1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

این داستان واقعیه . . .

شروع موضوع توسط ShekaMu º³¹ ‏Sep 1, 2014 در انجمن درد دل

  1. ShekaMu º³¹

    ShekaMu º³¹ ᓅـاڪً בیــس لایـــᓅ

    403
    1,309
    3,839
    پسره به دختری که تازه باهاش دوستشده بود میگه :
    امروز وقت داری بیای خونمون؟
    دختره : مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟
    پسره : بگو میخوام برم استخر...
    دختره اومد خونه دوست پسرش
    پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم موهاتو خیس کن!
    وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...
    پسره و دوستاش یکی یکی...
    این آخری که رفت حموم ، نه 1ساعت نه2 ساعت ، موند تو حموم...
    کرد ، رفتن حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته :
    دیدن این دیر
    نامردا خواهرم بود..
    نکنید از این کارا دوست دختر شما خواهر یک بنده خداشایدم اصلا برادر نداره تکه این اصلا مهم نیست شاید دختره احساساتیه نمیفهمه چه آینده ای در انتظارشه ولی شما نکنید :279:
     

    موضوعات مشابه

    reyhaneh2000، ثمـــــــــینم ツ، nagi و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.