1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اندر حکایت شیخ و مریدان...

شروع موضوع توسط sargoli ‏Aug 25, 2014 در انجمن مطالب طنز

  1. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    [​IMG]

    مریدی روشن فکر جمله ای زیبا از چارلی چاپلین نقل نمودی شیخ خشمگین گردیده شمشیر از بر کشیده مرد را به دونیم تبدیل نمودندی و آنگاه دیگر مریدان را ندا دادندی:

    مگر نه اینکه خواجه چاپلین لال بوده و هرگز در هیچ فیلمی سخنی نگفته، پس چگونه است این مرد از وی نقل قول میکند؟!!

    مریدان چون همیشه با شنیدن استدلال شیخ رم نموده، زیر جامگان جر و واجر داده و چون چاپلین قدم برداشته به سوی مقصدی نامعلوم ناپدید گردیدند...

    "المنطق الشیخ فی اصابة بالروشنفکری
     
    hossin، saeid-ha، nagi و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    روزی شیخنا و مولانا اندر مراتب تعصب نقل می کردند که که ابن شکاک و همسرش تا نیمه شب در میهمانی بودند و چون به منزل شدند ابن شکاک ابتدا کلید را بر در بیانداخت و خود داخل شد و بلافاصله همسر ایشان پس از وی به منزل شد.
    ابن شکاک که در شک کردن شهره آفاق بودی یقه زن را بگرفت که: "تا به حال در کدامین گور بودی و اینک چه وقت آمدن است"!!!
    مریدان چون این روایت بشنیدند در دو راهی خنده و گریه چنان ماندند که بهترین راه را نعره و بیابانگردی تشخیص داده و چنان کردند
     
    hossin، saeid-ha، ѕαмα و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    روزی شیخ ز آسمان صدایی شنید بس هولناک.

    مریدی را ندا در داد که این چه صدا بود ؟

    مرید گفت : یا شیخ طیاره روسی است که در آسمان ذکر خدا همی گوید؟

    شیخ فرمود : نیک است ، لکن ترسم که این ذکر به سجود افتد.

    و مریدان نعره ها زدند و همی گریستند!!
     
    hossin، saeid-ha، ѕαмα و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    روزی شیخ در اینترنت به صفحات فیلتر شده می نگریست و می فرمود : در اینجا چیزی می بینم که شما نمی بینید.
    گفتند چه چیز می بینی یا شیخ؟
    فرمود : آزادی مطلق !
    و مریدان گریستند.
     
    hossin، saeid-ha، ѕαмα و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    شیخ را گفتند نیاز به مسکن کم شده.
    شیخ بگفت : و نیاز به قبر زیاد !
    و مریدان گریستندی.
     
    hossin، saeid-ha، ѕαмα و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    روزی شیخ را گفتند چرا هواشناسی دمای هوا را کم اعلام همی کردندی ؟
    گفت : از برای اینکه مردمان خنک تر گردند.
    و مریدان نعره زدند و از هوش رفتند.
     
    hossin، ѕαмα، بوق و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    گفتند قیمت زرد آلو آذربایجان 5500 است.
    گفت خب نخرید.
    مریدان سر به دیوار کوفتندی.
     
    hossin، ѕαмα، بوق و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    روزی پرسیدند فزودن قیمت گاز از برای چیست ؟
    فرمود از برای رونق نساجی و هاکوپیان.
    و مریدان همی گریستند.
     
    hossin، ѕαмα، بوق و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    روزی شیخ از بازار گذر کردی ، گوسفند مذبوحی را دید در قصابی آویزان و مردمان هیچ یک توان و یارای خرید نداشت. شیخ فرمود : عمر این گوسفند بعد از مرگ درازتر است از عمرش قبل مرگ.
    و مریدان مدهوش گشتند و نعره ها زدند.
     
    hossin، ѕαмα، بوق و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. sargoli

    sargoli چه زود میگذره...

    8,530
    26,705
    120,055
    شیخ روزی با مریدان از بازار میوه فروشان گذر کرد و گیلاسی دید که کرمی در آن لولیده و به ولع تمام گیلاس همی خورد.
    شیخ گریست و فرمود : خوشا به آن کرم و توانگریش . عمری زیستم و نتوانستم چارکی گیلاس بخرم.
    دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
    آسمان و زمین بر ما شده بخیل
    و مریدان رم کردند و سر به بیابان گذاشتند.
     
    hossin، ѕαмα، بوق و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.