1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اینم دوستی دختروپسر

شروع موضوع توسط shakila_nanaz ‏Oct 7, 2013 در انجمن روابط دختر و پسر

  1. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,781
    69,854
    ازدواج را آسان بگيريد
    3 تا 5 سال تأخير در سن ازدواج
    براساس آمار به دست آمده، امروزه سن ازدواج ميان جوانان 3 تا 5 سال به تأخير افتاده است. سن ازدواج در شهرستان ها 18 تا 25 سال و در مراكز شهرها 25 تا 30 سال است. يكي از دلايل مهمي كه سن ازدواج را در جوانان به تأخير انداخته است، سطح خواسته هاي بالاي طرفين، خريدهاي كلان، مهريه هاي سنگين، قرار دادن تعهدات صعب الوصول و... است.

    دكتر اصغر كيهان نيا، مشاور و روان شناس خانواده دلايل ازدواج جوانان را فرار از تنهايي ، ميل به داشتن فرزند، مونس و يار، و گاهي به علت حرف مردم مي داند. وي معتقد است كه ازدواج بايد از روي شناخت و بر پايه عاطفه و تشكيل نسل باشد، ازدواجي كه به دليل حرف مردم (دلايل اجتماعي) صورت بگيرد تحميلي است و يك ازدواج موفق به شمار نخواهد آمد.



    جوان ها توقع زيادي دارند

    دكتر كيهان نيا درباره علل و افزايش دير ازدواج كردن جوان ها مي گويد: بيشتر روان شناسان سن ازدواج را در هر منطقه اي بنا بر اوضاع جغرافيايي و آب و هواي متفاوت مي دانند. به اعتقاد وي عدم تمايل دختران و پسران به ازدواج و نداشتن آمادگي جسماني و فيزيكي، روحي و رواني و مسئوليت پذيري از دلايل دير ازدواج كردن جوانان است.

    دكتر يعقوب برجعلي، عضو هيأت علمي دانشگاه علامه طباطبايي نيز در اين باره مي گويد: توقعات جامعه نسبت به 10 الي 20 سال پيش بسيار بالا رفته است. وي يكي از عوامل مهم و مزاحم را كه در دير ازدواج كردن دختران نقش به سزايي دارد ، قبولي دختران در دانشگاه ها و مؤسسات عالي مي داند.

    دكتر برجعلي مي گويد: در جامعه ما 65 الي 75 درصد قبولي دانشگاه ها از آن دختران است و اين درصد قبولي باعث مي شود كه آنها به سختي راضي به ازدواج با مردي بشوند كه تحصيلات دانشگاهي ندارد. دختران پس از اتمام دروس دانشگاهي به دنبال شغل هستند و كمتر به ازدواج مي انديشند.

    دكتر كيهان نيا مي گويد: اعتقاد بر اين است كه دختر و پسر زماني مي توانند ازدواج كنند كه از نظر فرهنگي و فيزيكي و اجتماعي و اقتصادي به بلوغ رسيده باشند.

    مسئوليت پذير باشيد

    دكتر كيهان نيا توصيه مي كند: جوانان با ازدواج به موقع و مناسب خود، در مقابل خانواده خويش احساس مسئوليت مي كنند و به كار دل مي بندند و پا از جاده عفاف بيرون نمي گذارند و چون جوانند، فرزندان برومند و سالمي خواهند داشت. وي مي افزايد: فردي كه به تجرد عادت كرد، به درآمد كم و محدوديت ها قانع است ولي دلشوره اش براي ازدواج بيشتر مي شود. در اين زمان تجربيات فرد بيشتر از گذشته مي شود و ناخودآگاه انتخاب برايش مشكل خواهد شد و در نهايت ممكن است تجرد به ناتواني جنسي منجر شود.

    دكتر برجعلي نيز درباره مشكلاتي كه ممكن است فرد در تأخير ازدواج به آن دچار شود، مي گويد: در اين هنگام وقتي فرد خود را در عرصه زندگي يكه و تنها مي بيند دچار افسردگي، اضطراب، بيماري هاي روان تني، ياس، نااميدي و دلمردگي و در نهايت افت نقطه اميد به زندگي مي شود.



    مراقب انتخابتان باشيد

    دكتر كيهان نيا ازدواج در دو دوره سني را توأم با مشكلات بر مي شمرد و مي گويد: دسته اول ازدواج هايي است كه در سنين 20 تا 22 سالگي صورت مي گيرد كه به اين دسته از ازدواج ها، ازدواج هاي احساسي گفته مي شود كه اگر به درستي مراقبت نشود، برخي از آنها با ناكامي همراه خواهد بود. دسته دوم ازدواج هايي است كه با تفاوت سني زياد صورت مي گيرد كه اين وصلت ها به دليل هيجانات خاص هر سني معمولاً به صورت دلمردگي در خواهند آمد و يا به متاركه ختم مي شوند.



    ازدواج هاي آسان را بپذيريد

    دكتر برجعلي براي رفع معضل تاخير در ازدواج مي گويد، جوانان براي اين كه دچار پيردختري و يا پيرپسري نشوند، بايد سطح توقعاتشان را پايين آورند و به سوي ازدواج هاي آسان روي بياورند و اين باور بايد در آنها ايجاد شود كه زوجين نبايد به دنبال زندگي كاملاً مستقل باشند، بلكه بايد با يك استقلال نسبي و توقعات متوسط وارد زندگي شوند و از خانواده هايشان استعانت مالي بخواهند تا خانواده ها آنها را ياري كنند.
     
    MAHDI_ Ä B Č و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  2. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,781
    69,854
    معیارهای ازدواج
    قبل از انتخاب همسر اين مسائل را در نظر بگيريد...



    در قسمت قبل به تعدادي از معيارهاي ازدواج يعني تناسب سني ، بنيه ي اقتصادي ، اصالت خانوادگي و مذهب پرداختيم . اينك در ادامه ديگر معيارهاي ازدواج را عنوان مي كنيم.

    اصل كفويت

    آنچه كه در اسلام با عنوان "كفو بودن" بدان اشاره شده در واقع شباهت و همشأن بودن زن و مرد در جنبه هاي متفاوت شخصيتي، رواني، فرهنگي، علمي، سن و ... است. به عنوان مثال تحصيلات مشابه مسبب همگوني است. زيرا تحصيلات نزديك به هم، گاه نتيجه تشابه درجه هوش افراد است. از طرفي تفاوت در سطح تحصيلات، تفاوت هاي عمده اي در جهان بيني و نگرش افراد ايجاد مي كند. آيا فردي كه تحصيلات دانشگاهي مثلاً در مقطع ليسانس را تجربه كرده و افكار و عقايدش به طرز خاصي كه منطبق با محيط و فضاي خاص تحقيقاتي دانشگاهي است شكل گرفته و آموخته است افكار انتزاعي خود را در برخوردها فعال نگهدارد و براي هر چيز دليلي بطلبد، با فردي كه داراي بهره هوشي طبيعي و داراي تحصيلات مثلاً در مقطع ابتدايي است يكسان خواهد بود؟ آيا رفتارها، نحوه سخن گفتن، نشست و برخاست، معاشرت هاي اجتماعي، توانائي هاي متفاوت و مهارت هاي لازم براي يك زندگي مشترك موفق، تحت تأثير مستقيم آموزش هاي ناشي از ميزان تحصيلات نيست؟ تفاوت سني، همان طور كه اشاره شد از عوامل مهم اشتراك در زندگي است. اگر اختلاف سن خيلي زياد باشد و جواني با فردي ميانسال ازدواج كند، اختلاف سن، از آن جهت كه مسبب اختلاط در جهان بيني و نحوه نگرش به زندگي، خويشتن و ديگران است، توقعات و انتظارات را به شيوه اي ديگر شكل مي بخشد. پس كفو بودن در سن ، و تفاوت 3 تا 4 ساله ( يعني مرد بزرگتر باشد) ، يكي از عوامل مؤثر رسيدن به زندگي متعادل و منطقي خواهد بود.

    طرز فكر يكسان

    در بين دو طرف ، يكي از عوامل مؤثر رسيدن به زندگي متعادل و منطقي ، طرز فكر يكسان است. طرز فكر و انديشه افراد از نوع فرهنگ، سطح تحصيلات و سن افراد تأثير مي پذيرد. مشابه بودن در نوع تفكر، و به عبارتي كفو فكري، همسطح بودن و يكساني در نوع جهان بيني و فهم و ادراك زن و مرد نسبت به مسائل مختلف فردي، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي است و كمك مي كند تا شيوه تفكر افراد كه مسلماً در مراحل مختلف زماني به صورت هاي گوناگوني مي انديشند، همگام و همسو تحول يابد. افكار يكسان و به يك جهت نگريستن كمك مي كند تا طرفين بتوانند از دريچه چشم ديگري به دنيا بنگرند و مسائل گوناگون را تحليل كنند.طبيعتاً ديدگاه مشترك و نسل مشترك، به همراه فرهنگ مشترك پايه هاي استواري براي كوچكترين و مستحكمترين نهاد اجتماعي بشر (خانواده) خواهد بود.

    عوامل فرهنگي

    بسيار مهم است تا در انتخاب همسر پايگاه اجتماعي او را در نظر داشته باشيم تا از جنبه موقعيت خانوادگي و تأثيرپذيري از مسائل فرهنگي، خصوصاً فرهنگ مشترك، يكسان باشيم. زيرا عوامل فرهنگي داراي ابعاد متفاوتي است كه ريشه در افكار انسان داشته و با رسوخ در تمام جوانب حيات، به زندگي جهت مي بخشد. نحوه معاشرت، برخوردها، تربيت فرزندان، ديدگاه نسبت به پسر يا دختر و... متأثر از فرهنگ حاكم بر زيستگاه و ذهنيات ماست. تشابه يا تضاد فرهنگي در معاشرت ها و رفت و آمدهاي خانوادگي طرفين دخيل بوده و مستقيماً در زندگي زوج جوان مؤثر خواهد بود. چرا كه زوج جوان ، خود از فرهنگ مسلط بر حيطه جغرافيايي كه در آن رشد يافته اند تأثير پذيرفته اند و كنار گذاشتن فرهنگ يعني ناديده گرفتن سيستم ارزشي، افكار، عقايد و به هم ريختن تمام ملاكهاي اخلاقي و اجتماعي، بي هويت شدن و درهم ريختگي ارزش ها و سردرگمي فرد. پس نمي توان به دليل علاقه به يك فرد بخصوص، تأثير فرهنگ و آنچه بايد باشد و آنچه هست را در زندگي ناديده گرفت.

    حتي اگر فرض كنيم كه زوج جوان بتوانند در سايه علاقه و خصوصيات مشترك اخلاقي، تحصيلي و ... راه مسالمت آميزي جهت پيوند فرهنگ هاي متضادشان بيابند، تكليف خانواده ها چه خواهد شد؟ ازدواج نه تنها پيوند دو فرد بلكه اتصال دو خانواده به همديگر است. چرا كه اختلاف در عقايد و سيستم ارزشي آنها تأثير مستقيمي بر شرايط زندگي و تعادل و سلامت خانواده تازه تشكيل يافته خواهد داشت. مي دانيم كه عوامل فرهنگي ريشه در ناخودآگاه ذهن انسان دارند. هر چقدر عقلاني فكر كنيم و تصميم بگيريم، لحظاتي از زندگي پيش مي آيد كه عقل ، تسليم ناخودآگاه شده و تنها ظاهري استدلالي و منطقي بر پيكر رفتاري مي نشاند كه ريشه در عوامل فرهنگي رسوخ يافته در ناخودآگاه ما دارد. پس جوانان را دعوت مي كنيم تا بخش ناخودآگاه ذهن خود را بشكافند و از واقعيت وجودي خويش اطلاع يابند. تجارب زندگي ما ريشه در فرهنگ و اعتقادات فرهنگي ما دارد. تجاربي كه خواه ناخواه در آينده رفتاري ما آگاهانه يا ناخودآگاه مؤثر خواهد بود. عوامل فرهنگي و تشابه در بين خانواده ها و افراد به علت تشابه در تجارب و ديدگاه ها ، مهم تلقي مي شوند. اگر انتخاب همسر بر مبناي توجه به معيارهاي خانوادگي، اجتماعي و فرهنگي صورت گيرد، با درصد موفقيت قابل توجهي مواجه خواهد شد. ازدواج تركيب دو انسان و دو خانواده است. اگر تناسب بين افراد و خانواده ها كم باشد زندگي تازه تشكيل يافته، سست و تلخ و ناپايدار خواهد بود.



    نكته اي ديگر

    هر كس پيش از ازدواج مي بايست تكليف خود را با مسئله شاغل يا خانه دار بودن همسر روشن كند. برخي قبل از ازدواج ، شاغل بودن همسر را به صورت ملاكي آنچنان برجسته در ذهن خود حك مي كنند كه بسياري از موارد ديگر را به پاي آن قرباني مي كنند. در حالي كه اولاً اگر زني را به خاطر درآمد اقتصادي و استقلال مالي انتخاب كنند هدف از ازدواج بهره كشي خواهد بود ، كه يكي از اهداف انحرافي ازدواج است. در اين صورت، بيشتر به آن زن به صورت يك كالاي اقتصادي و سودآور نگاه شده تا يك همسر، يك شريك، يك همراه ...

    دوم طبق قوانين حقوقي، شرعي و عرفي ما، تأمين معاش به عهده مرد است و نفقه زن چه شاغل باشد (در آمدي داشته باشد) و چه نباشد، به عهده شوهر است و هيچ وظيفه قانوني، براي زن در مورد تأمين مخارج خانواده در نظر گرفته نشده است. تنها مسئوليتي اخلاقي است كه سبب مي شود زنان شاغل همدل و همراه شوهر، پا به پاي مرد خانه كار كنند و هر دو هر چه دارند با خلوص تمام به نفع اعضاي خانواده خرج كنند. در اين بين هستند زناني كه درآمد اقتصاديشان را به صورت سرمايه و براي خود پس انداز مي كنند و در مواردي كه هدف از انتخاب، ملاك اقتصادي بوده باشد طبيعي است كه انتظار مرد از ازدواج برآورده نشده، درگيري و اختلاف بين زوج پيش خواهد آمد. پس چه بهتر كه طرفين از ابتدا به ديدي كاملاً واقع بينانه به مسئله اشتغال زن بنگرند و اگر در كنار مسئوليت خارج از منزل، وظايف خانه داري كم رنگ شد جايي براي گله و شكايت باقي نماند. خصوصاً مسئله حقوق و درآمد زن مورد بررسي قرار گيرد و زناني كه قصد دارند درآمد خود را نه در راستاي امور مالي منزل بلكه براي خود ، هزينه و يا پس انداز كنند از ابتدا تصميم خود را مبني بر عدم مشاركت در امور اقتصادي خانواده بيان كنند تا مرداني كه يكي از پايه هاي انتخاب خود را درآمد همسر قرار داده اند، در انتخاب خود تجديد نظر به عمل آورند.

    والدين و حق انتخاب

    اشاره كرديم ازدواج شخصي ترين موضوع در زندگي است. خوب است والدين نيز حق انتخاب را به جوانان بدهند. حقي كه با نظارت بزرگسالان معني پيدا مي كند. جوانان نيز بد نيست بدانند تجربيات بزرگترها در امر ازدواج بسيار بيش از آنچه تصور مي كنند مي تواند راهگشا و راهنماي آنان باشد. تعديل و تعادل ، رمز موفقيت هر كار است. همانطور كه ازدواجهاي اجباري كه با زور و اعمال فشار والدين بر دختر يا پسر تحميل مي شود پيوند موفقي نيست، خودسري، يكجانبه تصميم گرفتن جوانان و مقابله با تجربيات مفيد و سودمند بزرگترها نيز براي اثبات خود، راه به جايي نخواهد برد. تا فرصت هست از تجربيات و توانايي هاي والدين استفاده كنيد تا بعدها افسوس فرصت هايي كه براي سود جستن از نظريات آنها را داشتيد و استفاده نكرديد بر شما مستولي نشود. اگر عقايد بزرگترهاي خود را نمي پذيريد خودتان دست به كار شده و تحقيق كنيد. بياييد خانواده هاي موفق و ناموفق را شناسايي كنيد. از آنها كه موفق بوده اند معيارها و شيوه ازدواج را جويا شويد و از خانواده هاي مُطـّلقه به عنوان زوجهاي شكست خورده علت جدايي را جويا شويد. دسته سومي هم وجود دارد. مي توان از مطلقه هاي عاطفي نيز (البته بدون وسواس) تحقيق كرد. زيرا خانواده هاي نابسامان و آشفته اي هم هستند كه به دلايل مختلف مجبورند تا آخر عمر با ناراحتي با هم زندگي كنند. بد نيست جوانان ببينند اين گروه چه معياري براي ازدواج داشته اند كه فعلاً مجبور به تحمل همديگر هستند. سپس مي توانند از تجربيات كساني كه موفقيت يا شكست آنها را به چشم ديده اند استفاده كرده و در جهت سعادت خود بهره جويند، كه از قديم الايام گفته اند: « انسان عاقل همه چيز را خود تجربه نمي كند، بلكه از تجربيات ديگران نيز استفاده مي كند».



    سخن پاياني

    همسر مقاوم و هدفداري كه توانايي تطابق با شرايط جديد خود را داشته باشد يكي از موهبت هاي بزرگ الهي است. به هر حال براي انتخاب همسر مي بايست بسياري از نكات و معيارها را مد نظر داشت و رعايت كرد و با اطلاع كامل و كافي از وضعيت خانواده ها، و اخلاق و رفتار فرد مورد نظر دست به انتخاب زد. بلوغ فكري همسر، صداقت همراه با احترام، خصوصيات اخلاقي متناسب، تلاش جهت حل مشكلات همديگر در سايه همفكري ، تناسب و تفاهم از نكات غير قابل انكار در معيارهاي اساسي انتخاب همسر شمرده مي شود.

    خانواده مي تواند در انتخاب صحيح ياريگر شما باشد اما نهايتاً اين شما هستيد كه به عنوان عامل اصلي مي بايست شناخت درستي از خصوصيات ، توانايي ها، خواست ها و انتظارات خود از زندگي داشته باشيد تا بتوانيد بر مبناي آن معيارها و خودشناسي كه در سايه خلوت با خويش و جستجوي لايه هاي ذهني خود كه مسلماً در صداقت كامل به دست آمده مناسبترين فرد را براي شركت در تمام زندگي خود برگزينيد. چنانكه گفته اند : « با فردي ازدواج كن كه اگر هم جنس تو بود بهترين دوستت بود.»

    ازدواج رويدادي است كه انسانها را با اعتقادات، اولويت ها، مذهب، پول و عادات خانواده ها (كه بعضاً بسيار متفاوت است) رو به رو مي سازد. پس خوب است اگر اين انتخاب بر مبناي معيارهاي منطقي و عقلاني باشد . پس از انتخاب عقلاني، عواطف نيز شكل مي گيرند. اما بر عكس. اگر دوست داشتن از روي احساس باشد و تنها ملاك ، علاقه بدون پايه عقلي و منطق باشد ، به احتمال زياد با شكست مواجه خواهد شد. در تمام فرهنگ ها ازدواج امري عادي است و عشق آسانترين قسمت ازدواج تلقي مي شود. اما به ياد داشته باشيم كه زندگي قرار نيست آسان باشد . در سايه درك و تفاهم متقابل است كه مي توان بسياري از معيارهاي پيش از ازدواج را پس از پيوند به تحقق رساند . به عبارت بسيار ساده عشق مي تواند مكمل ازدواج باشد اما اگر تنها عامل پيوند، علاقه، محبت و شايد عادت ديداري طرفين باشد و آنها با علاقه شديد در اوج هيجان ، اقدام به تصميم گيري كرده و دست به انتخاب بزنند مشكل بتوان ادعا كرد انتخاب درستي انجام شده باشد.
     
    MAHDI_ Ä B Č و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  3. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,781
    69,854
    با چه افرادی ترجیحاً ازدواج نكنیم؟
    جفری اچ لارسن (Jeffry H Larson) كارشناس مسایل خانواده می نویسد: طی پنج سال گذشته به بررسی و مرور نتایج ۶۰ سال تحقیق درباره عواملی پرداخته ام كه به تشكیل یك زندگی مشترك رضایت بخش و استوار می انجامد. این بازخوانی نشان می دهد كه ویژگی های شخصیتی خاصی وجود دارند كه می توان آن ها را قبل از ازدواج شناسایی كرد و از طریق آن ناموفق بودن یك ازدواج را پیش بینی نمود.
    حالا باید ببینیم این خصوصیات چه هستند و چه افرادی در فهرست «كسانی كه نباید با آن ها ازدواج كرد» قرار می گیرند.
    تحقیقات نشان داده است كه اگر شخصی بیش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشی (كسی كه بدون فكر كردن عمل می كند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن این كه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود.
    در فهرست زیر به چند موقعیت و چند نوع از افرادی كه دارای ویژگی های نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترین توصیه در چنین شرایطی، ازدواج نكردن است!
    ▪ اگر یكی از شما به طور خستگی ناپذیری چنین سوالاتی را مطرح می كند: «مطمئنی كه دوستم داری؟» یا «واقعاً برایت اهمیت دارم؟» (تیپ تأیید خواه).
    ▪ اگر زمانی كه با هم هستید بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت می گذرد. (رابطه عشق-تنفر)
    ▪ اگر با وجود این كه زمان بسیاری را با هم می گذرانید، واقعاً یكدیگر را به عنوان یك فرد نمی شناسید یا با افكار یكدیگر ارتباط برقرار نمی كنید.
    ▪ اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما «درست شبیه» این والد نامطلوب شما است.
    ▪ اگر دلیل ازدواج شما، یافتن كسی است كه برایتان «مادری» یا «پدری» كند.
    ▪ اگر احساس می كنید كه تصمیم به ازدواج از طرف پدر یا مادر همسر آینده تان به شما تحمیل شده است.
    ▪ اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد: «شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود.»
    ▪ اگر فرد مورد نظرتان می خواهد كه همه دوستان قدیمی خود را ترك كنید و یك زندگی اجتماعی تازه برپا كنید. (تیپ مالكیت طلب).
    ▪ اگر او همه تصمیم های مهم در رابطه با شما را به تنهایی اتخاذ می كند و شما از این كار او بسیار ناخشنودید. (تیپ فرمانده)
    ▪ اگر او بارها «از كوره در می رود» و در كنترل خلق و خوی خود ناموفق است.
    ▪ اگر احساس می كنید برای ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته اید.
    ▪ اگر این فرد شما را از نظر روحی و عاطفی آزار می دهد.
    ▪ در نهایت سه توصیه برای شما دارم كه می توانند در جلوگیری از ازدواج با چنین ویژگی هایی مفید باشند:
    ۱) بیاموزید كه این ویژگی ها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپی درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید كه ازدواج مشكلات شخصیتی را حل نمی كند كه هیچ، در بسیاری از موارد آن ها را شدیدتر هم می كند.
    ۲) در سن پایین ازدواج نكنید.
    ۳) قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید.
     
    MAHDI_ Ä B Č و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  4. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,781
    69,854
    دخالت خوانواده ها در ازدواج
    بسياري از اختلافات بين همسرها ناشي از دخالت خانواده ها مي باشد. شايد بعضي ها بگويند اين موضوعات تكراري است و كليشه اي مي باشد و دوره اين حرفها گذشته است ولي هر چه هست وجود دارند و ما مي بينيم و منشا بسياري از مشكلات هستند بنظر من متاسفانه در فرهنگ ما روابط عاطفي بين افراد در حد افراطي كه قرار مي گيرد. رفت و آمدها و معاشرتها از حد اعتدال خارج مي شود و توقعات بالا مي رود و از طرفي وقتي ارتباطات زياد شد به تبع آن نظردادن ها هم زياد شده و كم كم جنبه دخالت پيدا مي كند و متاسفانه در بسياري از موارد وقتي نظري داده مي شود شخص متوقع است كه حتما" نظرش اعمال شود و اگر مورد بي توجهي قرار گرفت اين امر را بي احترامي تلقي كرده و كم كم دلخوريها آغاز مي شوند . در بسياري از موارد ديده شده روابط زياد از حد منجر به قطع ارتباط گرديده است. لذا براي آن كه به آن مرحله نرسيد بهتر است هميشه در روابط خود حد اعتدال و مرزها را رعايت كنيد تا هرگز دچار مشكل نشويد. و اين حد و مرزها براي افراد مختلف نيز متفاوت است و درك اين تفاوتها هم بستگي به شرايط هر خانواده اي متفاوت مي باشد. ولي چند نكته كلي وجود دارد كه بايد همه به آنها توجه نمايند: 1- مهمترين نكته اين است كه بايد در فرهنگ ما جا بيفتد كه تا از ما نظري را نخواسته اند هرگز نظر ندهيم . هرگز به كسي كه از ما مشورت نخواسته راهنمايي نكنيم. كه اگر غير از اين باشد ارزش همفكري ما كم مي شود و جنبه دخالت پيدا مي كند. 2- ديگر اين كه اگر از ما نظري خواستند و ما نظر داديم هرگز انتظار نداشته باشيم كه حتما نظر ما اعمال شود. و قبول كنيم ممكن است نظر ما رد شود و اين دليل بي احترامي نمي باشد. 3- يكي از مهمترين مسايل اين است كه يك زوج وقتي ازدواج مي كنند بايد به استقلال اقتصادي رسيده باشند زيرا ديده شده وقتي جوانها از حمايت مالي خانواده ها برخوردار هستند متاسفانه خانواده حامي به دليل برطرف كردن نياز مالي فرزند خود به خود اجازه مي دهد كه در امور مختلف دخالت نمايد. و حتي در مواردي كه به اين امر اعتراض مي شود خانواده حامي ادعا مي كند كه اگر از اين حق برخوردار نباشد حمايت مالي را قطع مي كند. در صورتي كه خانواده فداكار خانواده اي است كه بدون هيچ چشم داشتي از فرزند خود حمايت نمايد. از طرفي اگر جوانها مي خواهند مستقل باشند بايد از نظر اقتصادي هم استقلال لازم را پيدا كنند. 4- نكته ديگر اين است كه هنگام ازدواج بايد زوج به بلوغ فكري و سني هم رسيده باشند. زيرا در مواردي كه مثلا سن ازدواج كم است خانواده ها به بهانه اين كه فرزندانشان هنوز بچه هستند و تجربه ندارند به خود حق دخالت را مي دهند. لذا بلوغ فكري و شخصيتي مي تواند مانع از دخالت شود. 5- از طرفي همه افرادي كه دخالت مي كنند كار خودشان را توجيه نموده و ادعاي دلسوزي و مهرباني و ارايه تجربيات به جوانها را دارند و هرگز كار خودشان را دخالت نمي دانند . به اين افراد بايد گفت تا از شما نخواسته اند دلسوزي نكنيد و بدانيد همه افراد داراي قوه تشخيص و ادراك هستند و هركس به نوعي زندگي خود را مي چرخاند. و به فرزندان خود اعتماد داشته باشيد و بدانيد آنها بزرگ شده اند و ديگر بچه نيستند. 6- بسياري از والدين انتظار دارند فرزندشان پس از ازدواج همچون گذشته رفتار نمايد. بنظر من اين يك خواسته نامعقول است زيرا همين والدين نيز روزي ازدواج كرده اند و والدين خودشان را به قصد زندگي زناشويي مستقل ترك نموده اند و اين يك چرخه طبيعي است كه از ابتدا بوده و هميشه هم جريان دارد والدين فرزنداني را با زحمت به ميل خود بزرگ مي كنند و فرزندان نيز در زمان موعود خود به دنبال سرنوشت رفته و مستقل مي شوند. لذا بزرگترها هرگز نبايد توقع داشته باشند فرزندي كه ازدواج كرد مثل گذشته باشد زيرا وقتي فرد متاهل شد ديگر دو نفر هستند كه بايد تصميم گيري كنند. البته توقع احترام داشتن به جا است ولي توقع دخالت در امور زندگي فرزندان كاري است نادرست. 7- از طرفي جوانها هم بايد بدانند وقتي ازدواج مي كنند ازدواج يك تحول است كه بايد با تغيير همراه باشد و اين تغيير در همه رفتار و كردار فرد بايد نمايان شود. بايد درك كرد پس از ازدواج دو نفر با دو سليقه و عقيده متفاوت هستند كه بايد با يكديگر تفاهم برقرار كنند و در مورد تمام موارد از جمله ارتباطات خود تصميم بگيرند. ديده شده در بسياري از موارد زن يا مرد پس از ازدواج هم خواسته مثل گذشته روابط خانوادگي اش را داشته باشد و در تمام مسايل نظر خانواده اش برايش مهم بوده در صورتي كه بايد پس از ازدواج نظر همسر مهمتر از نظر ديگران باشد حتي اگر مشورت هم مي كنيد از يكديگر اجازه بگيريد و در نهايت با همسر خود تصميم گيري كنيد. و در نظر بگيريد كه همسرتان تا چه حد به داشتن ارتباط شما رضايت مي دهد و اين در مورد زن يا مرد فرقي نمي كند. اين ارتباطات را تعديل كنيد. باز هم مي گويم احترام گذاشتن با دخالت دادن فرق مي كند. و بايد بدانيد وقتي ازدواج مي كنيد جايگاه شما در خانه پدري تان فرق مي كند و ديگر مثل گذشته نيستيد. اين را با يك مثال ساده مي گويم . شما فرض كنيد در زمان مجردي در خانه اصطلاحا" پدريتان نياز كوچكي مثل خريد كفش داشتيد مسلما" به راحتي نياز خود را با والدينتان مطرح مي كرديد و مي خواستيد كه نياز شما را برطرف كنند . ولي وقتي ازدواج مي كنيد ديگر به هزار و يك دليل رويتان نمي شود يك چنين درخواستي را از والدين خود داشته باشيد و هميشه سعي مي كنيد خودتان نيازهاي خود را برطرف كنيد . پس مي بينيد كه پس از ازدواج يك چنين مثال ساده اي نشان دهنده يك تغيير در جايگاه فرد است لذا بايد قبول كرد كه پس از ازدواج روابط افراد حتي با والدينشان تحت تاثير و تغيير قرار مي گيرد و فقط بايد كوشيد بهترين تغيير را ايجاد كرد و اگر كسي بخواهد مثل گذشته اش رفتار كند دير يا زود با مشكل روبرو خواهد شد. ديده شده در مواردي افراد بخاطر تعصبات خانوادگي از يكديگر جدا شده اند و به خانه پدري برگشته اند ولي همه اذعان داشته اند پس از طلاق هرگز در خانه پدريشان احساس گذشته را نداشته اند و راحت نبوده اند و احساس سربار بودن را داشته اند . اينها نشان مي دهد كه پس از ازدواج خواه نا خواه روابط والدين با فرزندان تغيير مي كند .پس سعي كنيد در اين راه دچار اشتباه نشويد! 8- به نظر شخصي من براي اين كه از دخالتها جلوگيري شود بهتر است رفت و آمدها و معاشرتهاي خود را تعديل نمود و حتي در مواردي توصيه مي شود كه خيلي رسمي بايد برخورد كرد . بطوري كه خيلي رسمي و با ادب و احترام كامل معاشرت نمود تا رو در بايستي ها و حرمتها حفظ شود و ديگران به خود حق دخالت ندهند . زيرا همانطور كه گفتم متاسفانه وقتي در روابطمان افراط كنيم ديگران صميميت را دليل بر حق دخالت مي دانند ثابت شده در معاشرتهاي زياد دخالتها هم بيشتر بوده است. صله رحم و ارتباط با ا قوام و خانواده اگر در چارچوب صحيح و در مرز خود باشد قابل احترام است اگر قرار باشد منجر به دخالت و در نهايت اختلاف شود جايز نيست. 9- زن و مرد بايد هميشه و در همه حال تكيه گاه يكديگر باشند . حتي در غياب هم بايد از يكديگر دفاع كنند. به اين منظور كه اگر فردي به همسرتان بي احترامي كرد بايد در دفاع از او بكوشيد و بگوييد اگر براي من ارزش قايل هستيد بايد براي همسر من نيز ارزش قايل باشيد و اگر صحبتي هست بايد در كمال احترام در حضور خودش عنوان شود تا مشكل برطرف گردد. خانمي ادعا مي كرد وقتي همسرش به تنهايي نزد خانواده اش مي رود در غياب او خانواده همسرش از نقطه ضعفهاي او به شوهرش تعريفها مي كنند. و مرد ادعا مي كرد آنها هر حرفي مي زنند براي خودشان مي گويند و من اصلا تحت تاثير خانواده ام قرار نمي گيرم و به حرفهايشان توجه نمي كنم. در پاسخ اين آقا گفتم بدانيد هميشه وقتي شنونده خوبي وجود داشته باشد گوينده خوبي هم وجود خواهد داشت . اگر شما شنوده حرفهاي آنها نباشيد پس آنها هم حرفي براي گفتن به شما نخواهند داشت. اگر فقط يك بار كه خانواده تان خواست پشت سر همسرتان حرفي بزند و شما مي گفتيد كه من اجازه نمي دهم در غياب همسرم در موردش حرفي بزنيد و اگر چنين بكنيد باعث مي شود حرمت و احترام خودتان را از دست دهيد و اگر حرفي داريد در كمال ادب و احترام به خودش بگوييد و بدانيد من از او حمايت مي كنم چون همسرش هستم و بايد چنين بكنم لذا ايمان داشته باشيد ديگر هرگز پشت سر همسرتان كسي حرفي نخواهد زد زيرا احترام به همسر احترام به شما قلمداد شده است و از طرفي همسرتان هم يقين پيدا مي كند كه كسي هست كه هميشه از او حمايت كند. و اگر حمايت شما نباشد همسرتان خودش براي دفاع از خود اقدام مي كند كه ممكن است اين رفتار نتايج بدتري داشته باشد. اگر شما ادعا مي كنيد به حرف آنها توجه نمي كنيد پس لزومي هم ندارد شنونده حرفهايشان باشيد زيرا كساني كه به بد گويي در پشت سر افراد ديگر مي پردازند مسلما نياتي دارند كه ممكن است در ابتدا شما تحت تاثير قرار نگيريد ولي در آينده اين تكرارها باعث اختلاف در زندگيتان مي شود. و اگر در ابتدا با تحكم و جذبه برخورد شود از برخوردهاي ديگر جلوگيري مي شود. 10- در بسياري از موارد تعصبات شديد خانوادگي باعث اختلاف شده است و اين كه يكي از همسرها خواسته به نوعي دفاع از خانواده اش بكند كه منجر به لج و لجبازي شده است. در صورتي كه اگر افراد واقع بين باشند و نقطه ضعفهاي يكديگر و خانواده هاي يكديگر را قبول كنند و تعصب به خرج ندهند مشكلي هم ايجاد نمي شود. خانمي مدام مي گفت پدرم چنين گفت و چنان كرد و معتقد بود كه كار پدرش درست است . و همين امر باعث ايجاد حساسيت در همسرش شده بود كه حتي كارهاي درست پدر را بد مي پنداشت. توصيه مي شود هرگز نظر خانواده خود را مستقيم در زندگي مشترك دخالت ندهيد و اگر موردي است كه فكر مي كنيد درست است باز هم با همسر خود مشورت كنيد وتصميم نهايي را با هم بگيريد. و هرگز تعصب به خرج ندهيد كه چون خانواده ام چنين است من بايد فلان كار را انجام دهم يا ندهم. اگر چنين اشتباهي را مرتكب شديد يقين داشته باشيد فقط باعث ايجاد دلخوري بين همسرتان و خانواده تان خواهيد شد. 11- هرگز از همسر خود توقع نداشته باشيد كه مثل شما به خانواده تان بنگرد. و توقعات خانواده ها از عروس يا داماد نبايد زياد باشد زيرا اگر كسي به خانواده همسرش احترام بگذارد اين يك وظيفه نيست بلكه يك لطفي است كه به خاطر وجود همسرش روا داشته است. البته اين لطف مي تواند جنبه انساني داشته باشد. ولي وظيفه محسوب نمي شود. فرزندان در قبال والدين خود وظايفي دارند ولي همسرانشان در قبال والدين آنها هيچ وظيفه اي را ندارند . 12- درنزاع های خانوادگی جوانها برای جلب حمایت خانواده واز روی مظلوم نمایی خانواده ها را دخالت ندهند زیرا باعث افزایش تشنج می شود همانطور که قبلا" گفتم در مشاجرات خود فقط باید به افراد بی طرف مراجعه نمایند زیرا متاسفانه خانواده ها برای حمایت فرزندان خود ممکن است حقایق را نادیده بگیرند ۱۳- در نهايت تاكيد مي كنم هميشه يك زوج موفق در همه امور نظر يكديگر را جويا شده و براي هم احترام قايل مي شوند حتي در مواردي كه اختلاف سليقه است نيز به اختلافات يكديگر هم احترام مي گذارند و هرگز به ديگران حتي والدين خود اجازه دخالت نمي دهند . و در مواردي هم كه اختلافي ايجاد مي شود بهتر است به خانواده ها مراجعه نشود زيرا جانبداري هاي بي مورد باعث تشديد اختلاف مي گردد. در چنين مواردي به مشاورين با تجربه كه بي طرف هم هستند مراجعه شود تا در محيطي آرام اختلافات حل شوند. موارد بسيار ديگري را مي توان برشمرد كه شايد از حوصله اين بحث خارج باشد .
     
    MAHDI_ Ä B Č و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  5. goorg nema

    goorg nema گرگ نما

    82
    1,802
    5,318
    /
     
    shakila_nanaz از این پست تشکر کرده است.
  6. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,781
    69,854
    چیشدی؟؟هنگ کردی:35:
     
  7. goorg nema

    goorg nema گرگ نما

    82
    1,802
    5,318
    اهوم
     
    shakila_nanaz از این پست تشکر کرده است.
  8. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,781
    69,854
    :279:
     
  9. goorg nema

    goorg nema گرگ نما

    82
    1,802
    5,318
    :52:
     
    shakila_nanaz از این پست تشکر کرده است.
  10. shakila_nanaz

    shakila_nanaz ✓※ زنــدِگــے مـَــלּ ســآےز تــــو نــےـس ※✓

    2,027
    31,781
    69,854
    :16: