1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

برادر

شروع موضوع توسط mania22 ‏Apr 30, 2014 در انجمن داستان و رمان

  1. mania22

    mania22 مرده...

    682
    3,124
    1,316
    شخصی به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری زیبا وگران قیمت به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود” شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون امد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم میزند و ان راتحسین می کرد”پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید:این ماشین مال شماست” اقا؟ پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است.
    پسر متعجب شد وگفت:منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری “بدون اینکه دیناری بابت ان پرداخت کنید”به شما داده است؟ اخ جون ” ای کاش…؟
    البته پل کاملا واقف بود که پسر چه ارزویی می خواهد بکند” او می خواست ارزو کند که ای کاش او هم یک همچون برادری داشت” اما انچه که پسر گفت:سر تا پای وجود پل را به لرزه در اورد:ای کاش من هم یک همچو برادری بودم”
    پل مات و مبهوت به پسر نگاه کرد و سپس با یک انگیزه انی گفت: دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟
    “اوه بله دوست دارم”
    تازه راه افتاده بودند که پسر به طرف پل برگشت و با چشمانی که از خوشحالی برق می زد گفت:”اقا می شه خواهش کنم که بری به طرف خونه ما؟”
    پل لبخند زد. او خوب فهمید که پسر چه می خواهد بگوید: او می خواست به همسایگانش نشان دهد که توی چه ماشین بزرگ و شیکی به خانه برگشته است. اما پل باز هم در اشتباه بود… پسر گفت: بی زحمت اونجایی که دوتا پله داره نگهدارید.
    پسر از پله ها بالا دوید” چیزی نگذشت که پل صدای برگشتن او را شنید. اما دیگر تند وتیز بر نمی گشت”او برادر کوچک فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل کرده بود. سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    اشاره کرد: “اوناهاش جیمی”می بینی؟درست همون طوریه که طبقه بالا برات تعریف کردم “برادرش عیدی بهش داده و دیناری بابت ان پرداخت نکرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد…
    اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو همان طوری که همیشه برات شرح میدم ببینی”
    پل در حالی که اشکهای گوشه چشمش را پاک می کرد از ماشین پیاده شد و پسر بچه را در صندلی جلوئی ماشین نشاند” برادر بزرگتر با چشمانی براق و درخشان کنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند.
     
    Avin Devil، Merjhoi، setareh و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,011
    48,955
    عالی بودلایکککککککک
     
    setareh، FLOWER BUD، A L O N E و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دمت شکلاتی
     
    setareh، FLOWER BUD، A L O N E و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. mania22

    mania22 مرده...

    682
    3,124
    1,316
    مرسییییییییییییییی عزیزجون
     
    setareh، FLOWER BUD و A L O N E از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. mania22

    mania22 مرده...

    682
    3,124
    1,316
    وای میسی!
     
    setareh، FLOWER BUD، A L O N E و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خواهش عصیصم
     
    setareh، FLOWER BUD و A L O N E از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. ΛŁФЛΞ

    ΛŁФЛΞ -__see yOu soon__-

    8,507
    39,285
    143,127
    لایـــــــــــــــک ..
     
    setareh و FLOWER BUD از این پست تشکر کرده اند.
  8. آخی بمیرم :cry:
     
    setareh و A L O N E از این پست تشکر کرده اند.
  9. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247
    داستان زیباوغم انگیزی بود...:(مرسی
     
    FLOWER BUD و A L O N E از این پست تشکر کرده اند.