1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

باید اعتراف کنم که ... !!!

شروع موضوع توسط Lovelys ‏Jul 21, 2012 در انجمن مطالب طنز

  1. Lovelys

    Lovelys مدیر انجمن بازی

    370
    227
    218
    باید اعتراف کنم


    اعتراف میکنم بچه که بودم یه بار با آجر زدم تو سر یکی از بچه های اقوام , تا ببینم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها می چرخه یا نه!!!!!
    تازه هی چند بارم پشت سر هم این کارو کردم , چون هر چی می زدم اتفاقی نمی افتاد!!
    . . ,. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    اعتراف می کنم یه بار پسر همسایه چهارسالمونو با باباش تو خیابون دیدم گفتم سلام نوید چطوری؟
    دیدم بچهه تحویلم نگرفت باباهه خندید
    اومدم خونه به مامانم گفتم نوید ماشالا چقد بزرگ شده!
    مامان گفت نوید کیه؟
    گفتم: پسر آقای …
    گفت اون اسمش پارساست اسم باباش نویده

    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .



    چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمونجا گذاشته بود … بهش اس ام اس(!) زدم گوشیتو جا گذاشتی!!!!!!!
    .. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکهبلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم
    .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


    اعتراف می‌کنم سر فینال جام جهانی‌تا لحظه‌ای که اسپانیا گل زد فکر می‌کردم اسپانیا نارنجیه، هلند آبی‌، گل هم که زد کلی‌ لعنت فرستادم به هلند، بعد گل رو صفحه نوشت اسپانیا ۱– هلند ۰ ، تازه فهمیدم کل بازی داشتم اشتباه فحش میدادم
    .
    .
    .
    اعتراف می کنم وقتی داداشم دو ماهش بود خندون رفتم تو آشپزخونه، مامانم گفت نارنگیتو خوردی؟ گفتم آره، تازه به آرشم دادم!
    بیچاره مامانم بدو بدو رفت نارنگی رو از حلقش کشید بیرون!
    .
    .
    .
    یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد از مدت ها دیدم ، کلی ریش گذاشته بود
    با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیاچیه ؟
    گفت پدرم فوت کرده
    گفتم تسلیت میگم :l
    .
    .
    .
    اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتمو تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالمنیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده
    .

    . . . . . . . . . . . . . . . . , . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که منبا دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم


    منبع : وبلاگ فوتو راف !
     
    cute pishi، erisa، sara و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,347
    907
    اعتراف می کنم کلاس اول دبستان بودم تحت تاثیر این حرفا که نباید به غریبه آدرس خونتون رو بدید، روز اول به راننده سرویس آدرس اشتباهی دادم و از یه مسیری الکی تا خونه پیاده رفتمو تازه فرداش موقعی که سرویس دنبالم نیومد تازه شاهکارم معلوم شد برای خانواده
    :35::35:
    دیوونه:biggrin:
     
    Lovelys از این پست تشکر کرده است.
  3. اعتراف میکنم تا چن ماه پیش فک میکردم روزنامه کثیر النتشار اسم یه روزنامه است
     
    Lovelys و Admin از این پست تشکر کرده اند.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    یه بار با بچه ها بودیم یکی از دوستام رو بعد از مدت ها دیدم ، کلی ریش گذاشته بود
    با خنده بهش گفتم : علی این ** بازیاچیه ؟
    گفت پدرم فوت کرده
    گفتم تسلیت میگم :l
     
    Lovelys از این پست تشکر کرده است.
  5. marzieh

    marzieh

    6,019
    4,021
    553
    اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که منبا دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم
     
    Lovelys از این پست تشکر کرده است.
  6. اعتراف می کنم معلم دوم دبستانم می گفت املا ها رو خودتون بنویسید که منبا دوربین مخفیا می بینم کی به حرفام گوش می ده …ازون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام:امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کودوم وسیله ها دست زد؟
    بیشترم به دریچه کولر شک داشتم...
     
  7. مگه نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:43::43::43::43: