1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

این هیئتی ها... این مذهبی ها...

شروع موضوع توسط ShekaMu º³¹ ‏Nov 11, 2014 در انجمن مذهبی

  1. ShekaMu º³¹

    ShekaMu º³¹ ᓅـاڪً בیــس لایـــᓅ

    402
    1,302
    3,828
    [​IMG]
    این هم چادری ها! اون از ظاهرشون و این از باطنشون!

    ببینید چه جوری بدحجاب ها رو امر به معروف می کنند! با اسید پاشی!!

    در کنار بعضی خبرها، از این مدل تحلیل ها و نتیجه گیری ها، زیاد می شنوید. گاهی انقدر فراگیر و مکرر، که باور نکردنش سخت است. اما واقعاً خبر اصلی چه بوده است؟ تحلیل درست و نتیجه گیری منطقی کدام است؟ کدام یک به همدیگر ارتباط حقیقی دارند؟

    گاهی خیلی سریع، قضاوت های ما هم با شنیدن انبوه خبرها، تحت تأثیر قرار می گیرد و به یک جهت خاص کشیده می شود.
    شکی نیست که آدم های مذهبی مثل هر کسی از نوع بشر، غیر از معصومان، ممکن است گاهی دچار خطا شوند و لازم است که جبران نمایند. اما هر اشتباهی، مربوط به فرد خاطی است و قابل تعمیم به دیگران یا به مکتب و مذهب فرد نیست.

    اگر کسی قرآن خوانده باشد، یا اگر فقط در فضای اسلام ناب، کمی نفس کشیده باشد؛ یا حتی فقط اگر یک خداپرستِ بی غل و غش باشد، هرگز به این قضاوت نمی رسد که دین خدا دستور داده باشد که پیروانش توی خیابان راه بیفتند و برای برطرف کردن یک کار زشت (منکر)، دست به جنایت بزنند.

    یا اگر ببیند آدم نمازخوانی دروغ می گوید، هرگز باور نمی کند که علتِ دروغ گفتنش این است که نماز می خواند و چهره ی مذهبی دارد.

    آدم هایی که منطق سالمی دارند، حتی اگر درس خوانده و تحصیل کرده هم نباشند، برای هر پدیده، دنبال علتِ خودش می گردند.

    هیچ آدم عاقلی باور نمی کند که بشود شیشه ای غبار گرفته را با زغال تمیز کرد! هیچ عقل سلیمی قبول نمی کند که راه مبارزه با منکری مثل "بدحجابی"، انجام یک منکر وحشتناک مثل "اسید پاشی" باشد!

    پس چطور گاهی ذهن بعضی از مردم، با شنیدن یک خبر، به تردید می افتد یا صورت شفاف و پاکِ دین، در ذهنشان کمی کدر می شود؟ تحلیل بعضی حادثه ها برایشان دشوار می شود و گاهی دچار سوء تفاهم می شوند؟

    در پاسخ این سوال مهمِ آسیب شناسانه، باید دو دلیل بیرونی و درونی را بررسی کرد.

    برای خنثی کردن اثر معجزه آسایی که مجموعه ی دین در زندگی مردم دارد، نشانه ها و علامت های دین داری و دین مداری را هدف می گیرند؛ از میوه های شیرین شروع می کنند تا درخت را از ریشه درآورند
    دلیل بیرونی
    دلیل بیرونی منشأ خبر است. اگر یک اتفاق، همان گونه که هست، گزارش نشود، بازارِ گرمی برای شایعات و قضاوت های نابجا فراهم می کند و برای این گزارش های غیر واقعی، انگیزه های بسیاری وجود دارد.

    یکی از انگیزه ها را قرآن، آمیختن حق و باطل و کتمان حق می داند: "وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ" و حق را با باطل نیامیزید و حقیقت را با اینکه می دانید، کتمان نکنید.

    قطعاً صراحت و شفافیت حقیقت، به نفع عده ای نیست؛ چرا که گاه پوشیده ماندن اصل و حقیقت ماجرا، برایشان نان و روغنی دارد.

    اینجاست که بازی کردن با دین خدا و بازی دادن ذهن مومنان، ساده ترین و نزدیک ترین مسیری است که آنها را به مقصود می رساند.

    هر نشانه ی دینی ممکن است دستاویز تخریب و تمسخر اهالی هیاهو شود؛ تخریب نام دین یا تخریب چهره ی زیبای شعائر دین.

    برای خنثی کردن اثر معجزه آسایی که مجموعه ی دین در زندگی مردم دارد، نشانه ها و علامت های دین داری و دین مداری را هدف می گیرند؛ از میوه های شیرین شروع می کنند تا درخت را از ریشه درآورند.

    مثلاً هیئت های مذهبی و مجالس عزاداری سالار شهیدان علیه السلام، یکی از برجسته ترین و پررنگ ترین جلوه ها و نشانه های دین داری در میان ماست.

    شکی نیست که این دلدادگی و شور و شوق، مخصوصاً اگر با آگاهی و معرفت دینی همراه شود، به ده ها دلیل به مذاق بعضی ها خوش نمی آید. با این تجمعِ پر محبتِ مومنانه که ایمان ها را عمیق تر و انگیزه ها را تازه تر می کند، منافع عده ای به خطر افتاده است.

    حداقل این منفعت ها برای این دشمنان دوست نما این است که در رقابت جذب جوانان و اثرگذاری بر دل ها، به سختی مغلوبِ نورانیتِ مجالس امام حسین(علیه السلام) شده اند. جوانانی که اگر می خواستند در زمین آن ها بازی کنند، سودهای کلان به جیب آن ها می ریختند، اما حالا گرد شمع بی بدیل دیگری می گردند و انصافاً برایش مایه می گذارند. پس عجیب نیست که خسارت زدگان، نهایت تلاششان را بکنند که ضربه ای، خدشه ای یا انحرافی در این جریان بزرگ ایجاد کنند؛ به هر طریقی که دستشان برسد؛ از شایعه درست کردن برای هیئتی ها برای بدبین کردن افکار مردم یا حتی تحریفِ وقایع عاشورا، چیزهایی است که حتماً شنیده و مواجه شده اید.

    یا مسئله ی حجاب که چهره ی جامعه ی اسلامی را با جوامع دیگر در نگاه اول متفاوت می کند، به شدت در معرض تخریب و هجمه و طعنه است. و البته باز هم امر به معروف و نهی منکر؛ مظلوم ترین واجبی که چون در بین متدینان مغفول و مظلوم است، دشمن خیلی راحت تر با آن بازی می کند!

    با شانتاژ خبری و غوغای رسانه ای، بعضی از ما نیز ناخواسته با این جریان ها همراه می شویم. موج، ما را هم با خود تکان می دهد. وقتی با هیاهو بر فضای اجتماع غلبه می کنند، هر چند برای زمانی کوتاه، ذهن مردم را از شناخت و تحلیل درست ماجرا، منحرف می کنند، مخصوصاً اگر دست روی احساسات و عواطف مردم بگذارند. سلامتی، امنیت روانی، حفظ نوامیس و...؛ این ها چیزهایی است همه ی ما به آن حساسیم و دقیقاً از همین حساسیت ها برای حمله به باورهای دینی، سوء استفاده می کنند.

    و یکی از لوازم مهم بصیرت، تحقیق کامل است. "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ" ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره ی آن تحقیق کنید؛ مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده ی خود پشیمان شوید


    حرف و حرف و حرف! چقدر به این حرف ها و هیاهوها دل بسته اند. چقدر از این حرف ها امید معجزه دارند. انصافاً چقدر خرج می کنند تا نور خدا را خاموش کنند. با دهان به پیکار خدا آمده اند!
    یُرِیدُونَ أَن یُطْفِوُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ

    اما چرا باید با نور خدا بجنگند؟ نور خدا کجای محاسبات دنیامدارانه ی آن ها را به هم می ریزد؟ وقتی صحنه با نور خدا روشن و شفاف شود، لایه های باطل، هرچه کلفت باشند، نمی توانند حق را بپوشانند. دیگر دیوار حاشا بلند نیست. کتمان حق و حقیقت جواب نمی دهد. "وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ" و خدا نور خود را کامل می کند هرچند کافران خوش نداشته باشند.



    دلیل درونی
    اما مهم ترین دلیل درونی، نداشتن یا کم داشتن یک ابزار طلایی است به نام "بصیرت".

    بصیرت، یعنی به ظاهر اکتفا نکردن، از لایه های ظاهری عبور کردن و عمق امر را دیدن.

    یکی از بهترین راه های کسب بصیرت، قرآن است. "هَـذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ یُوْمِنُونَ" این وسیله ی بینایی از طرف پروردگارتان و مایه ی هدایت و رحمت است برای جمعیتی که ایمان می آورند.

    و یکی از لوازم مهم بصیرت، تحقیق کامل است. "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِن جَاءكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُوا أَن تُصِیبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ" ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر شخص فاسقی خبری برای شما بیاورد، درباره ی آن تحقیق کنید؛ مبادا به گروهی از روی نادانی آسیب برسانید و از کرده ی خود پشیمان شوید.

    به امید آنکه با کسب بصیرت و درست عمل کردن، گاه با دست خود تیشه به ریشه ی دین و دینداری ها نزنیم.

    فاطمه حسینی مجرد

    کارشناس ارشد کلام و فلسفه اسلامی
     
    $$h@mid$$ و sargoli از این پست تشکر کرده اند.