• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

بررسي رمان «ذوب شده» اثر عباس معروفي

اترو

لعنت به این اوار ......من زیره اوارم
ارسال ها
543
لایک ها
6,407
سن
22
محل سکونت
تهران
#1
ذوب شده داستان جامعه دیکتاتور شاهنشاهی ده ی پنجاه ایران را از نگاه نویسنده ای به نام اسفاری روایت می کند؛ که به جرم ارتباط حزبی با شخصی به نام آزاد دستگیر و به مدت سه سال بی اطلاع از خانواده و آشنایانش مورد حبس و هر گونه شکنجه قرار می گیرد. در حالی که هر چه در بازجویی های خود اصرار می کند که هیچ اطلاعی از آزاد و هیچ را بطه ای با هیچ حزبی ندارد مورد قبول بازجو قرار نمی گیرد. تا جایی که تحت فشار شکنجه ها مجبور می شود از خود قصه هایی از آخرین دیدارش با آزاد تحویل بازجوی پرونده اش بدهد. اما بعد از سه سال اسفاری نویسنده ای که تا به حال تنها دو کتاب چاپ کرده و در هیچ کدام هیچ گونه زاویه ی سیاسی نداشته را شبیه مردی مریض و روبه موت تحویل همسرش می دهند.

ذوب شده گزارش کدام زمان است؟

جامعه ای در ذوب شده گزارش می شود که می تواند در هر جامعه ای با حکومت دیکتاتوری و نظام ها سلطه جو حاصل شود. بر خورد های حکومتی با هنر مندان و منتقدان اجتماعی و شکنجه و حبس های طولانی مدت در بی اطلاعی مطلق از خانواده و آشنایان؛ جامعه ای را می سازد از انسان هایی که در توهمات خود غرق هستند و آزادی را رویا پردازی های کودکانه و بلند پروازی های خیال گونه می دانند که همراه بودن با مد های مختلف همچون پوشش، کتاب، راه رفتن و حتی تقلید صدا و سیاست را ارزش مند می داند. " آزاد" فردی که بازجو و مامور ویژه به دنبال او، شخصیت اصلی داستان را مورد بازجویی و شکنجه قرار می دادند نماد بسیار روشنی از تعریف آزادی در جامعه ای بود که هیچ گونه ارزش اجتماعی را آموزش نداده است و افراد جامعه اش صرفا برای مواجه با حکومت روبه رو دست به مد گرایی هایی می زنند که صرفا خود را آزاد احساس کنند.

عاملان حکومتی در جامعه "ذوب شده " بر چه مبنایی عمل می‌کنند؟

جامعه ای که در ذوب شده تصویر می شود؛ عاملان حکوتی صرفا به دنبال نتیجه ای هستند که از آنها خواسته شده؛ و با پیش فرض هایی که نتیجه اشان را تامین می کند با جامعه روبه رو می شوند. مامور ویژه سیگاری آتش زد" راست است که نویسنده ها عوضی هستند؟"

حتی اگر هیچگونه اعتقادی نسبت به کاری که انجام می دهند نداشته باشند. حتی برایشان مهم نیست که چه جوابی خواهند شنید صرفا می خواهند جوابی که خودشان می خواهند از سوالشان دریافت کنند حتی اگر غیر واقع باشد. "البته شغلمان ایجاب می کند بفهمیم آن رو سکه تان چیست."

"به هر قیمتی ؟"

"قیمت مهم نیست.ما که اینجا نشسته ایم ممکن است اعتقادی هم نداشته باشیم ولی ویارمان گرفته که به تو بگوییم حرف بزن اسفاری. حرف بزن

جامعه ای که سیاست به قدری سیاه و تاریک آلوده است که هنرمندان ننگ می دانند هنر خود را با سیاست جامعه همراه بدانند." سیاست را با هنر قاطی نکنید... لعنت به کسی که هنر را آلوده کند."

هنرمند در این جامعه دست به خود سانسوری می زند و توان آن را ندارد که نسبت به ثبات کاریش به خود و خوانده و اطافیانش اطمینان بدهد و با خو سانسوری سعی می کند حاشیه امنیتی برای ادامه فعالیت هایش ایجاد کند هرچند بازهم با ترید سعی می کند قدم بردارد. "این آخری را هم می دهم برای چاپ." زنش خیلی کم حرف می زد. گفته بود: " خوش خیال نباش! این ها روی نویسنده ها حساسند." اسفاری به زنش گفته بود " این منم که باید حواسم جمع باشد"

در جامعه ذوب شده افراد جامعه به مرور و با شدت گرفتن خرابی ها و ناامیدی از بهبود امور به ازمحلال و پوچی می رسند و جامعه ای را تشکیل می دهند که از شدت نومیدی؛‌مرگ را تنها امید می دانند. " ماریا می دید که اسفاری منقلب است و از شدت خرابی به پوچی رسیده است."

انسان جامعه "ذوب شده " خود را چگونه می بیند؟

در این جامعه لازم نیست نویسنده قابلی باشی تا بتوانی از خیال و تصویر های آشنا و یا توهم، داستان هایی برای متقاعد کردن دیگران بسازی. در این جامعه همه داستانی دیگر از خود را دارند. و زمانی که این امر ادامه پیدا می کند با جامعه ای روبه رو هستیم که افراد آن در قصه های خود گم می شوند. وخود را در قصه های خود باز تولید می کنند .جامعه ا ی که نخبه هایشان خود را "نقطه ای" می دانند. و این القا را به مرور در آنها ایجاد می کنند. "چک" " چک" نماد بسیار زیبایی است از تکرار و مرور تدیجی یک القا ؛ یک فرایند منظم در تمام جان و وجودشان، این نشان را درونی می کنند که وجودشان جز نقطه ای نیست که توان انجام هیچ کاری را ندارد. و آنگونه از کار افتاده می شوند که در خانواده اشان هم آنها را کناریک مجسمه گچی قرار می دهند.

" همه چیز را نقطه نقطه می دید نقطه های سسیاهی که با صداهایی گوشخراش به سرش می ریخت. سرش را می گرفت و فریاد می کشید: " من نقطه ام"

"یک مجسمه گچی اسفاری هم آنجا پشت میز کارش نشسته بود مجسمه ی گچی دقیقا به اندازه طبیعی اسفاری بود و داشت چیز می نوشت. در تمام سه سالی که دستش از صدا و دیدار شوهرش کوتاه شده بود. دور از چشم دخترهاش؛ آرام آرام آن مجسمه را ساخته و پشت میز نشانده بود روی صندلی خودش. با دستی برشقیقه و دستی روی کاغذها. جلوی اسفاری به زانو نشست و حالا دو تا اسفاری داشت؛ یک قاشق سوپ دهن این می گذاشت یک قاشق دهن آن. "

چرا امروز ذوب شده اهمیت دارد ؟

پس از گذشت چندین قرن هنوز اعتقاد بسیاری در جامعه ایرانی برآن است که نظام های سلطه جویانه، دیکتاتور مآبانه بهترین گزینه برای اداری جامعه می باشند. در جامعه ای که ذوب شده به گزارش می گزارد به خوبی نمایش فرجام و انجام این گونه جامعه های نشان داده شده و فعل و انفعالات در این گونه جوامع در مواجه با مستندات، خیالات و بعضا انتقادات به خوبی نشان داده می شود.

در ذوب شده می توان برسی عینی تری نسب به روند حکومتی دیکتاتور طلب دید و با الگوهای عینی برخورد با مردم جامعه تحت این گونه حاکمیت ها را دید. و تاملی در روند پیداش و یا ادامه این گونه حکومت ها در جامعه داشت." من ایران را یک صفحه شطرنج می بینم. که باخذف شاه بازی زندگی ادامه نخواهد داشت"

کمی عصبانی شده بودم. ولی سعی کردم برخودم مسلط باشم: " شنیده بودم که مامورهای ساواک این عشق به شاهنشاه را علنی نمی کنند و لی شما بدجوری عاشق اعلیحضرتید"

دست هاش را به حالت خواهش جلو آورد، پلکزد: " باور کنید با شما از این زاویه برخورد نمی کنم. من مطالعاتی در فرهنگ و تاریخ ایران دارم که نتیجه اش شده همین. و گرنه در جنبش مشروطه روشنفکران شاه را ابقا نمی کردند آن ها در شرایطی یودند که به سادگی می توانستند شاه را حذف کنند، ولی به همین خاطر حفظش کردند."

"اگر از عواقب گفتگو با شما نترسم باید بگویم که شاه و شاهنشاهی در ایران تمام شده. جنبش های چپ و مذهبی و ملی همه دارند به هم نزدیک می شوند و در همین سال ها اسکلت شاهنشاهی را فرو میریزند."

شانه ای بالاانداخت: " این مسئله دیگری است . به بحث من ارتباطی ندارد. نظام شاهی می تواند فرونریزد. شاید هم بریزد. ولی من به این جا رسیده ام که ملت ایران از لحاظ فرهنگی و ریشه های تاریخی و وراثتی بدون شاه دچار سردرگمی تاریخی وحتی جغرافیایی خواهد شد"

بدجوری عاشق شاه بودٰ گفتم: " شما این نسخه را از کجا تهیه کردهاید که برای ملت ایران می پیچید؟"

" هر جوری راحتید. ولی یادتان باشد پس از حمله ی اعراب به ایران خلفا ناچار شدند یک شاه برای اداره ی مملکت بتراشند. گرچه آن فره ایزدی با خاموشی آخرین شاه ساسانی در کشور ما خاموش شد. ولی جایگزین همان شاه هم کارش را هزار و چهارصد سال پیش برد. حتی خلفای عباسی هم در شش قرن سیطره بر ایران اداره ی امور مملکت را به شاه تفویض کردند."

" ولی مردم از شاه نفرت پیدا کرده اند."
 

اترو

لعنت به این اوار ......من زیره اوارم
ارسال ها
543
لایک ها
6,407
سن
22
محل سکونت
تهران
#3
عقشه خودمی بستنی کیم:22:
 
بالا