1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

بترکید همتون خخخخخخخخخخخ......

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jun 7, 2014 در انجمن مطالب طنز

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    داستان جالب و خواندنی

    خداوند ” خــر ” را آفرید! و به او گفت:تو بار خواهی برد؛ از عقل بی بهره خواهی بود؛و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود؛و ۵۰سال عمر خواهی کرد!
    ” خــــر” به خداوند پاسخ داد: حداوندا؛من میخواهم خر باشم؛اما ۵۰سال برای عمرم طولانی است.. عمر مرا ۲۰سال کن.
    و خداوند آرزوی “خـــر” را براورده کرد.
    خداوند ” ســـگ” را آفرید! و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی شد؛بهترین و وفادارترین یار انسان..و ۳۰سال عمر خواهی کرد!
    “ســــــگ” جواب داد: خداوندا! عمر مرا ۱۵سال کن. و خدا آرزوی سگ را هم براورده کرد.
    خداوند “میـــمون”را آفرید! و به او گفت: تو از این جا به آنجا میپری؛ برای دیگران شکلک در می آوری تا سرگرم شوند؛تو ۲۰سال عمر میکنی!
    “میــــمون”جواب داد:خداوندا ۲۰سال عمری طولانیست.. مرا ۱۰سال کافی است! و خداوند آرزوی میمون را نیز براورده کرد..
    و سرانجام!خداوند ” انــــسان” را آفرید!و به او گفت: تو سروریِ همه موجودات زمین را در دست میگیری و بر تمام جهان مسلط میشوی؛ و ۲۰سال عمر میکنی!
    “انــــــسان” به خداوند گفت: سرورم؛ ۲۰سال برای من خیلی کم است!!
    آن ۳۰سالی که خر نخواست؛ آن ۱۵سالی که سگ نخواست؛آن ۱۰سالی که میمون نخواست زندگی کند؛ به من بده!! و خدا آرزوی انسان را براورده کرد!
    از آن زمان تا کنون؛ انسان فقط ۲۰سال مثل انسان زندگی میکند!!
    و پس از آن ازدواج میکند و ۳۰سال مثل ” خـــر” کار میکند!
    و پس از آنکه فرزندانش بزرگ شدند- ۱۵سال مثل “ســــگ”از خانه ای که در آن زندگی میکند؛ نگهبانی میکند!!
    و وقتی پیر شد ۱۰سال مثل “میــــمون” از خانه این پسر به خانه آن دخترش میرود و سعی میکند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!!
     
    FLOWER BUD، alireza1377، !!HISS!! و 12 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

    هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

    1- میتونی خودتو خر کنی ... داغون کنی ... بدبخت کنی ... اما نمی تونی خودتو بغل کنی ... آروم کنی ... از تنهایی دربیاری

    2- قیافه ساقه طلایی یه جوریه که انگار زیر دست ناپدری بزرگ شده!

    3- کسی که هدفون رو اختراع کرد احتمالا قصدش نشنیدن صدای دیگران بوده، بعد گفته حالا یه آهنگی هم پخش شه بد نیس.

    4- تاکیدی که یه عده موقع عکس گرفتن روی بازوهاشون دارن، هیتلر تو جنگ جهانی دوم روی سیبیلاش نداشت!

    5- حالا یه بار هم شرایط بیاد خودش رو با ما وفق بده. چی می شه؟ می میره؟

    6- از آینه بپرسی می گه خوشبخت خیلی کمه، از دوربین عکاسی بپرسی می گه مالاشا همه خوشبختن.

    7- یه جوری می گن دود از عمر آدم کم می کنه که حالا انگار هر کی بیشتر عمر کنه برنده س.

    8- گوگل اگه ایرانی بود، وقتی یه چیزی رو سرچ می کردی اول می پرسید «می خوای چیکار؟» بعد که توضیح می دادی می گفت «حالا خیلی واجبه؟» اگه جوابت مثبت بود می گفت «خعله خب بابا!»

    9- یه دسته از پشه ها پشه نیستن که، عقابن تو لباس پشه، گرگن تو لباس پشه، مارن تو لباس پشه!

    10- یه بار هم سر کلاس خوابم برده بود، استاد اومد بالا سرم گفت خواب بودی؟ منم هول شدم گفتم نه استاد دراز کشیده بودم!

    11- پیتزا اگه یاد بگیره یه کم یواش تر سیر کنه، خوب غذایی می شه.

    12- کل عمرمون دپرسیم بعد تو اعلامیه وفاتمون می زنن شادروان!

    13- چرا باید خردل اسم یه سس باشه ولی بزدل اسم یه فحش؟ آخه بین خر و بز هم تبعیض؟

    14- روی زمینی زندگی می کنیم که خودش رو جو گرفته، دیگه وای به حال ساکنانش.

    15- اوضاع مالیم یه جوری شده که نمی دونم اون گوشی 700 تومنیه رو نخرم یا اون 900 تومنی رو؟

    16- اون موقع ها که میلیون پول بود، ما اون میلیون رو نداشتیم. حالا که میلیارد پوله هم ما هنوز اون میلیون رو نداریم.

    17- یه قانونی هم هست بین ما که میگه اگه ما به وسیله ای نیاز داشتیم و او وسیله دور بود، دیگه به اون وسیله نیاز نداریم!

    18- آقا این بچه های مردم کی ان که همه ازشون راضی ان؟

    19- به راننده تاکسیه پول دادم، برگشت گفت یه نفری؟ گفتم خیلی وقته ... گفت بِبُر صداتو، خرد بده پول خرد ندارم!

    20- رادیو می گفت به خرگوش هویج ندین، واسش خوب نیست. آخه مگه ما چقدر از خرگوش می دونستیم که اونو هم گند زدی توش؟!
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، Merjhoi و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    - شانس در خونه بقیه رو که می زنه با کله می ره تو، اون وقت در ما رو که می زنه فرار می کنه.

    22- یکی از بچه های دانشگاه یه نمه داستان نوشته و چاپ کرده، حالا اومده تو فیس بوک مرگ «همکارش» مارکز رو تسلیت می گه!

    23- من خودم یه سری برنامه کوتاه مدت دارم و یه سری برنامه بلند مدت. برای کوتاه مدتا وقت ندارم و برای بلندمدتا حوصله. خلاصه واسه همینه که هیچ وقت پیشرفت چشمگیری نمی کنم!

    24- این مجریای تلویزیون رو دیدی که آخر برنامه می گن هفته دیگه همین روز و همین ساعت منتظر ما باشین؟ خب آخه اگه هفته دیگه همین ساعت بیایم که آخر برنامه می رسیم دانشمند!

    25- همیشه می گن شکست مقدمه پیروزیه، فقط نمی دونم ما کی می خواهیم از دور مقدماتی صعود کنیم.

    26- از این چشم بندای خواب گرفتم که خارجیا می زنن و راحت می خوابن ولی من هر وقت اینو می زنم به چشمم منتظرم یکی بیاد گلومو بگیره خفه م کنه!

    27- به طور حتم قضیه از یه جایی آب می خوره، وگرنه تا حالا از تشنگی هلاک شده بود.

    28- آقا چه جوریه که همیشه «الان» وقتش نیست؟

    29- اصلا پاک کن آفریده شده بود که یا گم شه، یا نصف شه، یا دزدیده شه و کلا هیچ وقت به دست صاحبش به اتمام نرسه!

    30- شما یه استکان خون بگیر بذار رو تاقچه، اگه پشه ها لب زدن! نامردا فقط نان داغ کباب داغ از گلوشون پایین می ره!

    31- کوهنوردی خیلی خوبه فقط حیف یه کم دوره

    32- دم بازی های کامپیوتری گرم که یادم دادن هر وقت دشمن دیدم یعنی دارم راهو درست می رم.

    33- من اسم بچه مو می ذارم New folder، بزرگ شد خودش اسمشو هر چی دوست داشت بذاره.

    34- آیا می دانستید وقتی اژدها تو چشمش آشغال بره می میره؟ چون به یه اژدهای دیگه میگه بیا تو چشمم فوت کن بعد چون فوتش آتیشه کلا کله اش می سوزه!

    35- کامنت گذاشتنای بعضیا هم مث مراسم تشییع جنازه می مونه باید تو مراسمشون شرکت کنی تا تو مراسمت شرکت کنن!

    36- یکی از آرزوهام اینه که وقتی یه عکسی رو تو گوشیم نشون کسی می دم، هی نزنه چپ و راست بقیه عکسا رو هم ببینه... آلبوم عروسی باباتو ندادم دستت که!

    37- به امید روزی که ملت فهیم بفهمند وقتی تلفن آنتن نمی ده داد زدن شون پشت تلفن مشکلی را حل نمی کنه.

    38- من همیشه این یارانه با رایانه و رخشان بنی اعتماد و پوران درخشنده و ابوالفضل پورعرب و فریبرز عرب نیا و طرف صحیح فلش مموری رو با هم اشتباه می گیرم.

    39- آقای مجری: چرا اسم بچتو گذاشتی بچه فامیل؟

    فامیل دور: آخه فکر کردم دیدم هر چی بذارم آخرش به همینجا می رسه...
    مثلا اگه بذارم کامی میگن کدوم کامی؟ باید بگیم بچه فامیل... گفتم چه کاریه خب از همون اول اسمشو می ذارم بچه فامیل دیگه!
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد.

    تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که حسن کچل برای نخستین بار به مکتب رفت. از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود؛ لیکن حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر دشت کند.
    این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های کنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را کش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد .
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    روش های نوشتاری
    1- نوشتن روی کف پا ، پس کله ، پشت گوش و …
    2- نوشتن روی دیوار ، روی میز ، پشت نیمکت ، زیر نیمکت ، پشت لباس یا مانتوی دانش آموز جلویی ، …
    3- نوشتن به روی دستمال کاغذی ، پاکت نامه ، …
    4- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در حفره های مختلفی از جمله بینی ، دهن ، گوش ، فک پایین ، دریچه آئورت ، …
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    روش های باکلاس
    1- استفاده از ماشین حساب مهندسی

    2- استفاده از موبایل
    3- استفاده از آیینه ، موچین ، لوازم آرایشی ، فیلم ، عکس ، …
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    روش های بی کلاس
    1- شیره مالیدن بر سر یکی از بچه درس خون ها
    2- خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    توجه :
    اگه در این امر تبحر کافی ندارید ، اصلاً سمت این کار نرید ؛ که عواقبی جز‌ء ضایع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .تاریخچه تقلب از جایی شروع می شود که حسن کچل برای نخستین بار به مکتب رفت. از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهیانه کودکان مکتب بود؛ لیکن حسن کچل از روی تنبلی چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکته ای بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر دشت کند.
    این بود که اولین تقلب تاریخ بشری رقم زده شد . البته این تقلب با روش های بسیار ابتدایی بشری رقم زده شد. البته این تقلب باروش های بسیار ابتدایی (در مقابل ترفند های کنونی ) صورت گرفت . بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را کش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد .
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    طنز قانون هایی که نیوتن از قلم انداخت ...!!!!

    قانون قهوه:
    قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیس‌تان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.

    قانون صف:
    اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.



    قانون تلفن:
    اگر شما شماره‌ای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.


    قانون تعمیر:
    بعد از این که دست‌تان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.


    قانون کارگاه:
    اگر چیزی از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترین گوشه ممکن خواهد خزید.


    قانون معذوریت:
    اگر بهانه‌تان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشین‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشین‌تان، دیرتان خواهد شد.


    قانون حمام:
    وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.


    قانون روبرو شدن:
    احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش می یابد.


    قانون نتیجه:
    وقتی می‌خواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمی کند، کار خواهد کرد.


    قانون بیومکانیک:
    نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.


    قانون تئاتر:
    کسانی که صندلی آنها از راه‌روها دورتر است دیرتر می‌آیند.
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    رفته بودم آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،
    معلوم بود تازه کاره!
    همینجوری که سرنگوگرفته بود،
    لرزون لرزون اومد سمتم وگفت:
    “بسم الله الرحمن الرحیم”
    از ترس گفتم:
    “اشهدان لااله الاالله”
    انقدرخندیدکه نتونست آمپول بزنه.
    خداروشکریکی دیگه اومدزد!
     
    $$h@mid$$، Aryamehr، setareh و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.