• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

این داستان واقعیه بیاید نظرتونو بگید:|

sky girl

اومدیم بالا رسیدیم با دست خالی!
ارسال ها
2,191
لایک ها
6,072
سن
19
محل سکونت
BIR
#1
اين داستان واقعي است ! اگر كسي نظري داره اعلام كن..!!بنده سپیده هستم . طلبه سال چهارم حوزه علمیه . وقتی برای اولین بار، با واژه آسمانی ازدواج موقت آشنا شدم ١٦ سال داشتم البته در آن زمان از مستحب بودن ازدواج موقت آگاه نبودم .


اما اکنون که خود چند سالی است که به تحصیل علوم دینی پرداخته ام نه تنها به ثواب زیاد این عمل واقف شده ام بلکه از اهمیت وجود ازدواج موقت در بین همه افراد جامعه اسلامی نیز آگاه می باشم .

البته بنده تا کنون ٢٣ بار ازدواج موقت نموده ام. که مایلم خاطره آخرین ازدواج موقت خود را برای شما بازگویم :

ماجرا از این قرار بود که یکی از طلبه های پسر از بنده خواستگاری کردند . اما من ابتدا فکر کردم که ایشان برای ازدواج دائم از بنده خواستگاری نموده اند . به ایشان گفتم که بایستی بنده را از پدر و مادرم خواستگاری کنید نه مستقیما از خود من.

ایشان گفتند که چطور از پدر و مادر شما خواستگاری کنم در حالی که خواهان مخفی بودن ازدواج هستم. و نمی خواهم که همه متوجه این ازدواج شوند . در آن لحظه بود که متوجه شدم ایشان از بنده برای ازدواج موقت خواستگاری کرده اند نه ازدواج دائم .

بنابراین پس از تعیین ٢٠٠٠ تومان مهریه و ٥ ساعت زمان بنده با ایشان اقدام به خواندن صیغه عقد کردیم و به یکدیگر حلال شدیم . بعد از همخوابگی اول بنده به ایشان گفتم که مایلم مدت زمان بیشتری به عنوان همسر موقت شما باقی بمانم که ایشان نیز پذیرفتند و یک هفته دیگر به زمان و ١٠٠٠ تومان دیگر نیز به مهریه افزودیم .

بعد از تمام شدن یک هفته این بار ایشان از من خواستند که مدت را تمدید کنیم . بنده نیز پذیرفتم و باز با تعیین یک سال زمان و ٣٠٠٠ تومان مهریه صیغه عقد را خواندیم . اما قبل از تمام شدن مدت ازدواج موقت ایشان قصد سفر کردند و برای اینکه مانعی برای ازدواج موقت بنده با پسر دیگری نباشد ادامه مدت را به من بخشیدند . و به مدت یک هفته از قم خارج شدند .

پس از یک هفته ایشان با خانواده محترمشان به قم بازگشتند و برای خواستگاری به منزل ما تشریف آوردند و بنده را از خانواده ام خواستگاری کردند. و بنده با توجه به شناخت خوبی که از
ایشان به دست آورده بودم پس از تحقیقات یک هفته ای برادرم از ایشان جواب مثبت دادم.

اکنون سه سال است که از ازدواج دائم ما می گذرد و صاحب یک دختر نیز هستیم . البته درست است که بنده دیگر ازدواج موقت نمی کنم اما شوهر محترم بنده سالی سه بار ازدواج موقت می نمایند که این عمل مستحب باعث وجود برکت در زندگی ما نیز شده است .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یکی ب من بگه
واقعا این کار درسته؟
اینا ما رو خر فرض کردن؟
 

ILMAH_68

خدایا شکرت
ارسال ها
2,142
لایک ها
8,320
سن
29
#4
الکی؟مگه میشه؟ البته واسه اینا نشد نداره خودشون بند اضاف میکنم و چون نیتشون پاک و در دین مهم خلوص نیت اشکال نداره البته فقط واسه خودشون:35::35::35::35::35:.اگه حقیقت باشه:42::42::42: یاد این شعر افتادم

بزن باران که دین را دام کردند


شکار خلق و صید خام کردند

بزنباران خدا بازیچه ای شد

که با آن کسب ننگ و نام کردند
 

Mahsa Na

زن،از اصفهان
ارسال ها
117
لایک ها
2,438
#7
اولا که فکر نکنم واقعیت داشته باشه دوما اگرم واقعیت داشته باشه خاک بر سر زنه که میزاره شوهرش در سال سه بار ازدواج موقت کنه
 

stranger

خداحافظ
ارسال ها
2,995
لایک ها
15,731
#9
الکی؟مگه میشه؟ البته واسه اینا نشد نداره خودشون بند اضاف میکنم و چون نیتشون پاک و در دین مهم خلوص نیت اشکال نداره البته فقط واسه خودشون:35::35::35::35::35:.اگه حقیقت باشه:42::42::42: یاد این شعر افتادم

بزن باران که دین را دام کردند


شکار خلق و صید خام کردند

بزنباران خدا بازیچه ای شد

که با آن کسب ننگ و نام کردند
ایلماه شعرت خیلی قشنگه
لایک :smile:
 
بالا