1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

بیا یه کوچولو هم شده بخند 4

شروع موضوع توسط lady taylor ‏Aug 26, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. ~pegah*~

    ~pegah*~ بدوتندتر نمی رسی عمرا

    1,270
    2,874
    357
    منم نمیدونم چرا ؟احتمالا دلیلش ناموجهه
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  2. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    داشتم تو خیابون راه میرفتم مامانم اونطرف خیابون بود.رفتم پیشش یهو دیدم داره میخنده!!!! گفتم چرا میخندی؟! گفت داشتم با خودم فکر می کردم این دختره چقدر آشناست کجا دیدمش!!!!!! :279:
    باز حالا خوبه آشنا بودم!:279:
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  3. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    دیروز رفتم دندونپزشکی اینقدر بی حسی زد که نشیمن گاهم بی حس شده بود ، یه چشمم اصن نمیدید ، ارتباط با دست راستم قطع شده بود و کلا سه وَرَم قطع نخاع شد ؛ اونوقت این دندون لامصب هنو حس داشت ، وقتی میخواستن دندونم رو بکشن پدر جدم اومد نوک دماغم !
    بی حس که نشد هیچی فک کنم احساساتیش کردن !!!
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  4. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    یه روز خانواده ی ما با چند تا از دوستای خانوادگیمون رفته بودیم باغ یکیشون
    اون موقع من تازه کنکور داده بودم داشتم بایکی از خانم ها درباره ی کنکور حرف می زدیم اونم آخرش گفت که انشاالله شیرینیتو بخوریم منم همچین موضع گرفتم که حالا برام زوده و من قصد ازدواج ندارم و … که نگو
    همینطور که داشتم سخنرانی می کردم دیدم خانمه متعجب به من نگاه می کنه بعدشم یه لبخند زد و گفت منظورم شیرینی قبولی از دانشگاهته
    حالا منو بگو انگار برق سه فاز بهم وصل کردن اینقدر خجالت کشیدم که نگو…
    آخه شانس من ضایع گیم به همین جا ختم نشد بعدش که بادوستم رفتیم یه قسمت دیگه ی باغ من داشتم این خیط کاشتنمو با آب و تاب براش تعریف می کردم که یهو برگشتم دیدم همون خانمه با با یکی دوتا دیگه از خانم ها پشت سرمونن
    دیگه نمی دونید از شدت خجالت می خواستم با پای پیاده از باغ فرار کنم تا آخر مهمونی هم دیگه خیلی کمتر حرف زدم تا نکنه یه دست گل دیگه به اب بدم.☺☻
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  5. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    دوستان بعدازظهر بود هنذفیری توگوشم بود آهنگ خوشبختی حمیدعسگری ینی ناجور توفاز بودما خلاصه با همون فازو قرو چپو راستو بندری گاماس گاماس رفتم تو بالکن لباسارو بیارم 1دفه نگام افتاد پایین دیدم اوه چن تا مذکره عزیز باگوشیاشون سمت من نشونه رفتن بانیش باز و جویدن پیرهنای هم...
    عاقا فیلم من درومد مدیونید
    بخندینا o_O
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  6. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    پدر یکی از دوستام قبل از عید امسال فوت کرد. یه مغازه cd فروشی دارن که حالا برادرهای دوستم اون رو اداره می کنن . من هم چند روز پیش برا خرید به اونجا رفته بودم روی جلد اکثر cd ها عکس خواننده ها بود من هم با دقت داشتم cdها رو نگاه می کردم یه دفعه دیدم چقدر عکس یکی از خواننده ها شبیه پدر دوستمه . من هم گفتم خدا رحمت کنه پدرتون رو چقدر این خواننده شبیه پدرتونه . که دیدم همه غش کردن از خنده بعد برادر دوستم گفتم این عکس بابامونه قاب کردیم گذاشتیم تو معازه که همیشه به یادش باشیم .
    و شما تصور کنید قیافه خجالت زده منو….))))):
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ از این پست تشکر کرده است.
  7. ❥ℳĀΣĐξĤ❥

    ❥ℳĀΣĐξĤ❥ ـمـــهــرـبــانـــو

    3,596
    17,058
    4,186
    منم دقیقا باهمین زبون میحرفم:55: :16:
    با تچکر و از خودت و منبعش عزیییزم:inlove:
     
  8. lady taylor

    lady taylor مـــــلکـــــــــه (جدید)انــــجــــمـــن ^_^

    3,666
    11,050
    1,481
    عزیزمی