این داستان رو دوستم برام تعریف کرده!!!!!

شروع موضوع توسط s.m.h.a ‏Jul 12, 2013 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. s.m.h.a

    s.m.h.a رو به تو سجده میکنم , دری به کعبه باز نیست....

    ‏Jul 8, 2013
    907
    5,128
    552
    زن
    توهم
    این داستان رو دوستم برام تعریف کرده و قسم می‌خورد که واقعیه:
    دوستم تعریف می‌کرد که یک شب موقع برگشتن از ده پدری تو شمال طرف اردبیل، جای این که از جاده اصلی بیاد، یاد باباش افتاده که می گفت؛ جاده قدیمی با صفا تره و از وسط جنگل رد میشه!
    این‌طوری تعریف می‌کنه: من احمق حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی، ٢٠ کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد.
    وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یکمی با موتور ور رفتم دیدم نه می‌بینم، نه از موتور ماشین سر در می‌ارم!
    راه افتادم تو دل جنگل، راست جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود.
    با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بی‌صدا بغل دستم وایساد. من هم بی‌معطلی پریدم توش.
    این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جا گرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیشکی پشت فرمون و صندلی جلو نیست!!!
    خیلی ترسیدم. داشتم به خودم می‌اومدم که ماشین یهو همون طور بی‌صدا راه افتاد.
    هنوز خودم رو جفت و جور نکرده بودم که تو یه نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه!
    تمام تنم یخ کرده بود. نمی‌تونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همین طور داشت می‌رفت طرف دره.
    تو لحظه‌های آخر خودم رو به خدا این قدر نزدیک دیدم که بابا بزرگ خدا بیامرزم اومد جلو چشمم.
    تو لحظه‌های آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده.
    نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه می‌رفت، یه دست می‌اومد و فرمون رو می‌پیچوند.
    از دور یه نوری رو دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند می‌دویدم که هوا کم آورده بودم.
    دویدم به سمت آبادی که نور ازش می‌اومد. رفتم توی قهوه خونه و ولو شدم رو زمین، بعد از این که به هوش اومدم جریان رو تعریف کردم.
    وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوه خونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو،
    یکیشون داد زد: ممد نیگا! این همون احمقیه که وقتی ما داشتیم ماشینو هل می
    دادیم سوار ماشین ما شده بود.
     
    alireza1377، ᎴᏋᏗᏖᏂ4ᏁᎶᏝᏋ، stranger و 14 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. BahAr_b

    ‏Feb 28, 2013
    855
    4,971
    862
    زن
    اوه خدا بگم چیکارت کنه داشت باورم میشد.خخخخخخخخ:35:
     
    stranger، M.G.Captain و s.m.h.a از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. s.m.h.a

    s.m.h.a رو به تو سجده میکنم , دری به کعبه باز نیست....

    ‏Jul 8, 2013
    907
    5,128
    552
    زن
    ماییم دیگه :17:
     
    stranger، M.G.Captain و BahAr_b از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. sky girl

    sky girl اومدیم بالا رسیدیم با دست خالی!

    ‏Dec 27, 2012
    2,191
    6,066
    1,984
    زن
    خخخخخخخخ:biggrin:
     
    stranger، M.G.Captain، s.m.h.a و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. anti love

    anti love از بس لج کردیم با همه دنیا هسیم لش ترین آدم دنیا

    ‏Dec 6, 2012
    2,096
    6,485
    1,066
    زن
    مرسی
     
    stranger، M.G.Captain، s.m.h.a و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. s.m.h.a

    s.m.h.a رو به تو سجده میکنم , دری به کعبه باز نیست....

    ‏Jul 8, 2013
    907
    5,128
    552
    زن
    قربون شما...
     
    stranger و M.G.Captain از این پست تشکر کرده اند.
  7. Inspirator

    Inspirator My world Is inspired from My Dream

    ‏Apr 6, 2013
    504
    1,471
    334
    مرد
    راستش شنیده بودم ولی وقتی دوباره خوندمش بازم کلی خندیدم
     
    stranger، M.G.Captain و s.m.h.a از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. s.m.h.a

    s.m.h.a رو به تو سجده میکنم , دری به کعبه باز نیست....

    ‏Jul 8, 2013
    907
    5,128
    552
    زن
    خدا رو شکر که موجبات خندتونو حتی تکراری فراهم کردم.............
     
    stranger، M.G.Captain و Inspirator از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Merjhoi

    Merjhoi Despicable Me
    عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    ‏Aug 29, 2012
    5,490
    13,592
    10,145
    مرد
    دهنت سرویس...داشتم باور میکردم
     
    stranger، M.G.Captain، fardin0688 و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. mania20

    mania20 ديوونه كي مثل من باتو ميمونه ..

    ‏Jul 15, 2013
    257
    3,766
    404
    زن
    عااااااالی بود خیییییلی خوب بود
     
    stranger و M.G.Captain از این پست تشکر کرده اند.