1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

بهترین انیمیشن های قرن ۲۱

شروع موضوع توسط New_Sense ‏Aug 24, 2014 در انجمن اخبار سینما

  1. New_Sense

    New_Sense یاد کن گاهی ما را در تنهایی خود ... همراه انجمن

    3,513
    11,263
    31,431
    [​IMG]


    اگر به گفته هیچکاک بزرگ که گفته «سینما یعنی جزییات» اعتقاد داشته باشیم، می توانیم با خیال راحت از انیمیشن های پیکسار به عنوان «فیلم» نام ببری؛ آثاری که علاوه بر متحول کردن صنعت انیمیشن سازی، رابطه بین هنر و صنعت سینما را هم محکم کرده اند و با فروش های خوبشان دل کسانی را که به خلاقیت و نبوغ در سینما دل بسته اند گرم کرده اند.

    در طول دهه اول قرن بیست ویکم، دنیا وصنعت انیمیشن سازی دربست در اختیار پیکساری ها بود وآنها با انیمیشن های عالی شان که یکی پس از دیگری به نمایش درآمدند و با حرف ها و مفهوم های بزرگسالانه وعمیقی که وارد دنیای شوخ و شنگ انیمیشن کردند، سطح توقع از انیمیشن ها را بسیار بالا بردند.

    در اینجا به هفت تا از آثار برتر این کمپانی معظم هم پرداخته ایم تا شاید با چند جمله کوتاه، به انیمیشن هایی که یک دنیا لذت و غم و شادی به ما هدیه کرده اند، ادای دین کرده باشیم.



    [​IMG]

    Brave 2012

    شاهزاده موفرفری

    «بی باک» انیمیشن مهمی برای این کمپانی و طرفدارانش محسوب می شود. پارسال پیکسار اولین اشتباهش را با «ماشین ها ۲» مرتکب شد. این اشتباه آنقدر شوکه کننده بود که شایعه هایی مبنی بر تمام شدن چشمه خلاقیت انیماتورهای پیکساری سر زبان ها افتاد. کمترین کاری که «بی باک» باید در آن موفق شود، اعاده حیثیت از پیکساری است.

    داستان این انیمیشن درباره «مِریدا»، شاهزاداه خانمی است که قواعد سنتی خانواده و کشورش را زیر پا می گذارد و با تغییر لباس به جنگ هیولاها و وطلسم ها می رود. «بی باک» حاشیه های جالبی هم دارد. اول قرار بوده «ریزویترسیون» (بازیگر برنده اسکار) به جای نقش اول این انیمیشن صحبت کند که به دلیل تداخل برنامه هایش، «کِلِی مک دونالد» کمتر شناخته شده جای او را گرفته است.

    عنوان اولیه فیلم هم «خرس و کمان» بوده. این انیمیشین اولین محصول پیکسار است که پروتاگونیست (شخصیت مثبت اصلی) اش مؤنث است وهمچنین اولین بار است که قصه یک انیمیشن پیکساری در دوران تاریخی گذشته روی می دهد.

    انیماتورهای پیکسار برای این انیمیشن سنگ تمام گذاشته اند و برای موهای مریدا، ۱۵۰۰ حلقه موی فرفری رندر کرده اند! از طرف دیگر دو نرم افزار جدید متحرک سازی در طول سه سال برای این انیمیشن ابداع شده است. یکی از این نرم افزارها کاری می کند تا فرفری های موی مریدا متناسب با تحرک بدنش به حرکت دربیاید.



    [​IMG]

    Toy Story 3 2010

    به سوی تنور آتش

    با اینکه انقلاب پیکساری ها با قسمت اول «داستان اسباب بازی» به راه افتاد و همه شاهکارهای بعدی این کمپانی، مدیون آن فیلم است اما بهترین بخش این سه گانه قسمت آخرش است.

    «وودی» و «باز» و دیگر عروسک ها، در دو قسمت قبلی جانشان به لبشان رسید که از چشم صاحبشان نیفتند. آنها به هر دری می زدندتا همچنان برای «اندی» جذاب باقی بمانند اما در قسمت سوم، دیگر اندی بزرگ شده و می خواهد به کالج برود.

    دیگر هیچ راهی برای عروسک هایی – که صاحبشان نیازی به عروسک بازی ندارد – نیست جز اینکه همگی دست در دست هم لابلای زباله ها به سوی تنوری از آتش بروند وهمه با هم بسوزند و نابود شوند. تفاوت با انیمیشن های دیگر کاملا مشخص است.



    [​IMG]

    Up 2009

    یک عاشقانه بی صدا

    «بالا» که یک سال بعد از «وال. ای» ساخته شده، یک فصل بی کلام حدودا ده دقیقه ای دارد که به بهترین عاشقانه های تصویری سینما پهلو می زند. این فصل که با هوشمندی در اوایل فیلم جاگذاری شده، آنقدر موثر و قدرتمند است که سایه اش در تمام طول اثر سنگینی می کند و توجیه کننده انرژی و انگیزه شخصیت اصلی است.

    پیرمردی که می خواهد دوتا از بزرگترین رویاهای دوران جوانی اش را به واقعیت تبدیل کند؛ پرواز و خانه ای بر لبه یک آبشار بهشتی. وقتی که او با دنگ و فنگ زیاد و پشت سر گذاشتن ماجراهای مختلف به مقصد رویایی اش می رسد، متوجه می شود که رویایش دیگر برایش آن ارزش سابق را ندارد. دیزنی یا دریم ورکس جرات می کنند سراغ چنین مفهومی بروند؟



    [​IMG]

    WALL.E 2008

    اودیسه در کازابلانکا!

    احتمالا بهترین انیمیشن پیکسار، شاهکاری بی چون و چرا که بزرگترین، جدی ترین و عمیق ترین ترس های بشر را لابلای داستانی عاشقانه و به شدت تاثیرگذار روایت می کند. آلوده کردن کره زمین و راحت طلبی انسان معاصر به شکلی رادیکال در فیلم نقد شده است. این بار حماسه ساده پیکاری از کره زمین شروع می شود.

    از کهکشان راه شیری خارج می شود و دوباره به زمین بازمی گردد. وال. ای دستش را وارد حلقه ای که به دور زحل کشیده شده می کند و در نزدیکی خورشید، باتری های خورشیدی اش را فول شارژ می کند. «وال. ای» جابجا یادآور شاهکارهای جاودانی مثل «کازابلانکا» و «ادیسه فضایی ۲۰۰۱» است. حدودا ۴۵ دقیقه اول فیلم دیالوگ ندارد. چند دلیل دیگر برای شاهکار بودن لازم است؟



    [​IMG]

    Ratatouille 2007

    آشپزباشی

    دوباره داستانی که در اوج فانتزی و رویایی بودن، به شکلی به شدت رئال ارائه شده است. تصویر پاریس و شب هایش در »راتاتویی» فوق العاد چشمنواز است. رمی (که موش قهرمان فیلم است) هیچ ربطی به موش های کارتون های دیگر که معروف ترین شان میکی موس است ندارد.

    او نزدیک ترین موش کارتونی به واقعیت است؛ با همان چهره و نوع راه رفتن و همان پرزها! اما در فیلم، چنین موسی به سرآشپز یکی از معروف ترین رستوران های پاریس تبدیل می شود و با غذایی که درست می کند، منتقد معروف و سختگیر غذا را به حال و هوای دوران کودکی اش می برد! اگر فیلم را ندیده اید و فکر می کنید این داستان بیش از حد تخیلی است، «راتاتویی» را ببینید تا ایمان بیاورید که «قصه مهم نیست، قصه گو مهم است.»



    [​IMG]

    The Incredibles 2004

    خانواده ابرقهرمان ها

    در فیلم ها و انیمیشن های مختلف زیاد ابرقهرمان دیده ایم اما نمونه های کمی مثل «شگفت انگیزها» وجود دارد که مسائل درون خانوادگی یک خانواده ابرقهرمان را به تصویر کشیده باشد. در کمال تعجب، اولویت این فیلم نوآورانه نه نجات کره زمین یا خدمت به همنوع، که درگیری ها و مشکلات خانوادگی یک خانواده ابرقهرمان است.

    البته در فیلم به اندازه کافی اکشن و هیجان هست اما مهمترین چیزی که موتور محرک فیلم و رابط همه آن تعقیب و گریزها و شیطنت هاست، روابط خانوادگی محکم و پرجزییات ابرقهرمان هاست. چگونگی کنار آمدن ابرقهرمان ها یا ابرقهرمانشان و اینکه چطور باید خودشان را با جامعه آدم معمولی ها (یعنی ما) وفق بدهند هم یکی دیگر از جذابیت های «شگفت انگیزها» است.



    [​IMG]

    Finding Nemo 2003

    پدر و پسر

    «در جست و جوی نیمو» یکی از آن نمونه های عالی هنر پیکساری ها در ساده سازی است. یک حماسه تمام و کمال که با زبانی به شدت ساده وهمه فهم به تصویر کشیده شده. پدری که پسرش را عاشقانه دوست دارد، به خاطر عشق زیادی که به او دارد، او را از دست می دهد!

    پسر که رنجیده خاطر و ناامید شده، به زندگی در آن سوی دنیا منتقل می شود، اما پدر سراسر اقیانوس را طی می کند و با گوشتخواران و موجودات خطرناک مبارزه می کندتا به پسرش برسد و او را از زندان بیرون بیاورد. اگر این داستان را زیر عنوان «در جست و جوی نیمو» نمیخواندید، می توانستید حدس بزنید یک انیمیشن است؟



    [​IMG]

    Monsters, Inc. 2001

    هیولاهای قلب طلایی!

    «کمپانی لولوها» به شدت دوست داشتنی است و کمتر کسی می تواند جلویش مقاومت کند و آن را دوست نداشته باشد. فیلم دست می گذارد روی ترس های بچگی همه ما و با قدرتی که دارد، تک تک آن لولوها و هیولاهای خیالی عجیب و غریب را از آسمان به زمین می آورد.

    در واقع فیلم با هنرمندی، رویا را به واقعیت تبدیل می کند و تازه اینجاست که مفهوم این واقعیت جدید را به نفع خودش و تماشاگرانش مصادره می کند. در دنیای فیلم، هیولاهایی که قبلا از آنها می ترسیدیم، تبدیل به موجوداتی با هویت و بامزه می شوندن که فقط به خاطر امرار معاش می ترسانند و در واقع قلبی از طلا دارند. خوش به حال بچه هایی که با این طرز فکر محبت آمیز بزرگ می شوند.







    منبع : روزنامه همشهری
     
    nagi و ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── از این پست تشکر کرده اند.
  2. ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤───

    ︻╦̵̵͇̿̿̿̿ AnDiYa TeH╤─── ツ▂▃▄▅▆▇█▓▒░♥♥ی دخی چت مخ و شیطون♥♥░▒▓█▇▆▅▄▃▂ツ

    12,018
    103,093
    134,982