1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

امروز در بهارستان، هیچ‌کس غریب‌تر از خود شهدا نبود...

شروع موضوع توسط Admin ‏Jun 17, 2015 در انجمن اخبار سیاسی

  1. Admin

    Admin غواصی فقط تو چشات عضو کادر مدیریت مدیر کل سایت

    12,516
    24,657
    62,903
    شرح حال مراسم امروز

    «امروز در مراسمی که به نام تشییع شهدا در بهارستان برگزارشد،
    هیچکس غریب‌تر و فراموش‌شده‌تر از شهدا نبود...

    نه عکسی از شهدا می‌دیدی،( چندتایی دست چند نفر بود) نه اسمی، نه تقدیری، و نه هیچ چیزی که مراسم را به تشییع شبیه کرده باشه.
    از ورودی سبلان در صیاد تا میدان بهارستان برای تشییع قرق شده بود و اجازه‌ی ورود هیچ ماشینی به سمت بهارستان داده نمی‌شد. اما ماشین‌ها و کامیون‌هایی از قبل توی مسیر پارک شده بودند.
    اولین کامیونی که دیدم زیارت عاشورا پخش می‌کرد اما تمام در و دیوارش شعارهایی در لزوم مبارزه با ورود زنان به ورزشگاه‌ها بود و چند نفر داخلش در حال پخش تراکت بین مردم در مخالفت با این مساله بودند.

    ماشین‌های بعدی همگی بدون این‌که اسمی از ارگان خاصی برده باشن همه به صورت یکسان و هماهنگ شده تراکت‌هایی چاپ شده با خطوط زیبا با شعار نه سازش نه تسلیم نبرد با امریکا و بروشورها و کارت‌پستال‌هایی که تحت نام "شهدا پیامی آورده بودند" بود اما در ادامه ، پیام شهدا رو مبارزه با امریکا اعلام کرده بود.
    دست دسته‌ها و گروه‌های مختلفی که به صورت ارگانی اون‌جا حاضر بودن پلاکاردهایی بود که روش نوشته بود از خون شهدا نمی‌گذریم و با امریکا سازش نمی‌کنیم.

    کسی که در جایگاه قرار رفته بود با سخنان حماسی و هیجانی مردم رو به وحدت و انسجام دعوت کرد و از اون‌ها خواست که بعد از هر جمله اون، بگن مرگ بر امریکا. بعد ازشون خواست دست‌هاشون رو بدن به هم، و دعای وحدت بخونن و در انتها بگن مرگ بر امریکا. می‌گفت ما سازش نمی‌کنیم نه اینکه سازش بلد نیستیم با امریکا سازش نمی‌کنیم و ...
    امروز در بهارستان، من عملا میتینگ سیاسی دلواپسان رو دیدم؛ دلواپسانی که نه دغدغه شهدا رو داشتن و نه کسی نمایندگی اعلام مواضع شهدا رو به اون‌ها داده بود... اما عملا از زنده و کشته‌ی اون‌ها بیشترین استفاده ها رو بردن و بهره‌برداری‌های سیاسیشون رو داشتن.
    غمگین شدم. من رفته بودم برای تشییع شهدای غریبی که غریبانه بازگشته بودند...​

    e3704d9294be11c319bc3ce06de912fd.
    رفته بودم برای تشییع کسایی که غریبانه زیر خروارها خاک جون داده بودن برای ما برای این کشور برای عزت و افتخار ما...
    رفته بودم حالا که بعد از این‌همه سال به شهرمون برگشته بودن بهشون سلام کنم.
    اما اونجا نه سلامی به شهدا بود، نه تقدیری از حماسه‌شون، و نه تشییعی که حتی یه تشییع معمولی باشه.

    دیر اونجا بودم نزدیک شیش اما واقعا خبری از تشییع نبود ازدحام جمعیت بود و گرما و عرق‌ریزان و مردمی منتظر که به حرمت شهدای غریبمون اومده بودن اما فقط با یه میتینگ سیاسی، و بهره‌برداری تبلیغاتی از حضور و احساساتشون روبرو بودن....وتاخیر ورود تابوت‌هایی که می‌آمدند تا در خاک وطن آرام گیرند...
    یکی کنارم دایم به رییس جمهور کشورش، رییس جمهور کشورم به منتخب مردم مرگ نثار می‌کرد. هرچند بار حرف گوش کرد و این شعار رو حذف کرد ولی این تشییع جنازه نبود،وداع با شهدای غواص نبود...
    امروز در بهارستان، هیچ‌کس غریب‌تر از خود شهدا نبود...»

    برگرفته از فیس‌بوک ِ زینب کریمیان​
     
    *ĦØRÂ*، Sαяαb، دختری آسمونی و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. دختری آسمونی

    دختری آسمونی نوکری پیش حسین است که شیرین باشد

    2,787
    27,982
    60,272
    من رفته بودم،غوغا بود اونجا زمین وآسمون یکی شد...
    شهدا... بادلهای همه عشق بازی کردن...
     
    *ĦØRÂ* و Sαяαb از این پست تشکر کرده اند.
  3. دختری آسمونی

    دختری آسمونی نوکری پیش حسین است که شیرین باشد

    2,787
    27,982
    60,272
    من دیروز رفته بودم،تشییع باشکوهی بود واسه شهدا...
    غوغابود اونجا...من اونجابودم مردم چی جوری اشک میریختن...
    مااومدیم تابگیم شهدا هنوز حماسه آفرینی هاتون یادمون نرفته ما جوان ها اومدیم ما همه یکی شدیم!!!
    آدم جوان ،پیر، بچه 1ساله، همه وهمه اومدیم...
    باهرسختی باهرگرمی ماهمه اومدیم تا بگیم شهدا شرمنده ایم که کم کاری کردیم...
    اومدیم سلام کنیم تا بگیم ما هستیم برای خوش آمدگویی فرش زیر پاتون بشیم...
    همه یک صدا گفتیم زیر بار حرف زور آمریکا نمیریم چراکه شماهم نرفتید ماهم نمیریم...
    این مطلب بنظرم اصلا زیبا نیست چرا از زیبایی حرف های شهدا نمیگیم...
    چرا ازمادر شهید گمنامی که بچه اش رو صدامیزد وهنوز چشم انتظار بود...
    وقتی میگفت:علی گمنامم...علی گمنامم...
    من بودم اونجا ودیدم به چشم خودم خارج از همه این حرفا...
    "یاعلی"
     
    *ĦØRÂ* و Sαяαb از این پست تشکر کرده اند.
  4. دختری آسمونی

    دختری آسمونی نوکری پیش حسین است که شیرین باشد

    2,787
    27,982
    60,272