1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اینجا از سیاست خبری نیست...!

شروع موضوع توسط MahD!ye ‏Jan 21, 2014 در انجمن درد دل

  1. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    [​IMG]

    در این تاپیک قصد دارم لحظاتی رو به تصویر بکشم که در عین درد آوری نوید زندگی برای دیگریست
    لحظاتی که ما اونو فراموش میکنیم
    ولی قاب گرفته میشن در بین هم نوعان ما و تبدیل به خاطرات غم انگیز میشن
    اینجا صحبت از سیاست نیست
    اینجا حرفی از جنس ریا نیست
    اینجا قرار نیست کسی را به سخره بگیریم
    قرار نیست بحثی کنیم و جدلی پیش بیاریم
    اینجا فقط باید به نظاره بنشینی
    باید اونی رو ببینی که من و تو شاید از پسش برنیایم
    اونی روبه تصویر بکشیم که کار هر کس نیست
    حتی انعکاسش نیز سخته
    اگه قلبت لرزید با دیدن عکسی و خاطره ای بدون به خدا نزدیکتر شدی
    اگه اشکی بر چشمت جاری شد دست بر آسمانش ببر و برای تمام کسانی که جانی از دست دادن و جانی تازه کردند دعا کن
    برای آن کوچک 7ساله ای که پدر و مادر برایش آرزوها داشتند
    ولی او در دستان پدری جان داد که غرورش اجازه خم شدن به او نمیداد
    تقدیره گاهی نباید با تقدیر جنگید باید کنار آمد
    بوسه میزنم بر دستان پدر و مادری که تمام دنیای خود را هدیه کردند به تمام دنیای دیگری
     
    narges.m، sjd_hk و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    مشهد – خبرگزاری مهر: کلیه ها، قرنیه ها و کبد اعضای بدن مرحوم محمدرضا فدوی ۴۴ ساله به بیماران نیازمند اهدا شد. کلیه های این فرد به دو جوان ۲۳ و ۳۳ ساله در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد پیوند زده شد، همچنین کبد مرحوم فدوی جهت پیوند به بیمارستان نمازی شیراز و قرنیه هایش به بیمارستان خاتم الانبیاء مشهد منتقل شد.

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]
    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]
    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]
     
    narges.m از این پست تشکر کرده است.
  3. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    مشهد – خبرگزاری مهر: کلیه ها، قرنیه ها و کبد اعضای بدن مرحوم محمدرضا فدوی ۴۴ ساله به بیماران نیازمند اهدا شد. کلیه های این فرد به دو جوان ۲۳ و ۳۳ ساله در بیمارستان امام رضا (ع) مشهد پیوند زده شد، همچنین کبد مرحوم فدوی جهت پیوند به بیمارستان نمازی شیراز و قرنیه هایش به بیمارستان خاتم الانبیاء مشهد منتقل شد.

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]
    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]
    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 595 در397 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  4. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    اهداء عضو یکی از بیماران مرگ مغزی در بیمارستان امام خمینی(ره) تهران

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 590 در411 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 590 در411 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 590 در411 پيكسل .
    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]

    [​IMG]براي نمايش در سايز اصلي بر روي نوشته كليك كنيد ، مشخصات تصوير هست 590 در411 پيكسل .
    [​IMG]
     
    narges.m و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  5. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    خداحافظی پدر و مادر و تعظیم کادر پزشکی‌ به بچه‌ای که مرگ مغزی شده و قراره کبد و کلیه اش جان دو انسان دیگر را نجات دهد.
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
  7. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    [​IMG]
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  8. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    کلیه‌ها، کبد، قلب و لوزالمعده یک مرد شیرازی که مرگ مغزی شده بود، به پنج بیمار در آستانه مرگ از جمله رضا‌داوودنژاد بازیگر جوان سینما و تلویزیون زندگی بخشید. روز ۱۶ اردیبهشت امسال یک مرد ۴۴ ساله شیرازی به نام سیدمحمدرضا کاکاوند در پی سردرد شدید به بیمارستان شهید چمران و سپس به بیمارستان نمازی شیراز انتقال یافت و پزشکان علت آن را عوارض ناشی از تومور مغزی دانستند که وی شش سال پیش آن را جراحی کرده بود.
    به همین د لیل، پزشکان تلاش خود را برای درمان وی و نجات او از مرگ به کار بستند، اما او به کما رفته بود و فقط دستگاه‌های احیاگر بود که با بوق‌های مداوم خود حیات او را تایید می‌کرد تا اینکه سرانجام پس از چند روز، بوق ممتد دستگاه‌های احیاگر نیز یکباره خاموش و او دچار مرگ مغزی شد.
    در شرایطی که بچه‌ها و همسر سیدمحمدرضا، مرگ وی را باور نداشتند، پزشک با آنها به گفت‌وگو پرداخت و عنوان کرد در صورت تمایل می‌توانید اعضای بدن او را هدیه کنید.
    مادر، همسر و فرزندان وی، پشت در اتاقش جمع شده بودند و به حرف‌های پزشک فکر می‌کردند. آنها به این می‌اندیشیدند که با تصمیم بزرگ خود، می‌توانند جان بیمارانی را که سال‌ها در انتظار دریافت عضو هستند، نجات دهند.
    [​IMG]
    هدیه زندگی به پنج بیمار
    سرانجام همگی موافقت کردند دو کلیه، کبد، قلب و لوزالمعده سیدمحمدرضا در بیمارستان نمازی شیراز به پنج بیمار پیوند زده شود. یکی از کسانی که از این موهبت برخوردار شد، رضا داوودنژاد، بازیگر سینما و تلویزیون بود که کبد سیدمحمدرضا را دریافت کرد.
    همسر این مرد شیرازی درباره این اقدام انساندوستانه گفت: شوهرم شش سال پیش به دلیل تومور مغزی در بیمارستان نمازی شیراز عمل جراحی شد و بهبود یافت. به دلیل شرایط این چند سال، او مغازه کوچکی اجاره کرد و به تزئینات خودرو روی آورد. درآمدش اندک بود، اما با روزی حلال سفره خانه‌مان را پررونق کرده بود.
    وی اضافه کرد: محمدرضا مرد مهربان و دلسوزی بود. با این که از چند روز پیش سردرد شدیدی گرفته بود، اما وانمود می‌کرد حالش خوب است و نمی‌خواست من و بچه‌ها ناراحت شویم تا این که در پی شدت سردرد شوهرم، روز ۱۶اردیبهشت او را به بیمارستان چمران برده و بستری کردیم. همان‌جا یکباره قلبش از کار ایستاد و دوباره احیا شد.
    وی با اشاره به اقدامات پزشکی برای نجات جان شوهرش گفت: او را به بیمارستان نمازی شیراز منتقل کردند، اما پس از چند روز بستری شدن در این بیمارستان پزشکان گفتند او دچار مرگ مغزی شده است.
    زن، مرگ شوهرش را هنوز باور ندارد، اما از این که خداوند به او لطف کرده تا بتواند تصمیم بزرگی در زندگی بگیرد و با ایثار خود به پنج بیمار زندگی هدیه کند، خوشحال است.
    زن یادآور شد: من، بچه‌ها و خانواده‌ام خیلی خوشحال هستیم که قلب، کلیه‌ها، کبد و لوزالعمده شوهرم به بدن پنج بیمار که مدت‌ها با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردند، پیوند زده شده است.
    بازیگر جوان زندگی دوباره یافت
    زن از این که کبد شوهرش به یک بازیگر جوان تلویزیون و سینما پیوند زده شده است، خوشحال است.
    او در این باره گفت: روزی که مرگ مغزی شوهرم در بیمارستان نمازی شیراز تایید شد از برادر شوهرم شنیدم که رضا داوودنژاد بر اثر بیماری کبد در جدال با مرگ قرار دارد که خیلی ناراحت شدم.
    وی اضافه کرد: همان موقع احساسی خاص که قابل وصف نیست، در درونم شکل گرفت. از خدا خواستم حالا که قرار است اعضای بدن شوهرم اهدا شود، یکی از گیرنده‌های اعضا این جوان باشد. دیدن این هنرمند روی تخت بیمارستان که با ایفای نقش‌هایش مردم را شاد می‌کرد، بسیار ناراحت‌کننده بود و این خواست خدا بود که این پیوند عضو انجام شود.
    تولد دوباره‌تان مبارک
    زن ادامه داد: درست است که شوهر مهربانم ما را برای همیشه ترک کرده است، اما از این‌ که او به پنج بیمار زندگی دوباره بخشید خوشحالم و می‌خواهم به این پنج هموطن که گیرندگان عضو هستند بگویم تولد دوباره‌‌تان مبارک. خیلی دوست دارم شرایطی فراهم شود تا با رضا داوود نژاد گیرنده کبد شوهرم و چهار نفر دیگر که قلب، دو کلیه و لوزالعمده وی را دریافت کردند ملاقات کنم. از آنها می‌خواهم از امانت‌هایی که در اختیارشان قرار گرفته به خوبی مراقبت کنند.
    خوشحالی پدر از نجات فرزند
    بعد از عمل پیوند کبد رضا داوودنژاد با پدرش علیرضا داوودنژاد به گفت‌وگو نشستیم. او درباره بیماری فرزندش گفت: چندی پیش رضا به دلیل اضافه وزنش، عمل بای‌پس انجام داد و پس از آن، رژیم غذایی خاصی را باید رعایت می‌کرد. اما در شش ماه گذشته به دلیل مشغله کاری، نتوانست رژیم غذایی‌اش را طبق برنامه رعایت کند.
    وی اضافه کرد: علاوه بر آن، کبد او به دلیل اضافه وزن دچار مشکل شده بود و نیاز به عمل پیوند داشت بنابراین رضا ۱۳ روز در بیمارستان لاله تهران بستری شد و طبق نظر پزشکان، او را به بیمارستان نمازی شیراز انتقال دادیم.
    وی یادآور شد در این بیمارستان، پروفسور ملک‌حسینی و دیگر کادر درمانی درصدد بودند تا به محض فراهم آمدن شرایط پیوند عضو، این عمل انجام شود. این کارگردان سینمای کشورمان گفت: صبح روز یکشنبه وقتی شنیدیم خانواده یک بیمار مرگ مغزی اعضای بدن او را اهدا کرده‌اند، هنوز نمی‌دانستیم آیا شرایط پیوند فراهم خواهد شد یا نه؟
    وی ادامه داد: با این حال برای ما یک روزنه امید باز شد و رضا ساعت ۱۰ برای عمل پیوند به بخش جراحی پیوند عضو بیماران انتقال یافت و عمل تا ساعت پنج بعدازظهر طول کشید.خوشحالم که خداوند دوباره فرزندم را به ما هدیه کرد. تصمیمی که این خانواده بزرگوار ـ مرحوم کاکاوند ـ گرفتند، بسیار باارزش بود و با هیچ چیز نمی‌شود از کار خداپسندانه آنها قدردانی کرد.
    علی‌رضا داوودنژاد افزود: از این خانواده صمیمانه سپاسگزاریم. دوست دارم از نزدیک با آنها ملاقات و از اقدام خداپسندانه آنها سپاسگزاری کنم. این کارگردان تلویزیون درباره این که فرزندش رضا نیز جزو کسانی بود که خودش کارت اهدای عضو گرفته بود، ‌گفت: رضا و همسرم هر دو دوست داشتند در صورتی که برایشان مشکلی پیش آمد، اعضای بدن خود را اهدا کنند؛ اما تقدیر برای پسرم این گونه رقم خورد و او گیرنده عضو شد.
     
    narges.m و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  9. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    کلیه‌ها، کبد، قلب و لوزالمعده یک مرد شیرازی که مرگ مغزی شده بود، به پنج بیمار در آستانه مرگ از جمله رضا‌داوودنژاد بازیگر جوان سینما و تلویزیون زندگی بخشید. روز ۱۶ اردیبهشت امسال یک مرد ۴۴ ساله شیرازی به نام سیدمحمدرضا کاکاوند در پی سردرد شدید به بیمارستان شهید چمران و سپس به بیمارستان نمازی شیراز انتقال یافت و پزشکان علت آن را عوارض ناشی از تومور مغزی دانستند که وی شش سال پیش آن را جراحی کرده بود.
    به همین د لیل، پزشکان تلاش خود را برای درمان وی و نجات او از مرگ به کار بستند، اما او به کما رفته بود و فقط دستگاه‌های احیاگر بود که با بوق‌های مداوم خود حیات او را تایید می‌کرد تا اینکه سرانجام پس از چند روز، بوق ممتد دستگاه‌های احیاگر نیز یکباره خاموش و او دچار مرگ مغزی شد.
    در شرایطی که بچه‌ها و همسر سیدمحمدرضا، مرگ وی را باور نداشتند، پزشک با آنها به گفت‌وگو پرداخت و عنوان کرد در صورت تمایل می‌توانید اعضای بدن او را هدیه کنید.
    مادر، همسر و فرزندان وی، پشت در اتاقش جمع شده بودند و به حرف‌های پزشک فکر می‌کردند. آنها به این می‌اندیشیدند که با تصمیم بزرگ خود، می‌توانند جان بیمارانی را که سال‌ها در انتظار دریافت عضو هستند، نجات دهند.
    [​IMG]
    هدیه زندگی به پنج بیمار
    سرانجام همگی موافقت کردند دو کلیه، کبد، قلب و لوزالمعده سیدمحمدرضا در بیمارستان نمازی شیراز به پنج بیمار پیوند زده شود. یکی از کسانی که از این موهبت برخوردار شد، رضا داوودنژاد، بازیگر سینما و تلویزیون بود که کبد سیدمحمدرضا را دریافت کرد.
    همسر این مرد شیرازی درباره این اقدام انساندوستانه گفت: شوهرم شش سال پیش به دلیل تومور مغزی در بیمارستان نمازی شیراز عمل جراحی شد و بهبود یافت. به دلیل شرایط این چند سال، او مغازه کوچکی اجاره کرد و به تزئینات خودرو روی آورد. درآمدش اندک بود، اما با روزی حلال سفره خانه‌مان را پررونق کرده بود.
    وی اضافه کرد: محمدرضا مرد مهربان و دلسوزی بود. با این که از چند روز پیش سردرد شدیدی گرفته بود، اما وانمود می‌کرد حالش خوب است و نمی‌خواست من و بچه‌ها ناراحت شویم تا این که در پی شدت سردرد شوهرم، روز ۱۶اردیبهشت او را به بیمارستان چمران برده و بستری کردیم. همان‌جا یکباره قلبش از کار ایستاد و دوباره احیا شد.
    وی با اشاره به اقدامات پزشکی برای نجات جان شوهرش گفت: او را به بیمارستان نمازی شیراز منتقل کردند، اما پس از چند روز بستری شدن در این بیمارستان پزشکان گفتند او دچار مرگ مغزی شده است.
    زن، مرگ شوهرش را هنوز باور ندارد، اما از این که خداوند به او لطف کرده تا بتواند تصمیم بزرگی در زندگی بگیرد و با ایثار خود به پنج بیمار زندگی هدیه کند، خوشحال است.
    زن یادآور شد: من، بچه‌ها و خانواده‌ام خیلی خوشحال هستیم که قلب، کلیه‌ها، کبد و لوزالعمده شوهرم به بدن پنج بیمار که مدت‌ها با مرگ دست و پنجه نرم می‌کردند، پیوند زده شده است.
    بازیگر جوان زندگی دوباره یافت
    زن از این که کبد شوهرش به یک بازیگر جوان تلویزیون و سینما پیوند زده شده است، خوشحال است.
    او در این باره گفت: روزی که مرگ مغزی شوهرم در بیمارستان نمازی شیراز تایید شد از برادر شوهرم شنیدم که رضا داوودنژاد بر اثر بیماری کبد در جدال با مرگ قرار دارد که خیلی ناراحت شدم.
    وی اضافه کرد: همان موقع احساسی خاص که قابل وصف نیست، در درونم شکل گرفت. از خدا خواستم حالا که قرار است اعضای بدن شوهرم اهدا شود، یکی از گیرنده‌های اعضا این جوان باشد. دیدن این هنرمند روی تخت بیمارستان که با ایفای نقش‌هایش مردم را شاد می‌کرد، بسیار ناراحت‌کننده بود و این خواست خدا بود که این پیوند عضو انجام شود.
    تولد دوباره‌تان مبارک
    زن ادامه داد: درست است که شوهر مهربانم ما را برای همیشه ترک کرده است، اما از این‌ که او به پنج بیمار زندگی دوباره بخشید خوشحالم و می‌خواهم به این پنج هموطن که گیرندگان عضو هستند بگویم تولد دوباره‌‌تان مبارک. خیلی دوست دارم شرایطی فراهم شود تا با رضا داوود نژاد گیرنده کبد شوهرم و چهار نفر دیگر که قلب، دو کلیه و لوزالعمده وی را دریافت کردند ملاقات کنم. از آنها می‌خواهم از امانت‌هایی که در اختیارشان قرار گرفته به خوبی مراقبت کنند.
    خوشحالی پدر از نجات فرزند
    بعد از عمل پیوند کبد رضا داوودنژاد با پدرش علیرضا داوودنژاد به گفت‌وگو نشستیم. او درباره بیماری فرزندش گفت: چندی پیش رضا به دلیل اضافه وزنش، عمل بای‌پس انجام داد و پس از آن، رژیم غذایی خاصی را باید رعایت می‌کرد. اما در شش ماه گذشته به دلیل مشغله کاری، نتوانست رژیم غذایی‌اش را طبق برنامه رعایت کند.
    وی اضافه کرد: علاوه بر آن، کبد او به دلیل اضافه وزن دچار مشکل شده بود و نیاز به عمل پیوند داشت بنابراین رضا ۱۳ روز در بیمارستان لاله تهران بستری شد و طبق نظر پزشکان، او را به بیمارستان نمازی شیراز انتقال دادیم.
    وی یادآور شد در این بیمارستان، پروفسور ملک‌حسینی و دیگر کادر درمانی درصدد بودند تا به محض فراهم آمدن شرایط پیوند عضو، این عمل انجام شود. این کارگردان سینمای کشورمان گفت: صبح روز یکشنبه وقتی شنیدیم خانواده یک بیمار مرگ مغزی اعضای بدن او را اهدا کرده‌اند، هنوز نمی‌دانستیم آیا شرایط پیوند فراهم خواهد شد یا نه؟
    وی ادامه داد: با این حال برای ما یک روزنه امید باز شد و رضا ساعت ۱۰ برای عمل پیوند به بخش جراحی پیوند عضو بیماران انتقال یافت و عمل تا ساعت پنج بعدازظهر طول کشید.خوشحالم که خداوند دوباره فرزندم را به ما هدیه کرد. تصمیمی که این خانواده بزرگوار ـ مرحوم کاکاوند ـ گرفتند، بسیار باارزش بود و با هیچ چیز نمی‌شود از کار خداپسندانه آنها قدردانی کرد.
    علی‌رضا داوودنژاد افزود: از این خانواده صمیمانه سپاسگزاریم. دوست دارم از نزدیک با آنها ملاقات و از اقدام خداپسندانه آنها سپاسگزاری کنم. این کارگردان تلویزیون درباره این که فرزندش رضا نیز جزو کسانی بود که خودش کارت اهدای عضو گرفته بود، ‌گفت: رضا و همسرم هر دو دوست داشتند در صورتی که برایشان مشکلی پیش آمد، اعضای بدن خود را اهدا کنند؛ اما تقدیر برای پسرم این گونه رقم خورد و او گیرنده عضو شد.
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.
  10. MahD!ye

    MahD!ye مدیربخش زنگ تفریح

    15,168
    16,846
    1,083
    بارها از زندگي پس از مرگ صحبت كرده ايم و از زنده شدن و برخاستن روح در سراي باقي، اما اين بار سخن از انسانهايي است كه با مرگ خويش تولدهاي دوباره اي را بخشيدند تا جاودان بمانند و سبكبارتر و خالصانه تر به سوي ابديت بشتابند.انسانهايي چون علي اصغر زارع كه پيش از پرگشودن و رفتن يادي نيك از خود برجاي گذاشتند.
    به سراغ مادر و همسر ايثارگر، اين اهدا كننده عضو رفته ايم و پاي صحبت هاي آنان نشسته ايم.
    در كنار مادري چون كوه استوار، كه از عزيزش مي گويد.از فرزندي كه نه ماه را به اميد تولدش سپري كرده بود، تا روشني بخش زندگي اش باشد. و سختي ها را بر دوش كشيده بود، تا شاهد به ثمر رسيدن باغ آرزوهايش باشد، و همواره مراقب بود تا مبادا دست روزگار بر چهره فرزندش غباري از غم بنشاند، و حال زماني فرا رسيده بود تا زينب وار پاره هاي تن پسرش را با رضايت خاطر و با ايماني راسخ به ديگري ببخشد تا در ازاي يك فرزند ، سه فرزند را به ياري خداوند در آغوش گيرد.
    در كنار اين مادر زني را مي بينيم ،كه روزي عاشقانه با علي اصغرهم پيمان شده بود تا درتمام مراحل زندگي ، در شادي و غم شريكش باشد.
    همه لحظه هاي به يادماندني و فراموش نشدني اش با اوگره خورده بود، لحظاتي كه با به يادآوري هريك از آنها ، لبخندي حاكي از رضايت بر لبانش نقش مي بست ووجودش را گرماي عشقي به ياد ماندني فرا مي گرفت.
    زني با ايمان كه خداوند خواست، او را در ورطه عشق به آزمايش بگذارد، و او چه سربلند از اين امتحان برون آمده بود، و صبورانه تصميم گرفته بود با امضاي اوراق اهداي عضو، عشقش جاودانه بماند، تا در آينده ازدوست داشتن و از زندگي بخشيدن با فرزندش سخن بگويد.
    به آتنا(فرزندش) بگويد : پدرش چگونه مردي بود، چگونه مردانه زيست و سرانجام چگونه مشتاقانه به سوي معبودش شتافت و دعوت حق را لبيك گفت.


    در كنار جمع صميمي و مهربان زنده ياد علي اصغر زارع هستيم و صحبت هايمان را با مادر آن عزيز آغاز مي كنيم، مادري كه با آرامشي تاثيرگذا ركه نشان از ايمان قوي اوست ، با ما سخن مي گويد:



    *مادر جان ازعلي اصغر برايمان بگوييد.


    - پسرم ( علي اصغر زارع) در سال 1348 متولد شد ، حدودا پنج سال پيش ازدواج كرد كه ثمره آن يك دختر بنام آ تنا ست . اهميت زيادي براي خانواده قايل بود، از او جز خوبي چيزي به ياد ندارم وايماني بسيار قوي و ارادتي خاص به ائمه اطهار داشت .

    *چه حادثه اي رخ داد كه فرزندتان دچار مرگ مغزي شد؟


    - روزاول بهمن ماه بود و ما منتظر بازگشت علي اصغر از محل كارش بوديم، اما انتظارمان طولاني شد، در پي كسب خبري از او بوديم كه به ما اطلاع دادند، تصادف كرده و در بيمارستان پيمانيه در بخش icu بستري شده است.طبق گفته پزشك و پرستاران بخش، پسرم در ساعات اوليه تصادف زنده بوده و بعد در اثر ضربه شديدي كه در اثر صانحه به او وارد شده بود، دچار مرگ مغزي مي شود.



    *شما در زمان اعلام نظرنهايي پزشكان ، مبني براينكه فرزندتان دچار مرگ مغزي شده است، حضور داشتيد؟ چطورشد كه تصميم به اهدا اعضا گرفتيد؟



    - خير، من پس از شنيدن خبر ناگهاني تصادف علي اصغر، به علت اينكه وضعيت مساعدي نداشتم ، در بخش ccu بستري شده بودم، و طبق نظر پزشك معالجم ،كسي اجازه نداشت در مورد وضعيت پسرم با من صحبت كند.


    * پس در زمان اخذ اين تصميم شما بستري بوديد، آگاهي ازعملكرد ديگران باعث ناراحتي خاطرتان نشد؟ در صورت بيمار نبودن چنين اجازه اي ميداديد؟



    - نه تنها ناراحت نشدم بلكه اين تصميم باعث آرامش خاطرم شده است و به اين فكر مي كنم كه در ازاي يك فرزند خداوند سه فرزند به من عطا كرده است و اگر آنجا بودم حتما چنين اجازه اي مي دادم.اصلا آرزوي علي اصغر اينگونه مردن بود. خداوند به من وهمسر مرحومم لطف كرد و علي اصغر را به ما داد و يك روز هم امانتي اش را پس گرفت و خوشحالم كه بازگشت او با سربلندي و افتخار بود .


    *يعني قبل از اين اتفاق، در مورد اهداي عضو و اينكه چه آرزويي دارد، با شما صحبت كرده بود؟


    - البته، يادم هست حدود 20 روز قبل از تصادف، از تلويزيون برنامه ويژه اهدا عضو و پيوند اعضا در حال پخش بود كه علي اصغر صدايم كرد و گفت :مادر بيا اين برنامه را ببين، خوشا بحال كساني كه اينگونه مي ميرند و با اينكار به ديگران زندگي دوباره اي مي بخشند، بعد گفت: مادر من هم خيلي دوست دارم وقتي مي ميرم ، اعضاي بدنم به ديگران حياتي دوباره ببخشد ، بعد آهي كشد و گفت : خدايا يعني اينگونه مردن، نصيب من هم مي شود!


    *ارتباطي با گيرنده اعضا داريد؟


    - سه عضو پسرم به سه نفراهدا شد (دو كليه و كبد) ، خانمي از مشهد كه گيرنده كبد بودند و با ما در تماس هستند و به گفته خودشان هر روز به زيارت امام رضا مي روند و دعايمان مي كنند ، و فروردين 87 لباس عروسي مي پوشد. و دو نفر ديگر كه يكي از آباده اصفهان و ديگري از فيروزآباد است.


    *چه احساسي داريد وقتي گيرنده اعضا را مي بينيد؟


    -احساس مي كنم علي اصغر زنده است ، و خدا را شكر مي كنم كه اعضاي بدن پسرم همانگونه كه آرزويش بود به ديگران زندگي دوباره اي بخشيد .


    *مادر جان چه خواسته اي از خداوند داريد؟


    - خواسته قلبي ام شفاي همه بيماران هست و اينكه دراين دنيا سبب خيري باشم و بتوانم به ديگران كمك كنم.


    از مادر بزرگوارآن مرحوم سپا سگذاري كرده و صحبت هايمان رابا خانم مهرآوران همسر آن عزيز ادامه مي دهيم:



    * خانم مهرآوران برايمان بگوييد ، چطور شد كه تصميم به اهدا اعضاي همسرتان گرفتيد، آن هم در شرايطي كه مادر ايشان در بيمارستان بستري بودند.



    - در ابتدا تصميم گرفتن برايم بسيار مشكل بود، لحظه به لحظه زندگي پنج ساله با همسرم در برابر ديدگانم بود، نمي توانستم تصور كنم كه علي اصغر ديگردرميان ما نخواهد بود و آتنا فرزندم از داشتن پدر محروم مي شود، در تصميم گرفتن مردد بودم ،اما زماني كه از جانب آقاي فرحي رابط پيوند جهرم و خانم ساماني مسئول بخش icu چنين پيشنهادي مطرح و در مورد بيماران نيازمند عضو ليست انتظار با من صحبت شد، خداوند آرامش عجيبي در قلبم نهاد ، با خود گفتم:خدايا راضيم به رضاي تو، و به وصيت شوهرم عمل كردم و رضايت دادم و از تصميمي كه گرفتم، پشيمان نيستم.



    * هدفتان از اين كار چه بود؟


    - به وصيت همسرم جامعه عمل بپوشانم وديگر اينكه به دردمندان ليست انتظار پيوند اعضا كمك شود.




    *آتنا درباره پدرش چيزي ميداند؟


    - با توجه به اينكه اتنا فقط سه سال دارد ، پذيرش اين مطلب برايش دشوار است، به همين دليل فعلا در اين مورد چيزي به او نگفته ايم.اوايل مدام سراغ پدرش را ميگرفت و بهانه گيري ميكرد و مدام
    مي پرسيد: بابام كجاست؟
    من هم مي گفتم : خدا بابا رو خيلي دوست داشته و برده پيش خودش ، و او هم با تفكر كودكانه اش از خدا مي خواست پدرش را به زمين برگرداند تا آتنا ببوسدش.
    در آينده در مورد پدرش با او صحبت خواهم كرد، تا اتنا بداند پدرش چه شخصيتي داشت، چگونه زيست و چگونه به آرزويش رسيد.

    * بهترين خاطره اي كه از همسرتان به ياد داريد؟


    - تمام دوران زندگي با همسرم برايم خاطره است، حتي مرگ همسرم كه به ديگران تولدي دوباره بخشيد.



    * چه آرزويي داريد؟


    از خداوند مي خواهم همانند همسرم چنبن مرگي نصيبم شود و سعادت اين را داشته باشم تا زماني كه آخرين علايم حيات در من هست ، به ديگران كمك كنم. تا يادي نيك از خود بر جاي گذاشته و توشه اي براي اخرت داشته باشم.


    * خانم مهرآوران اگر حرفي ناگفته داريد ،مي شنويم.


    براي همه بيماران ارزوي بهبودي و شفاي عاجل را دارم، از تلاش بي دريغ واحد فراهم اوري پيوند اعضا جهرم و بخش icu سپاسگذارم ، همچنين از خانواده همسر مرحومم كه در اين مدت همواره پشتيبان و تسلي دهنده خاطر من و فرزندم بوده اند ، قدرداني مي نمايم.
     
    μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده است.