1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 20, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
    همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
    شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
    شدم آن عاشق دیوانه که بودم
    در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
    باغ صد خاطره خندید
    عطر صد خاطره پیچید
    یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
    پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
    ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
    تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
    من همه محو تماشای نگاهت
    شب و صحرا و گل و سنگ
    همه دلداده به آواز شباهنگ
    یادم آید تو به من گفتی :
    از این عشق حذز کن!
    لحظه ای چند بر این آب نظر کن
    آب آیینه عشق گذران است
    تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
    باش فردا که دلت باد گران است!
    تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
    با تو گفتم حذر از عشق ندانم
    سفر از پیش تو هرگز نتوانم
    نتوانم
    روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
    چون کبوتر لب بام تو نشستم
    تو به من سنگ زدی
    من نه رمیدم نه گسستم
    باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم
    تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
    "حذر از عشق؟" ندانم
    نتوانم
    اشکی از شاخه فرو ریخت
    مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....
    اشک در چشم تو لرزید
    ماه بر عشق تو خندید
    یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم
    پای در دامن اندوه کشیم
    نگسستم نرمیدم
    رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
    نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
    نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....
    بی تو اما
    به چه حالی من از آن کوچه گذشتم
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

    ور تو بگوييم که ني ني شکنم شکر برم

    آمده‌ام چو عقل و جان از همه ديده‌ها نهان

    تا سوي جان و ديدگان مشعله نظر برم

    آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم

    آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم

    گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

    گر ز سرم کله برد من ز ميان کمر برم

    اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

    اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

    آنک ز زخم تير او کوه شکاف مي کند

    پيش گشادتير او واي اگر سپر برم

    گفتم آفتاب را گر ببري تو تاب خود

    تاب تو را چو تب کند گفت بلي اگر برم

    آنک ز تاب روي او نور صفا به دل کشد

    و آنک ز جوي حسن او آب سوي جگر برم

    در هوس خيال او همچو خيال گشته‌ام

    وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

    اين غزلم جواب آن باده که داشت پيش من

    گفت بخور نمي‌خوري پيش کسي دگر برم
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

    ور تو بگوييم که ني ني شکنم شکر برم

    آمده‌ام چو عقل و جان از همه ديده‌ها نهان

    تا سوي جان و ديدگان مشعله نظر برم

    آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم

    آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر برم

    گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

    گر ز سرم کله برد من ز ميان کمر برم

    اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

    اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

    آنک ز زخم تير او کوه شکاف مي کند

    پيش گشادتير او واي اگر سپر برم

    گفتم آفتاب را گر ببري تو تاب خود

    تاب تو را چو تب کند گفت بلي اگر برم

    آنک ز تاب روي او نور صفا به دل کشد

    و آنک ز جوي حسن او آب سوي جگر برم

    در هوس خيال او همچو خيال گشته‌ام

    وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

    اين غزلم جواب آن باده که داشت پيش من

    گفت بخور نمي‌خوري پيش کسي دگر برم
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.