی زیرآفتاب” درکتاب خود می نویسد:

    “هاثر وآفیس، خدایان گاو نروماده، نمادخورشید پرستی بودند. پرستش این خدایان تنها یک مرحله ازتاریخ طولانی خورشید پرستی مصر می باشد. گوساله طلایی کوه سینا مدرک کاملا اثبات شده ی این موضوع است که ضیافت ذکرشده به خورشید پرستی مربوط بوده است.” -۴-
    نفوذ بت پرستی مصربه بنی اسرائیل درمراحل متفاوتی روی داد.

    درنتیجه رویارویی با مردم کافر، طولی نکشید که میل به عقاید رافضی ظاهرگشت وهمان طورکه درآیه ی بالا بیان شد،آنچه آنها به پیامبرخود گفتند:

    “ای موسی! همچنانکه آنها خدایانی برای خود دارند، تو هم برای ما خدایانی معین کن. تا ما خدا را آشکارا به چشم خود نبینیم حرف های تورا باور نمیکنیم.” -۵- آشکار میکند که به پرستش موجودی مادی که قابل دیدن باشد گرایش داشتند. درست همانند آنچه مصریان می پرستیدند. گرایش بنی اسرائیل به بت پرستی مصر باستان بسیار بااهمیت است وبینش خاصی را درارتباط با تحریف متن تورات ومبادی قبالا برای ما فراهم می آورد. زمانی که به دقت به این دوموضوع توجه می کنیم، خواهیم دید که در سرمنشأ بت پرستی مصر باستان، فلسفه مادی گرا و ماتریالیستی وجود دارد.
     
    fatemeh99 از این پست تشکر کرده است.