1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اینجا ایران است، تالک شو میخواهید یا شومن؟(مطلب تخصصي در حوزه رسانه)

شروع موضوع توسط MHK1372 ‏Mar 24, 2013 در انجمن جام جم

  1. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    نویسنده : احمد امانی

    طی چند سال گذشته شبکه های فراوانی به تلویزیون ایران هم افزوده شده است و چون قدیم تنها شبکه یک و دو نداریم، اگر همشهری چهار رنگ تحولی مهم در نشریات کشور بعد از سال ها به حساب می آمد با آمدن شبکه سه هم تحول عظیمی در رسانه ملی کلید خورد. بدین تریب شبکه سه، هم شبکه ای پرانرژی و شاداب بود هم دارای رویکردی نو و امروزی تر... موفقیت همین شبکه در جذب بالای مخاطبان باعث شد تا مدیران کشور به فکر راه اندازی شبکه های بیشتری بیفتند و هر یکی دو سال، یکبار شبکه ای به جمع شبکه های سیما افزوده شود. شبکه هایی که هر کدام تخصصی تر هم شدند. شبکه چهار شبکه ای علمی-هنری، شبکه خبر که از اسم اش پیداست مختص خبرهای داغ روز و شبکه قرآن و این اواخر شبکه های خارجی زبانی چون العالم عربی که رقیبی برای الجزیره محسوب می شود. آری رقیب...

    رقیبان ایران در تمامی سطوح قدرت خویش اقدام به ایجاد شبکه های ماهواره ای بسیار متفاوتی –البته با درجه پائینی از استاندارد تصویری و محتوایی- کردند و همین امر ایران را دوچندان متقاعد کرده است تا تخصصی تر به امر رسانه بویژه تلویزیون بپردازد و نتیجه آن تولد شبکه های تخصصی بیشتر با کادری تخصصی و مجرب است. در این میان حرفه مجریگری بحث های بسیاری را در محافل تلویزیونی ایجاد کرده است.

    با افزایش شبکه های تلویزیونی در چند سال گذشته بسیاری تخصص مجریان در اجراء را بسیار حایز اهمیت می دانند اما نمی توان منکر وجه سرگرم کننده تلویزیون هم شد پس می توان ادعا کرد که تلویزیون ما به مجری متخصص در حوزه سرگرم کردن نیز نیازمند است یعنی همان شومن حقیقی... اما تلویزون در روزگار ما جایگاه تخصصی نیز برای خویش دست و پا کرده است و آن هم بررسی مسایل مهم کشوری و هنری در این رسانه است. این پارادوکس در سرگرم کردن و بررسی تخصصی مسایل اختلاف نظر بسیاری را در حوزه مجریگری شکل داده است. به همین دلیل نشریه هنرمند در گفتگو با مجریان مطرح کشور این مسئله را در این گزارش مورد بررسی قرار داده است.


    مردم ایران، سلام
    قبل از همه محمد رضا شهيدي فرد به تلفن پاسخ می دهد، کسی که در اين چند سال با «مردم ايران، سلام» به سفره ناشتايي ايرانيان رسوخ كرد که بدون شک موفق ترين برنامه صبحگاهي تلويزيون دراين سال ها بوده است. از وی درباره تخصصی شدن اجراء می پرسم که چنین جواب می دهد: "این دیگر امری کاملا واضح و مبرهن است و نمی توان منکر آن شد. قبلا تعداد شبکه ها بسیار محدود بود و به برنامه ها ریز و دقیق نگریسته نمی شد ینی برنامه ها بیشتر جمعی بودند به همین دلیل مجری متخصص چندان مورد نیاز نبود اما در حال حاضر شبکه ها در حال افزایش اند و به همین دلیلبرنامه ها ریزتر و دقیق تر به مسایل روز می پردازاند که بی شک مجری متخصص نیز می طلبد." شهیدی فرد در ادامه چنین می افزاید: "البته این بدان معنا نیست که حتما مجری به صورت آکادمیک و بسیار تخصصی علم مورد نظر را دنبال کرده باشد بلکه جدای از اطلاعات عمومی خود باید اطلاعات عمومی هم درباره موضوع مورد بحث خویش بداند در هر حال هرچه برنامه ها تخصص تر باشد بهتر است."
    شهیدی فرد در پاسخ به این سئوال که اشراف نداشتن به موضوع مورد بحث چه تاثیری روی مخاطب دارد می گوید: "قبل از هر چیز این چنین مجری باعث دامن زدن به بی اعتمادی مخاطب نسبت به رسانه می شود یعنی رسانه از حجیت خود خارج می شود و تبدیل به منبع اطلاعاتی سوخته می شود. ضایعه دیگر ایجاد سطحی نگری در بینندگان است این سطحی نگری که ما می توانیم راجع به هر موضوعی صحبت کنیم حق اظهارنظر داریم وقتی تلویزیون به جایگاه تخصص و متخصص اهمیت ندهد مردم هم به خود حق می دهند راجع به هر چیزی هرگنه که دل تنگشان می خواهد نظر بدهند." وی می افزاید: "دیگر عارضه این اشتباه لطمه زدن به زبان فارسی است. در دنیای امروز هر علمی دارای واژگان زبانی خاص خویش است وقتی مجری روی این اصطلاحات مسلط نباشد بجای اصطلاحی خاص چیزی بی ربط به کار می برد این یعنی ضربه زدن به زبان فارسی... برای مثال بسیاری از واژه "گفتمان" بجای "گفتگو" استفاده می کنند و فکر می کنند گفتمان یعنی گفتگو و اگر بگویند گفتمان با کلاس تر است در حالی که این دو زمین به هوا متفاوت اند، از دست آسیب زبانی بسیار داریم که جبران آن بسیار هزینه بر هم هست. در کل اگر مجری روی بحث تسلط نداشته باشد لطمات بسیاری را به جامعه و رسانه و زبان وارد می کند."
    وي در ادامه مي افزايد: "تلويزيون نبايد فقط به حال و پرکردن آنتن توجه کند بلکه بايد در نکاتي مانند رنگ، بار عاطفي کلمات، بار موضوعات، نيازهاي آينده مخاطب و شناخت آن توجه داشته باشد و اين نکات را در برنامه هاي خود لحاظ کند تا از تکرار جلوگيري کرده و مخاطبان خود را هميشه علاقه مند نگاه دارد. در برنامه هاي تلويزيوني زنده اي که در حال حاضر در ايران ساخته مي شود، تعريف مخاطب خيلي دقيق نيست و اين عدم شناخت صحيح مخاطب، موجب ساختن برنامه هايي مي شود که نياز او را به طور کامل برطرف نمي کند."
    شهيدي‌فرد درباره تغییر و تحولات سریع در دنیای امروز چنین می گوید: "تلويزيون بايد متناسب با موقعيت هاي نو به نوشونده، خود را تغيير بدهد؛ زيرا بودن در يک فضاي مکرر، ايجاد ملال مي کند و نه تنها موجب ارتقاي فرهنگي نمي شود چه بسا منجر به درماندگي فرهنگي نيز بشود. برنامه در قالب جديد، يک پيام جديد هم به شمار مي رود و اگر ادعا مي کنيم جامعه هر لحظه آماده جهش به سوي کمال است، تلويزيون هم بايد اين جهش را تجربه کند."
    وی در جواب این سئوال که جذب و حفظ مخاطب به چه عواملي بستگي دارد، می گوید:
    "ايجاد تفاوت در نوع كار و ارائه برنامه خيلي مهم است؛ چون همين مسأله است كه باعث جذب مخاطب مي شود. مثلاً ممكن است كسي در حال چك كردن شبكه ها باشد و روي هر كدام هم 3 ثانيه توقف كند. من 3 ثانيه وقت دارم او را نگه دارم. در غير اين صورت او را از دست مي دهم. پس كار بايد طوري باشد كه در اين سه ثانيه مخاطب حفظ شود."


    بیایید کمی زلف گره بزنیم
    محمد صالح علاء کسی که برنامه کاملا تخصصی "دو قدم مانده به صبح" را اجراء می کند در خصوص مجریان متخصص چنین می گوید: "قبل از هر چیز این خود مخاطبان هستند که درجه عقلایی بودن برنامه را تعیین می کنند یعنی نیاز بیننده دارای اهمیت بسیاری است اما بهداشتی امر همین است که مجریان متخصص در حوزه مورد بحث خویش باشند. به نظر من این امر که سئوال کننده ها متخصص نیستند بیشتر در مطبوعات ما حضور دارد نه در تلویزیون..."
    از صالح علاء مشخصا می پرسم که آیا برنامه شب شیشه ای را یک مجری قادر است بچرخاند؟ وی جواب می دهد: "به نظر من رشیدپور کاملا بر کار خویش مسلط است و توانست در شب شیشه ای گفتگوهای جذابی را به مخاطبان خویش تقدیم کند همه می دانیم که برنامه وی چقدر بیننده داشت که این نشان از موفقیت وی بود." او می افزاید: "از دیگر سو رشیدپور در برنامه خویش وارد جزئیات تخصصی رشته مورد نظر میهمان خود نمی شد و بیشتر در همان حوزه عمومی و مسایل روز کشور با میهمان خود گفتگو می کرد البته وی جزء معدود مجریانی است که دارای اطلاعات عمومی گسترده ای است و همین باعث می شد تا به حوزه های مورد نظر نیز رسوخ کند. ببینید در کار مجریگری فقط تخصص دارای اهمیت نیست بلکه از همه مهمتر همان لحظه و آنی است که مجری گفتگوی جذاب را رقم می زند و با بیننده زلف گره می زند. رشیدپور توانست چنین عمل کند."
    از صالح علاء در مورد ایجاد رشته اجراء و مجریگری در دانشکده صدا و سیما می پرسم که چنین پاسخگوست: "من خودم در کنار بزرگان هنر کشور سال ها همین بحث اجراء را تدریس کردم و ضمن اینکه با اغلب دانشجویانم برنامه های خویش را ساخته ام اما به نظر من در بحث اجراء ما دارای اصول واضح و آشکاری نیستیم که دقیقا همان را مو به مو با تدریس منتقل کنیم برای مثال بسیاری از اساتید قادر به اجراء موفق نیستند، پس نیازمند استعداد ویژه و ذاتی در مجریان هستیم.:
    او در ادامه می افزاید: "ببینید من به صدای خوب و چهره زیبا اعتقادی ندارم چون تعریف زیبایشناسی بسیار پیچیده است از زمان ارسطو تا به حال از زیباشناسی و هنر تعریف ارایه می شود اما به راستی کدام هنرمند واقعی بر اساس این تعاریف به اوج خلاقیت رسیدند؟! از دیگر سو خود رسانه بخصوص تلویزیون پدیده ای بسیار پیچیده است و در قالب تعریفی مشخص نمی گنجد برای همین من خودم شخصا همیشه علاقه داشتم مجری داشته باشم که صورت و بیان اش با تعاریف کلیشه ای خوانا نباشد مجری که با بیانی دلنشین و نفوذ به حوزه مصاحبه شونده بتواند گفتگویی گرم را رقم بزند. هیچکدام از مجریان مطرح دنیا هم صدایی تربیت شده نداشتند. در واقع کارفرما خود مردم اند و اگر گفتگو جذاب نباشد خود مردم کار و مجری را تصحیح خواهند کرد."
    سردبیر برنامه "دو قدم مانده به صبح" درباره شومن ها می پرسم که چنین پاسخگوست: "آنهایی که تلویزیون را اختراع کردند، آن را با کلمه سرگرم کردن تعریف کردند تلویزیون الزاما چون کتاب و رادیو کاملا علمی نیست و در گام اول هم تنها برای سرگرم کردن ساخته شد اما ب مرور برنامه های تخصصی نیز بدان افزوده شد چون نیاز مردم بود." او می افزاید: "مردم ایران هم به سرگرمی نیاز دارند و نمی توانیم این امر را منکر شویم پس نیازمند شومن هستیم و ایم مسئله هیچ تضادی با یک برنامه تخصصی ندارد کار ما در دو قدم مانده به صبح بسیار متفاوت با کار شومن است و هر دو هم نیاز مردم است."
    صالح علاء در پایان سخنان خویش می گوید: "البته شومنی که متناسب با قواره فرهنگی ما باشد یعنی بی شک شومن غربی و اجرایش به درد ایران نمی خورد چون ما دارای فرهنگی متفاوت هستیم مردم ایران با شاقول فرهنگی خویش شومن های خود را هم بی می گزینند."

    «اگر اذان جاوید موذن زاده اردبیلی، ربنای استاد محمدرضا شجریان و دعای سحر سیدجواد ذبیحی بخشی از خاطره جمعی ما ایرانیان و نماد اسلام ایرانی باشد، باید «الحمدلله علی ما هدینا» و نماز عید فطر با صدای مرتضایی فر را هم به این فهرست افزود» محمود مرتضایی فر را بیشتر با نام وزیر شعار می شناسند. وی در آستانه 73 سالگی با تریبون نماز جمعه وداع کرد تا به گفته خودش به نسل جوان میدان دهد. او مجری کامل بود که از بطن مذهبی ایران برخواسته بود شاید هویت صداهای چون موذن زاده اردبیلی و مرتضایی فر به ما و ذهنیت مذهبی ما ثابت کنند که اجراء و هویت صدا در دنیای امروز چقدر دارای اهمیت است.


    اقیانوسی با عمق یک بند انگش
    از هرمز شجاعی مهر هم قبل از هر چیز درباره تخصص مجریان می پرسم که چنین جواب می دهد: "من همیشه گفتم که مجری باید اقیانوسی باشد با عمق بند انگشت یعنی اطلاعات عمومی بسیار گسترده باید داشته باشد در کنار این مسئله اگر بر موضوع و رشته خاصی هم متمرکز شود و تنها در آن حوزه کار کند بسیار عالی است. این مسئله در درجه اول باعث می شود تا بعد از مدتی صدای وی هویتی مشخص پیدا کند یعنی صدایی اجتماعی است یا سیاسی یا خانوادگی این هویت در آینده به سرمایه مهمی برای مجری تبدیل می شود که تنها با کار کردن مستمر در یک حوزه در ذهن مردم شکل می گیرد."

    از سردبیر برنامه خانواده درباره شبکه های خصوصی تلویزیون می پرسم که اهمیت بیشتری به مخاطب خویش می دهند و او پاسخگوست: "بله بی شک در تلویزیون خصوصی چون هر بیننده یعنی از دست رفتن پول مخاطب از اهمیت بیشتری برخوردار است در صدا و سیمای کشورمان نیز این عارضه را با تخصصی کردن کامل شبکه ها از بین می رود وقتی شبکه ای کاملا تخصصی به ورزش بپردازد دیگر مجری که به این حوزه علاقه ندارد و تنها دنبال پول است و مخاطب برایش مهم نیست نمی تواند در این شبکه نفوذ کند چون چنین شبکه تخصصی نیازمند مدیران تخصصی در همان زمینه نیز هست و این از ورود آنها جلوگیری می کند."
    شجاعی مهر درباره ورود نسل جوان مجریان به تلویزیون چنین می گوید: "تعدادی از مجریان جوان سبک اجراء جدیدی دارند، نوآوری اصلا بد نیست و بسیار هم خوب است منتها این نوآوری باید با ذات فرهنگ ما همخوان باشد همچنین این همخوان بود زمانی جواب می دهد که علمی و درست کار کنند."
    وی در پایان از ایجاد رشته مجریگری در دانشکده صدا و سیما بسیار استقبال می کند و می گوید: "سئوال بسیار مناسبی است، ببینید مجری دیگر نیاز مبرهن جامعه ماست مجری که الگوی جوانان ما هستند و تربیت صحیح و علمی آنها دارای اهمیت بسیاری است پس من نیز کاملا موافقم که باید این مقوله هم به صورت آکادمیک تدریس شود."


    روی کاراکترها سرمایه گذاری می شود
    در ادامه این گزارش به سراغ اقبال واحدی می روم کسی که برنامه "مستقیم: آبادی" را در حال پخش دارد. او درباره تخصص مجریان می گوید: "من از روز اول کارم بر این اتقاد بودم که مجری باید تخصص داشته باشد. ذاتی بودن اجراء یک طرف قضیه است و نمی تواند جوابگو باشد حتی شومن هم باید در امر سرگرم کردن متخصص باشد، مجریگری مانند وزنه برداری است داشتن بنیه قوی و ژنتیکی یک بحث است و تربیت کردن این بدن زیر نظر مربیان توانا و باسواد برای مسابقات جهانی یک امر دیگر... هر دو مهم و لازم اند. مجری باید کارشنای-مجری باشد."
    وی در ادامه می افزاید: "در برخی برنامه ها مجری میهمانان بسیار متعددی با تخصص های متعدد دارد اما در این برنامه که اجتماعی است وی با همه آنان درباره موضوعات عمومی جامعه وارد بحث می شود در اینجا دیگر این خود بحث جامعه شناسی است که تخصص محسوب می شود و این بدان معنا نیست که مجری از هر دری سخن گفته است و درباره همه چیز و علمی اظهار نظر کرده است اما زمانی که من با یک دکتر روانشناس درباره فراموشی صحبت کردم باید در زمینه روانشناسی تخصص داشته باشم و حتی در بسیاری جاها سخنان دکتر را علمی رد کنم و بگویم بر اساس فلان مدرک یا صحبت فلان روانشناس معروف این قضیه اشتباه است ینی تنها تایید نکنم مجری باید بتواند از انتقال نکات اشتباه توسط میهمان به مخاطب با دقت نظر جلوگیری کند تا از آسیب جلوگیری کند شوخی نیست اطلاعاتی اشتباه به همه مردم در آن واحد منتقل شود."
    وی درباره ایجاد رشته دانشگاهی مجریگری چنین می گوید: " تمام رشته ها دانشگاهی شدند حتی گویندگی هم ولی اجراء متاسفانه هنوز دانشگاهی نشده است در مجریگری بسیاری از مسایل هنری چون بازیگری، فن بیان تاتر، ارتباط گرفتن، ممیک و... دخیل است که بدون کار علمی و مربی قدرتمند کردن آنها یکجا بسیار بعید است." وی در ادامه می افزاید: "باید روی کارکترها سرمایه گذاری شود و آدم های شاخص الگو شوند چون مخاطب شب و روز با مجری زندگی می کند و بسیار از او تاثیر می گیرد مجری در تمام لحظات بیننده حضور دارد در تمام دنیا مجری ها بالاترین دستمزدها را می گیرند و چون سوپراستارها محبوب اند، کسانی که یک در میلیون اند در همین ایران خودمان ما 20 الی 30 مجری عالی داریم آیا نباید روی آنها به خوبی سرمایه گذاری کرد؟ باید مشکل مالی این مجریان حل شود تا دست به هرکاری نزنند و به فرهنگ عمومی لطمه ای وارد نشود."
    واحدی پایان درباره تاثیر مجری بر مخاطب می گوید: "مشکل اصلی ما در دولتی بودن تلویزیون ماست یعنی چون تلویزیون دولتی است دیگر چندان به مخاطب اهمیت نمی دهیم ولی در تلویزیون خصوصی از دست دادن هر مخاطب یعنی از دست دادن بخشی از درآمد و همین مسئله باعث می شود تا برای تهیه کننده مجری از اهمیت زیادی برخوردار باشد. پس طبیعی است کسی که به دنبال کسب پول از تلویزیون است برنامه را با هر شرایطی اجراء می کند و برایش مهم نیست مردم و بیننده چه نظری دارند این مسئله بشدت به اعتماد مردم به تلویزیون ضربه می زند و باعث ریزش بیننده می شود این از اهمیت بسیاری برخوردار است که مجری با خلاقیت خویش بتواند برنامه ای جذاب را خلق کند."


    همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوینده نیاز دارن
    اما از همه جالب تر نظر مهران دوستی گوینده رادیویی درباره مجری است: " من یک چیزی می گویم و دوست دارم تیترش کنید همه رسانه ها در جهان ابتدا به گوینده نیاز دارند. نه بازیگر و نه حتی مجری. الان همین آقایی که دارد از این جارد می شود، بیاید و میکروفن بدهید دستش و بگویید درباره فلان چیز حرف بزند یا آب و هوا را گزارش کند، مثل بلبل این کار را می کند. این می شود مجری. برای همه رسانه ها هم مجری، ریخته است. اما بیا به همین آقا بگو امسال سال مولاناتس. می توانید یک بیت شعر از مولانا بخوانید؟ ایشان هم می گوید شرمنده. من نمی توانم. خیلی از گوینده های ما دو بیت شعر حافظ نمی توانند بخوانند ولی اگر به همان آدم بگویید ادای راننده تاکسی را در بیاور، می تواند! این مدل اجرا کردن، تاریخ مصرف دارد، متفاوت بودن آن هم دربه کار بردن بعضی عبارات نسل سومی، تاریخ مصرف دارد. چنین مجری هایی امروز می روند توی بورس و فردا هم خیلی راحت کنار می روند."
    دوستی در ادامه درباره نحوه آموزش گوینده نظرات خویش را مطرح می کند که می تواند در مورد مجری هم صادق باشد: " گوینده مثل بازیگر نیست. 30 سال می ماند. ماندگار است امین حیایی می آید و نهایتا 2 سال ، 5 سال می ماند روی بورس، اما گوینده خوب 30 سال کار می کند. خب، برای چنین چیزی باید هزینه کرد. یکی از هزینه هایش گزینش مناسب است؛ آن هم نه از طریق مراکز دولتی، هزینه دیگر، در اختیار قرار دادن استودیوها برای جوانان است یکی از بهترین دوره ها این است که این ها بیایند و بنشینند کنار من گویندگی کلاس آموزشی ندارد فوت و فن قرائت را شاید بشود یاد داد، اما لحن را نمی شود. ولی شما 5 سال می آیی می نشینی کنار من و کم کم یاد می گیری که البته چنین چیزی هم درحال حاضر به خاطر حجم بالای برنامه ها مقدور نیست."

    از نظرات این کارشناسان چنین استنباط می شود که تلویزیون نیازمند هر دو پدیده است هم شومن که تنها و صرفا در حال سرگرم کردن مردم است و هم کارشناس-مجری... یعنی این دو پدیده به هیچ وجه نافی یکدیگر نیستند و قادر اند که بخوبی در کنار هم زیستی مسالمت آمیز و به دور از حذف یکدیگر داشته باشند چون هر دو نیاز مردم ایران است و این نیاز است که در درجه اول یک فرد یا یک حرفه و شغل را زنده نگه می دارد.
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.