1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اوج بخشندگی

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 17, 2012 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    حاتم را پرسیدند که :« هرگز از خود کریمتر دیدی؟»گفت : بلی، روزی در خانه غلامی یتیم فرودآمدم و وی ده گوسفند داشت. فی الحال یک گوسفند بکشت و بپخت وپیش من آورد. مرا قطعه ای از آن خوش آمد ، بخوردم .گفتم : « والله این بسی خوش بودغلام بیرون رفت ویک یک گوسفند را می کشت وآن موضع را (آن قسمت ) را می پخت وپیش ...
    من می آورد. و من ازاین موضوع آگاهی نداشتم.چون بیرون آمدم که سوار شوم دیدم که بیرون خانه خون بسیار ریخته است.پرسیدم که این چیست؟گفتند : وی (غلام) همه گوسفندان خود را بکشت (سربرید) .وی را ملامت کردم که : چرا چنین کردی؟گفت : سبحان الله ترا چیزی خوش آید که من مالک آن باشم و در آن بخیلی کنم؟پس حاتم را پرسیدندکه :« تو در مقابله آن چه دادی؟»گفت : « سیصد شتر سرخ موی و پانصد گوسفندگفتند : « پس تو کریمتر از او باشی! »گفت : « هیهات ! وی هرچه داشت داده است و من آز آن چه داشتم و از بسیاری ؛ اندکی بیش ندادم
     
    BlUe و sajjad.y از این پست تشکر کرده اند.
  2. ملیم مکنون
     
    sajjad.y از این پست تشکر کرده است.
  3. Raziyeh

    Raziyeh

    1,038
    2,181
    271
    تکراری بود!ولی بازم ممنون
     
  4. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791