1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اینهمه اندوه

شروع موضوع توسط DA.vinsic ‏Oct 26, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. شبیه آلبومی کهنه و غبار گرفته
    برای دیده شدن گَرد انتظار گرفته


    کبود چون جسدی کُنج سردخانه ی متروک

    کِدر ، شبیه به یک شیشه ی بخار گرفته

    نشسته ام تک و تنها در انزوای اتاقی

    بدون پنجره ، تاریک ، تنگ و تار گرفته

    اتاق ِ دِنج و نموری پُر از اجِنه ی پنهان

    که چار سمتِ مرا مثل یک حصار گرفته

    و من به هیأت خفاش ها معلق و خاموش

    در این اتاق ِ سیاهی که شکل غار گرفته

    شبیه وحشت آن برّه ام که دور و بَرش را

    نگاه وحشی یک گلّه گرگِ هار گرفته

    چنان عبوس چنان تلخم از درون که شبیهم

    به قهوه ی سردی طعم زهر مار گرفته

    و یا مشابه مرتاض های هندی ام انگار

    که از عذاب ، تنم حال احتضار گرفته

    اتاق ، گور من است امشب ای خدا چه بگویم

    از این مزار ِ به خود اسم مستعار گرفته؟

    میان بی خبری دست و پا زدم من و گفتند

    که باز ، پیرهن قاصدک به خار گرفته!

    و آذرخش به تاراج شرم ِ گل شده مغرور

    و آتش از چمن آلاله ، بی شمار گرفته

    و موریانه ی آفت به مغز ساقه رسیده

    و بادِ هرزه ، مُخ شاخه را به کار گرفته!

    دلم از اینهمه اندوه ، مثل بغض ، شکسته

    دلم از این همه اخبار ناگوار گرفته
     
    ❀ســپــรєpเ๔ᴱᴴیــבه❀ و Melody♪ از این پست تشکر کرده اند.