1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اولین پست من :)

شروع موضوع توسط ❤ katy perry ❤ ‏Jan 20, 2014 در انجمن مطالب طنز

  1. مادر بزرگ رفیقم میخواد خونه بخره به بنگاهی سپرده ساختمون اینترت پر سرعت داشته باشه
    اون وقت مادر بزرگ من اومده خونمون سس خرسی رو تو یخچال دیده داد میزنه الهام‎ ‎م م دختر بیا عروسکت رو تو یخچاله بردار ^_^
    به قول کامران ناموسن قدر این فرشته هارو بدونید
    امضا = الهام
     
  2. تامسون چيست؟؟
    .
    .
    كلمه اي ك بهنگام تماشاي دربي از دهان مبارك دخترخاله ام بيرون آمده و منظور او همان نيلسون درة اره بان پرسپوليس بوده است، ب ايــــن صورت:
    عععععع من ايــــن بازيكنه رو ميشناسم،همونيه ك خارجيه و شب يلدا با زنش اومده بود شبكه سه، اسمش چي بود امير؟؟
    آهــــــان يادم اومد تامسون!!
    خو خواهرمن تو اگه حرف نزني نميشه، بازيكن شناس؟؟!!
     
  3. flor@ns

    flor@ns دعا کن برای منو آرزو هام....

    767
    2,105
    317
    باحال بود مرسی
     
  4. اینم یکی از گفته های شگفت انگیز پسرعموم:
    عشق مثل گنجشک میمونه...
    اگه سفت بگیرش،می میره
    اگرم شل بگیریش،میپره
    باید یه جوری بگیرش ک قشنگ بر.ی.نه کف دستت!!!!
     
  5. ما وختی اینترنت خونمون قطع میشه
    یهو همه یه جوری باهم از اتاقاشون میان بیرون انگار زلزله اومده :35:)))
     
  6. بچه های فامیل کم بود؟؟؟ حالا از دیشب, مامان بابام ادب و نزاکت بچه های عاقا مرتضی ( داداش مرضیه تو آوای باران) رو میکوبن تو سرم...
     
  7. آقا گودزیلامون (۶سالشه) آورده یه عکس سیاه که هیچی توش معلوم نمی شه
    بهم نشون میده میگه این عکسمه کنار دریا :smile:
    بعد من گفتم این که هیچی معلوم نی
    میگه: آخه برقا رفته بود
    من ٬_٬
    سامان ؛)
    ماهی ها @-@
     
  8. امشب چون شبِ عید بود, بابام رفت شیرینی بخره. مامی و خواهرم داشتن تو آشپزخونه الویه درست میکردن. دستشونو بدجور بریدن دوتایی با تیغِ خوردکن...
    بابام اومد خونه شیرینی به دست. گفتم عیدِ بابا عیدی بده ^_^
    بابامم دستشو کرد جیبش اومد عیدی بده ییهو دستایِ مامی و خواهرمو دید ک بستن , طیِ ی حرکت ک مختصِ باباهاس در این مواقع, پولارو دوباره کرد تو جیبش!_!
    همچینم شلوغ کرد گفت اوه اوه چی شده ه ه ه خلاصه خودشو زد ب اون راه:$
    گفتم اِاِاِ میخواستی عیدی بدی ی ی ی ..
    پدرِ فرصت طلبِ ما داریم؟؟؟ البته آخر شب بهمون داد :35:)
     
  9. گودزيلامون از 3 روز پيش همش ميگفت كه قلبم درد ميكنه.......
    پسره وقتي ميشينه ،وقتي پاميشه،ميگه قلبم ميخواد بگيره،
    قلبم الان مي ايسته وازين حرفا.....
    مامانم خيلي نگرانش شد،امروز بردتش دكتر....
    دكتر:سلام پسرم كجات درد داره؟
    گودزيلامون:قلبم دردميكنه....(دستشو روي سمت راست گذاشته بود)
    دكتر: يني شما قلبتون سمت راستتونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    .
    .
    .
    هيچي ديگه ..مامانم ازگوشاش كشيد اوردش خونه... آبروي كل خونواده روبرد بيشعور....يني هممون توجه نكرديم پسره سمت راستش درد ميكرد.........
    خخخخخخ
     
  10. مادر بزرگم اینا یه مرغ مینا دارن ولی پسره اسمشم مانیه.حالا خالم برده بود شسته بودتش.بعد مادرجونم اوردش گذاشتش تو قفسش داشت براش غذا میذاشت یهو گفت:ببین میبریمت حموم ، زیرتو تمیز میکنیم ، غذا میذاریم برات...ولی تو بازم خری!!!!!!!!!
    عایا؟خره یا مرغ مینا.ما ک نفهمیدیم!شما فهمیدید ب ما هم خبر بدید.
    محبت المادربزرگنا فی الحلقوم شما!امممممممممممین