1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

انواع و اقسام سوتی !

شروع موضوع توسط sara ‏Oct 29, 2012 در انجمن خاطرات خنده دار

  1. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,349
    905
    سلام من میخوام سوتی دوستم رو بگم یه روز دوستم شدیدا نیاز به یه دسشویی داشته وقتی پیدا میکنه از بس که خوشحال بوده و بیچاره داشته خفه میشده از فشار اشتباهی دکمه های مانتوشو به جای شلوارش باز میکنه و با خوشحالی میشینه یه کمی که میگذره احساس میکنه زیرش داغ شده وای نمیدونید وقتی از دستشویی اومد بیرون چه قیافه ای داشت اگه برج زهرمارم نگاش میکرد از خنده منفجر میشد ما از خنده اشک توی چشمامون جمع شده بود


    مامانم میخاست با فروشنده باکلاس حرف بزنه گفت اقا جیراب دارین

    ترم ۱ دانشگاه بودم مامانم گفته بود جوگیر نشی زود بری ابروهات روبرداری.هنوز هفته دوم از ترم تموم نشده بود که وسط دانشگاه یه پسر اومد جلوم ایستاد فکر کردم میخواد پیشنهاد بده اما پاچه شلوارش رو داد بالا و رو به دوستاش با صدای بلند گفت:پاهای من از ابروهای این خانم تمیزتره.من که اشک تو چشمام حلقه زده بود به جای کلاس رفتم آرایشگاه و گفتم کامل ابروهام رو بردار



    یه بار با خواهرم رفته بودیم خرید، خواهرم گفت تا من حساب کنم تو برو وسایلو بذار صندوق عقب ماشین
    منم رفتم دزدگیر ماشینو زدم و سوئیچو تو صندوق عقب چرخوندم
    تنها چیزی که اون لحظه از خواهر نامرتبم انتظار نداشتم این بود که چطور اون پشت همه چی مرتبه!
    خلاصه خریدارو گذاشتم تو صندوق و اومدم در صندوقو ببندم دیدم بسته نمیشه منم با همه توانی که داشتم درو می بردم بالا و محکم می کوبیدم تا بسته بشه و یه ۳ ، ۴ بار این کارو کردم که دیدم یه خانومی از تو ماشین پیاده شد میگه خانووووووووم چیکار می کنی؟ماشینو اشتباه گرفتی!!!!
    منم هاج و واج بهش نگاه می کردم،نگو در ماشین اینا کلا باز بودو من بازش نکرده بودم!:279:
    یهو برگشتم پشتمو نگاه کردم دیدم ماشین ما عقبی اس (((((((((
    تنها کاری که تو اون لحظه می تونستم انجام بدم این بود که بدو بدو رفتم خرید به بغل تو ماشین خودمون نشستم
    یعنی حرکتم رو در صندوق عقب ماشین مردم آخرش بود!!!!



    موقع امتحان گواهی نامه رانندگی افسر به پسر خاله ام بعد از چنتا دستور گفت وایسا بعد بهش گفت حالا عقب برو(دنده عقب) که پسر خالم خیلی راحت پیاده شد ورفت صندلی عقب نشست افسره از خنده مرده بودبعذش با همون خندش که بند نمی امد گفت قبولی


    یکبار سوار تاکسی شده بودم و صندلی جلو هم نشسته بودم ، یک پیرزن بهمراه دوتا جوون هم عقب نشسته بودن، اولین نفری که پیاده شد پیرزن بود که به جای کل کرایه چند تا سکه داد که یک دهم کرایه هم نمیشد و گذاشت رفت
    راننده یک کمی عصبانی شد و گفت ببین آقا یک عذرخواهی هم نمیکنه که پول نداره ، من هم کلی تایید کردم راننده را ، بعد از طی مسیری دوتا جوون که با هم بودن پیاده شدن و هی بهم تعارف کردن و جیب هایشان را گشتن و مشخص شد اونها هم پول ندارن
    راننده که داشت منفجر میشد یک گاز محکمی به ماشین داد و با فحش دادن حرکت کرد ، منهم مدام تایید میکردم که همشون کلاه بردار بودن و مگه میشه آدم جیبش را نگاه نکنه و سوار تاکسی بشه ، خلاصه از ما تایید و از راننده هم درددل که شغل بدی داره و گیر چه آدمهایی افتاده امروز ، دیگه داشتیم به مقصد میرسیدیم که دست کردم تو جیبم و یکدفعه دنیا رو سرم خراب شد
    یادم افتاد صبح شلوارم را که شسته بودم پوشیدم و کیف پولم داخل اون یکی شلوارم جا مونده ، دوست داشتم صندلی دهان داشت و منو قورت میداد ، یک کمی من و من کردم و آروم گفتم آقای راننده یک چیزی میگم ولی خودتون را کنترل کنید ، میشه دربست برگردیم در خونه ما تا اونجا کل کرایه را بدم
    آخه من هم بله… ، یکدفعه زد روی ترمز گفت تا اون روی سگم بالا نیومده گمشو برو بیرون ، منم دیدم توضیح و ارائه راه حل بی فایده است ،دوپا داشتم ،برای اینکه همون دو تا پا راداشته باشم، فرار را بر قرار ترجیح دادم . امیدوارم هیچوقت شما تو چنین وضعی گیر نکنید. ببخشید که طولانی شد .



    تو یه مسابقه کشتی چند سال پیش یه سطل میزاشتن که ورزشکارا آب شستشو دهانشنو میریختن تو اون یه کشتی گیر سنگین وزن آورده بودن بنده خدا از شدت تشویق تماشاچیا موقع استراحت وقت اول هول شد اون سطلو یهو کشید سرباقی جریانو میدونین دیگه سالن منفجر شد



    من و دوستام می خواستیم بریم اردو(مشهد)،همون اول کاری تو قطار خواستیم بریم دستشویی که اتفاقا دستشویی هم پر بود…
    ما هم چند دقیقه صبر کردیم طرف نیامد بیرون شروع کردیم به تیکه انداختن : مثلا عزیزم پیچ گوشتی می خوای؟بیام کمک؟تازه آهنگ هم می خوندیم.
    بالاخره طرف آمد بیرون و ما دیدیم مدیرمونه!!!!اصلا زبونمون بند آمده بود تا آخر سفر رومون نشد با مدیرمون حرف بزنیمD:


    بار رفتم بیمارستان ۱پسره ای اومده بود سرما خورده صدای گرفته زیپشم باز بود شورتشم امریکای کلی بهش خند یدیم اونم فک کرد خبریه برگشت گفت خانوم محترم من نامزد دارم منم برگشتم گفتم اول زیپتو بکش بالا بعد حرف بزن قیافش دیدنی بوداااااااااا

    یه بار با دوستم سوار اتوبوس شده بودیم دوستم گفت این اتوبوس تو ایستگاه نگه نمی داره باید بریم جلو بگیم نگه داره ماهم رفتیم جلو.
    قسمت آقایون هم شلوغ بود و تا جلو در خانمها وایستاده بودن.از شانس ما این اتوبوسه تو ایستگاه زد رو ترمز،دوستم افتاد روی من منم افتادم رویه یه پسره و نقش زمین شدیم.بیشعور پسر داد زد :آقای راننده اینا به ما تجاوز کردن. منو میگی مردم از خجالت از اتوبوس پیاده شدیم پشت سرمونم نیگا نکردیم کرایه اتبوسو هم ندادیم
     
    pirane، Goln@r، mania20 و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    ای واایییییییی منم زیاد سوتی از رفقا دارم
     
  3. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    دیشب خسته بودم وسط هال ولو شدم ، خوابم برد، نصف شبی یه لحظه احساس کردم نفسم بالا نمیاد و دارم خفه میشم، جد و آبادم اومد جلو چشم!! افتادم به سرفه کردن و نفس نفس زدن، قشنگ اینقد سرفه کردم که بنفش شدم!
    یکم که تونستم نفس بکشم تو اون تاریکی نگا بالا سرم کردم، دیدم بابام وایساده داره هر هر میخنده!!همینجوری، مات و خواب زده پرسیدم چیه؟!؟ چی شده؟؟
    با خنده و خیلی ریلکس گفت:هیچی ندیدمت، پام رفت رو گردنت، بخواب بخواب!!!:16:
     
    ♥سایه♥، ❥ℳĀΣĐξĤ❥، sara و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. :35:منم یبار برا فامیلا چای بردم بعد از تعارف کلی ازم تعریف کردن بعد من اومدم بگم بعد از اینکه آب جوشو ریختم...
    که سوتی دادمو بجای ریختم گفتم ریتَم...
    دیگه خودتون فکرشو بکنین...(اشتباه شنیداریشو)
    داداشم که هنوز ولم نکرده یادش که میاد مسخرم میکنه!
     
    ❥ℳĀΣĐξĤ❥، sara و elaheh از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. nama

    nama

    1,808
    2,577
    355
  6. marzieh

    marzieh

    6,019
    4,021
    553
  7. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    اون ماجرا اولیه خیلی توپ بود!!!
    من که مردم از خنده...کلا کار دخترا همیشه خنده داره....
     
  8. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,349
    905
    همه سوتی میدن محمد حسین دیگه ضایع نکن:69:
     
  9. MHK1372

    MHK1372 I,R.I.B

    4,286
    5,863
    906
    ماها دیگه نمی ریم دستشویی دکمه پیرهنمونا باز کنیم...
    فک کن خیلی ضایع است...
     
  10. sara

    sara ♥ مـــلـــکــه انـجـمـن ♥

    3,121
    7,349
    905