1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم!

شروع موضوع توسط รђเ๓ค ‏Mar 17, 2015 در انجمن داستان و رمان

  1. รђเ๓ค

    รђเ๓ค تمنای هادی عزیز دل عسگری پس نگارا بفرما کجایی؟

    5,209
    15,160
    22,151
    دختر و پسر که روزی همدیگر را باتمام وجود دوست داشتن ، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن … دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد …! پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه، کاغذ را به دختر داد . دختر هم از این فرصت استفاده کرد و حرفش را به پسر گفت که شاید پس از پ…ایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه … دختر قبل از این که نامه ی پسر را بخواند ، به اون گفت : دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..!پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد…………در همین حال ماشینی به پسر زد و پسردرجا مــُـرد … دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود!وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم!
    :134:
     
    *ĦØRÂ*، setareh، nagi و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *ĦØRÂ*

    *ĦØRÂ* ☆°H○Ra°☆

    3,514
    10,971
    49,317
    خیلی قشنگ بود مرسی
     
    รђเ๓ค از این پست تشکر کرده است.
  3. รђเ๓ค

    รђเ๓ค تمنای هادی عزیز دل عسگری پس نگارا بفرما کجایی؟

    5,209
    15,160
    22,151
    فدا